رنگها به انگلیسی؛ نام، تلفظ و اصطلاحات مرتبط با رنگ
راهنمای جامع یادگیری رنگها به انگلیسی: از نام و تلفظ تا اصطلاحات کاربردی
دنیای اطراف ما بدون رنگها هیچ معنایی ندارد. از توصیف لباسی که تازه خریدهایم تا بیان احساسات پیچیده، رنگها بخش جداییناپذیری از ارتباطات روزمره ما هستند. یادگیری رنگها به انگلیسی معمولاً یکی از اولین قدمهایی است که هر زبانآموزی برمیدارد؛ اما آیا تسلط بر این موضوع صرفاً به حفظ کردن چند کلمه ساده مثل آبی و قرمز ختم میشود؟ قطعاً خیر!
برای اینکه بتوانید در مکالمات خود مانند یک انگلیسیزبان بومی (Native) عمل کنید، باید فراتر از کلمات ابتدایی قدم بردارید. شما باید علاوه بر نام رنگها، با ظرافتهای مربوط به ترکیب آنها در جملات، تفاوت رنگهای تیره و روشن، و البته اصطلاحات بسیار جذابی که با رنگها ساخته میشوند، به خوبی آشنا باشید.
در این راهنمای جامع، قصد داریم شما را به یک سفر رنگارنگ در دنیای واژگان ببریم. از ابتداییترین مفاهیم تا پیشرفتهترین ساختارها را به زبانی ساده بررسی میکنیم تا پرونده یادگیری رنگها را یک بار برای همیشه و به صورت اصولی ببندید.
چرا یادگیری دقیق رنگها (Colors) در انگلیسی اهمیت دارد؟
احتمالاً با خودتان فکر میکنید: «من که از دوران مدرسه نام رنگهای اصلی را بلدم، چه نیازی به یادگیری دوباره آنها دارم؟» این دقیقاً همان تلهای است که بسیاری از زبانآموزان در آن گرفتار میشوند!
دانستن واژگان پایه عالی است، اما زمانی که بخواهید یک رنگ خاص و ترکیبی را توصیف کنید یا در آزمونهای بینالمللی منظور خود را با دقت بیشتری برسانید، دایره لغات محدود شما را متوقف خواهد کرد. بیایید بررسی کنیم که چرا یادگیری اصولی و عمیق رنگها یک ضرورت انکارناپذیر است:
- توصیف دقیق در موقعیتهای واقعی: تصور کنید در یک فروشگاه اینترنتی خارجی در حال خرید هستید یا میخواهید آدرس دقیق یک خودرو را به پلیس بدهید. دانستن تفاوت بین Crimson (قرمز متمایل به زرشکی) و Scarlet (قرمز روشن) میتواند تفاوت بین یک ارتباط موفق و یک سوءتفاهم بزرگ باشد.
- تسلط بر اصطلاحات با رنگ (Color Idioms): بومیزبانها در مکالمات روزمره خود عاشق استفاده از رنگها برای بیان احساسات هستند. وقتی کسی به شما میگوید “I am feeling blue”، او آبی نشده است، بلکه احساس غم و افسردگی میکند! یادگیری این اصطلاحات به مکالمه شما روح، عمق و طبیعی بودن میبخشد.
- ارتقای نمره در اسپیکینگ و رایتینگ: استفاده از واژگان دقیق و متنوع (Lexical Resource) یکی از مهمترین معیارهای نمرهدهی در آزمونهای پیشرفته است. توانایی شما در توصیف دقیق طیفهای رنگی، به ممتحن نشان میدهد که دایره واژگان وسیعی دارید.
- تلفظ صحیح و اعتمادبهنفس: دانستن املای یک کلمه به هیچ وجه کافی نیست. تلفظ رنگها در انگلیسی تکنیکهای آوایی خاص خود را دارد که اگر از ابتدا درست تمرین نشود، میتواند باعث کاهش اعتمادبهنفس شما در حین مکالمه شود.
به همین دلیل است که ما در دپارتمان آموزش زبان انگلیسی ایزی انگلیش، همیشه به زبانآموزان خود توصیه میکنیم که حتی مباحث پایهای را با رویکردی عمیقتر و کاربردیتر یاد بگیرند. یادگیری زبان نباید به حفظ کردن طوطیوار و لیستهای طولانی محدود شود؛ بلکه باید مهارت استفاده از کلمات در دلِ موقعیتهای واقعی زندگی را به شما بیاموزد.
دستهبندی و نام رنگها به انگلیسی (از رنگهای اصلی تا ترکیبی)
برای یادگیری اصولی نام رنگها، بهترین روش دستهبندی آنهاست. درست مانند یک نقاش که رنگها را روی پالت خود با دقت مرتب میکند، ذهن ما نیز برای به خاطر سپردن واژگان جدید به نظم و ساختار نیاز دارد.
یادگیری این دستهبندیها یکی از پایهایترین مراحل برای گسترش دایره لغات است و تأثیر مستقیمی بر درک مطلب شما دارد؛ درست به همان اندازهای که تسلط بر ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی برای شروع یک مکالمه روان ضروری است. در این بخش، تمام رنگهای کاربردی را از سطح پایه تا ترکیبات پیشرفته به صورت ساختاریافته بررسی میکنیم تا بتوانید هر چیزی را در دنیای اطراف خود با دقتِ تمام توصیف کنید.

رنگهای اصلی و ثانویه به زبان ساده (Primary & Secondary Colors)
در زبان انگلیسی، رنگهای اصلی (Primary Colors) پایهساز سایر رنگها در طبیعت هستند و شامل قرمز، آبی و زرد میشوند. زمانی که این رنگها را با هم ترکیب کنیم، رنگهای ثانویه (Secondary Colors) مثل سبز، نارنجی و بنفش شکل میگیرند.
در جدول زیر، علاوه بر نام و معنی، راهنمای تلفظ رنگها در این دستهبندی را نیز برایتان آماده کردهایم تا از همان ابتدا کلمات را با تلفظ استاندارد یاد بگیرید
| رنگ به انگلیسی | معنی فارسی | دسته بندی | تلفظ (Phonetic) |
|---|---|---|---|
| Red | قرمز | اصلی (Primary) | /red/ |
| Blue | آبی | اصلی (Primary) | /bluː/ |
| Yellow | زرد | اصلی (Primary) | /ˈjel.oʊ/ |
| Green | سبز | ثانویه (Secondary) | /ɡriːn/ |
| Orange | نارنجی | ثانویه (Secondary) | /ˈɔːr.ɪndʒ/ |
| Purple | بنفش | ثانویه (Secondary) | /ˈpɝː.pəl/ |
رنگهای خنثی، تیره و روشن (Light, Dark & Neutral Colors)
در دنیای واقعی، همه چیز دقیقاً آبی یا قرمز خالص نیست! ما اغلب نیاز داریم شدت یک رنگ را توصیف کنیم. برای این کار در زبان انگلیسی از پیشوندهای خاصی قبل از نام رنگ استفاده میشود:
- برای رنگهای روشن: از کلمات Light یا Pale استفاده میکنیم. (مانند: Light blue – آبی روشن)
- برای رنگهای تیره: کلمات Dark یا Deep را به کار میبریم. (مانند: Dark green – سبز تیره)
- برای رنگهای جیغ و درخشان: از کلمه Bright استفاده میشود. (مانند: Bright yellow – زرد جیغ)
در کنار این ترکیبها، گروه بسیار مهمی به نام رنگهای خنثی (Neutral Colors) وجود دارند. این رنگها در توصیف لباسها، دکوراسیون و چهره افراد به شدت پرکاربرد هستند و شامل سفید، سیاه، خاکستری، قهوهای و کرم میشوند. تسلط بر استفاده صحیح از صفتهای ترکیبی و رنگهای خنثی در قالب جملات، مهارتی است که به شدت روی طبیعی بودن کلام شما تأثیر میگذارد؛ موضوعی که در کلاس آنلاین زبان انگلیسی با تمرینهای مکالمهمحور (Role-play) به صورت ویژه روی آن کار میشود.
در دنیای واقعی، همه چیز دقیقاً آبی یا قرمز خالص نیست! ما اغلب نیاز داریم شدت یک رنگ را توصیف کنیم. برای این کار در زبان انگلیسی از پیشوندهای خاصی قبل از نام رنگ استفاده میشود:
- برای رنگهای روشن: از کلمات Light یا Pale استفاده میکنیم. (مانند: Light blue – آبی روشن)
- برای رنگهای تیره: کلمات Dark یا Deep را به کار میبریم. (مانند: Dark green – سبز تیره)
- برای رنگهای جیغ و درخشان: از کلمه Bright استفاده میشود. (مانند: Bright yellow – زرد جیغ)
در کنار این ترکیبها، گروه بسیار مهمی به نام رنگهای خنثی (Neutral Colors) وجود دارند. این رنگها در توصیف لباسها، دکوراسیون و چهره افراد به شدت پرکاربرد هستند و شامل سفید، سیاه، خاکستری، قهوهای و کرم میشوند. تسلط بر استفاده صحیح از صفتهای ترکیبی و رنگهای خنثی در قالب جملات، مهارتی است که به شدت روی طبیعی بودن کلام شما تأثیر میگذارد؛ موضوعی که در کلاس آنلاین زبان انگلیسی با تمرینهای مکالمهمحور (Role-play) به صورت ویژه روی آن کار میشود.
در ادامه جدول رنگهای خنثی را مشاهده میکنید:
| رنگ به انگلیسی | معنی فارسی | تلفظ (Phonetic) | نکته کاربردی / املایی |
|---|---|---|---|
| White | سفید | /waɪt/ | رنگ پایه و روشنترین رنگ خنثی؛ نماد پاکی و سادگی. |
| Black | سیاه / مشکی | /blæk/ | رنگ تیره مطلق؛ نماد قدرت و رسمیت، پرکاربرد در پوشاک رسمی. |
| Gray / Grey | خاکستری / طوسی | /ɡreɪ/ | نکته مهم: املای Gray در انگلیسی آمریکایی و Grey در انگلیسی بریتانیایی رایج است. |
| Brown | قهوهای | /braʊn/ | نماد زمین و طبیعت؛ یکی از رایجترین رنگها برای توصیف رنگ چشم و مو. |
| Beige | کرم / بژ | /beɪʒ/ | رنگ بسیار پرکاربرد در مد، لباس و دکوراسیون داخلی. |
آموزش تلفظ رنگها در انگلیسی (همراه با جدول و فونتیک)
یادگیری املای نام رنگها تنها نیمی از مسیر تسلط بر این کلمات است؛ نیمه مهمتر، ادای صحیح و تلفظ رنگها با لهجه استاندارد است. در زبان انگلیسی، استرس کلمات (Word Stress) و تلفظ دقیق حروف صدادار نقش کلیدی در درک مطلب و جلوگیری از سوءتفاهم در مکالمات دارند.
برای اینکه بتوانید مانند یک فرد بومی (Native Speaker) صحبت کنید و در آزمونهای بینالمللی با اعتمادبهنفس ظاهر شوید، یادگیری علائم فونتیک بینالمللی (IPA) بسیار کمککننده است. البته اگر هدف شما کسب نمره بالا در بخش Speaking است، توصیه میکنیم در کنار مطالعه خودآموز، از دورههای تخصصی مانند <a href=“/ielts/”>کلاسهای آمادگی آیلتس EZ English</a> استفاده کنید تا تلفظ شما توسط اساتید مجرب ارزیابی و اصلاح شود.
در جدول زیر، تلفظ چالشبرانگیزترین و پرکاربردترین رنگها به انگلیسی را به همراه فونتیک دقیق و نکات کلیدی برای شما گردآوری کردهایم:
| رنگ به انگلیسی | فونتیک (IPA) | محل استرس (Stress) | نکته طلایی تلفظ |
|---|---|---|---|
| Orange (نارنجی) | /ˈɔːr.ɪndʒ/ | بخش اول (Or) | بسیاری از زبانآموزان به اشتباه آن را “اورِنج” میخوانند، در حالی که صدای آخر آن به صورت /dʒ/ (شبیه به ‘ج’ نرم) تلفظ میشود. |
| Purple (بنفش) | /ˈpɜː.pəl/ (UK) /ˈpɝː.pəl/ (US) |
بخش اول (Pur) | در لهجه بریتانیایی حرف ‘r’ تلفظ نمیشود (پِهپِل)، اما در لهجه آمریکایی صدای ‘r’ کاملاً واضح و پیچدار ادا میشود. |
| Turquoise (فیروزهای) | /ˈtɜː.kwɔɪz/ | بخش اول (Tur) | یکی از سختترین کلمات برای تلفظ! این کلمه ریشه فرانسوی دارد. دقت کنید که بخش دوم آن شبیه به “کویز” (/kwɔɪz/) تلفظ میشود. |
| Yellow (زرد) | /ˈjel.əʊ/ | بخش اول (Yel) | حرف ‘Y’ در ابتدای این کلمه صدای /j/ (یِ) میدهد. مراقب باشید آن را با صدای ‘ج’ اشتباه نگیرید. |
| Magenta (سرخابی) | /məˈdʒen.tə/ | بخش دوم (gen) | استرس در این کلمه روی بخش دوم است. بخش اول با صدای بسیار کوتاه ‘شوا’ (Schwa – /ə/) تلفظ میشود (مِـجِنـتا). |
۳ تکنیک کاربردی برای تسلط بر تلفظ رنگها در انگلیسی
برای اینکه تلفظ رنگها ملکه ذهن شما شود، پیشنهاد میکنیم سه قدم زیر را در روتین یادگیری خود قرار دهید:
- گوش دادن فعال (Active Listening): به پادکستها، ویدیوهای یوتیوب یا دیکشنریهای معتبر صوتی مراجعه کنید و تلفظ دقیق هر رنگ را بارها بشنوید.
- تکنیک سایه (Shadowing): بلافاصله پس از شنیدن تلفظ یک فرد نیتیو، سعی کنید کلمه را دقیقاً با همان لحن، استرس و سرعت تکرار کنید. این کار عضلات دهان شما را به ادا کردن صحیح کلمات عادت میدهد.
- توسعه دایره واژگان: یادگیری رنگها زمانی کاربردی است که آنها را در قالب جملات استفاده کنید. برای آشنایی با تکنیکهای بیشتر یادگیری کلمات جدید و قرار دادن آنها در بافت جمله، حتماً سری به بخش آموزش واژگان EZ English سربزنید
جایگاه رنگ در جملات انگلیسی؛ صفت یا اسم؟ (نکات گرامری و پسوند کاربردی ish-)
حفظ کردن لیست رنگها به انگلیسی تنها گام اول است؛ مهارت اصلی زمانی مشخص میشود که بتوانید این کلمات را به درستی در جملات خود به کار ببرید. یکی از اشتباهات رایج زبانآموزان فارسیزبان، تداخل گرامر زبان مادری با گرامر زبان انگلیسی در استفاده از رنگهاست.
در زبان انگلیسی، کلمات مربوط به رنگها میتوانند دو نقش گرامری متفاوت داشته باشند: صفت (Adjective) و اسم (Noun). در ادامه با ذکر مثال، قواعد هر کدام را بررسی میکنیم.
۱. استفاده از رنگ به عنوان صفت (Adjective)
رایجترین کاربرد رنگها در انگلیسی، استفاده از آنها برای توصیف اشیاء است (صفت). برخلاف زبان فارسی که صفت بعد از اسم میآید (مثلاً: ماشینِ قرمز)، در زبان انگلیسی رنگ همیشه قبل از اسم قرار میگیرد.
- فرمول:
Noun + Color(نادرست) ❌ - فرمول:
Color + Noun(درست) ✅ - مثال: .I bought a red car (من یک ماشین قرمز خریدم.)
علاوه بر این، اگر در جمله از افعال ربطی (Linking Verbs) مانند am, is, are, look, seem استفاده کنید، رنگ بعد از فعل قرار میگیرد:
- مثال: .The sky is blue today (آسمان امروز آبی است.)
- مثال: .Your new dress looks stunningly green (لباس جدیدت به طرز خیرهکنندهای سبز به نظر میرسد.)
۲. استفاده از رنگ به عنوان اسم (Noun)
گاهی اوقات خودِ رنگ موضوع اصلی صحبت ماست. در این حالت، رنگ در نقش یک اسم ظاهر میشود و میتواند در جایگاه «فاعل» یا «مفعول» جمله قرار بگیرد.
- رنگ در جایگاه فاعل (Subject):
- مثال: .Black never goes out of style (مشکی هرگز از مد نمیافتد.)
- رنگ در جایگاه مفعول (Object):
- مثال: .My sister prefers yellow over pink (خواهرم زرد را به صورتی ترجیح میدهد.)
اگر در ساختاربندی جملات و درک جایگاه کلمات دچار چالش هستید، جای نگرانی نیست. در کلاسهای آنلاین زبان انگلیسی EZ English، گرامر نه به صورت تئوری خشک، بلکه در قالب مکالمات واقعی و کاربردی به شما آموزش داده میشود.
پسوند اعجابانگیز ish- برای ساخت رنگهای تقریبی!
یکی از تکنیکهایی که باعث میشود انگلیسی شما بسیار طبیعیتر و شبیه به افراد نیتیو (Native) به نظر برسد، استفاده از پسوند ish- است.
گاهی اوقات شما نمیتوانید دقیقاً بگویید یک شیء چه رنگی است؛ مثلاً رنگی بین آبی و سبز است یا «متمایل به قرمز» است. در فارسی محاوره ما گاهی از پسوند «طوری» استفاده میکنیم (قرمزطوری!). در انگلیسی برای نشان دادن این تقریب، کافیست پسوند ish- را به انتهای نام رنگ اضافه کنید.
💡 نکته طلایی املای رنگها با پسوند ish-
اگر رنگی به حرف «e» ختم شود، هنگام اضافه کردن پسوند ish- باید حرف «e» را حذف کنید. برای رنگهایی که به یک حرف بیصدا (Consonant) ختم میشوند که قبل از آن یک حرف صدادار (Vowel) کوتاه است، حرف آخر دابل (Double) میشود:
- Red + ish ➔ Reddish (متمایل به قرمز / قرمزطور)
- Blue + ish ➔ Bluish (متمایل به آبی / آبیرنگ)
- Green + ish ➔ Greenish (متمایل به سبز)
- White + ish ➔ Whitish (مایل به سفید / شیری)
مثال کاربردی: His shirt wasn’t exactly blue, it was more of a bluish grey.
(پیراهن او دقیقاً آبی نبود، بیشتر خاکستری متمایل به آبی بود.)
جذابترین اصطلاحات با رنگ در انگلیسی (Color Idioms)
یادگیری رنگها فقط محدود به توصیف ظاهر اشیاء نیست. در فرهنگ انگلیسی، رنگها نماد احساسات، وضعیتهای مالی و حتی شرایط پزشکی هستند. استفاده از اصطلاحات رنگی (Color Idioms) باعث میشود جملات شما شباهت بیشتری به گویش افراد Native داشته باشد. در این بخش، کاربردیترین این اصطلاحات را برای شما دستهبندی کردهایم.
اصطلاحات رایج با رنگ قرمز (Red) و آبی (Blue)
رنگ قرمز در فرهنگ انگلیسی اغلب با هیجان، خطر یا بدهی گره خورده است، در حالی که آبی معمولاً نشاندهنده حس غم یا وضعیتهای رسمی است.
- In the red (قرمز بودن / بدهکار بودن):
- معنی: زمانی که یک کسبوکار یا شخص بیشتر از درآمدش خرج کرده و در وضعیت بدهی مالی قرار دارد.
- مثال: .The company has been in the red for the last two quarters
- Red tape (تشریفات اداری دستوپاگیر):
- معنی: قوانین و مقررات اداری بیش از حد که باعث کندی روند کار میشود.
- مثال: .We had to cut through a lot of red tape to get the permit
- Out of the blue (ناگهانی / بیخبر):
- معنی: اتفاقی که بدون هیچ نشانهای و کاملاً غیرمنتظره رخ میدهد.
- مثال: .He called me out of the blue after five years
- Once in a blue moon (خیلی بهندرت / سالی یکبار):
- معنی: اشاره به اتفاقی که خیلی کم رخ میدهد.
- مثال: .My brother lives abroad, so I only see him once in a blue moon
جذابترین اصطلاحات با رنگ در انگلیسی (Color Idioms)
یادگیری رنگها فقط محدود به توصیف ظاهر اشیاء نیست. در فرهنگ انگلیسی، رنگها نماد احساسات، وضعیتهای مالی و حتی شرایط پزشکی هستند. استفاده از اصطلاحات رنگی (Color Idioms) باعث میشود جملات شما شباهت بیشتری به گویش افراد Native داشته باشد. در این بخش، کاربردیترین این اصطلاحات را برای شما دستهبندی کردهایم.
اصطلاحات رایج با رنگ قرمز (Red) و آبی (Blue)
رنگ قرمز در فرهنگ انگلیسی اغلب با هیجان، خطر یا بدهی گره خورده است، در حالی که آبی معمولاً نشاندهنده حس غم یا وضعیتهای رسمی است.
- In the red (قرمز بودن / بدهکار بودن):
- معنی: زمانی که یک کسبوکار یا شخص بیشتر از درآمدش خرج کرده و در وضعیت بدهی مالی قرار دارد.
- مثال: .The company has been in the red for the last two quarters
- Red tape (تشریفات اداری دستوپاگیر):
- معنی: قوانین و مقررات اداری بیش از حد که باعث کندی روند کار میشود.
- مثال: .We had to cut through a lot of red tape to get the permit
- Out of the blue (ناگهانی / بیخبر):
- معنی: اتفاقی که بدون هیچ نشانهای و کاملاً غیرمنتظره رخ میدهد.
- مثال: .He called me out of the blue after five years
- Once in a blue moon (خیلی بهندرت / سالی یکبار):
- معنی: اشاره به اتفاقی که خیلی کم رخ میدهد.
- مثال: .My brother lives abroad, so I only see him once in a blue moon
اصطلاحات کاربردی با رنگ سبز (Green)، سیاه و سفید
رنگ سبز در انگلیسی نماد تازگی، تجربه کم یا پول است، در حالی که ترکیب سیاه و سفید برای بیان وضوح مطلق به کار میرود.
- Green with envy (بسیار حسود):
- معنی: کسی که به شدت به موفقیت یا داراییهای دیگری حسادت میکند.
- مثال: .She was green with envy when she saw my new car
- To have a green thumb (گلکاریتان خوب است):
- معنی: کسی که در پرورش گیاهان استعداد ذاتی دارد و گلهایش همیشه شاداب هستند.
- مثال: .My grandmother has a green thumb; her garden is always amazing
- In black and white (مکتوب و رسمی / شفاف و واضح):
- معنی: موضوعی که به صورت کتبی ثبت شده یا به قدری واضح است که جای بحث ندارد.
- مثال: .It is all there in black and white; read the contract again
- White lie (دروغ مصلحتی):
- معنی: دروغ کوچکی که برای جلوگیری از رنجش یا ناراحتی دیگری گفته میشود.
- مثال: .Sometimes a white lie is better than hurting someone’s feelings
اگر میخواهید این اصطلاحات را در محیطی شبیهسازی شده تمرین کنید، پیشنهاد میکنیم از خدمات بهترین اساتید زبان انگلیسی در EZ English بهره ببرید تا در مکالمات واقعی، این اصطلاحات را به کار بگیرید.
سوالات متداول درباره یادگیری رنگها به انگلیسی
برای درک بهتر و رفع ابهامات احتمالی، پاسخ به سوالات زیر میتواند نقشه راه شما را شفافتر کند:
۱. آیا یادگیری نام رنگها برای سطح مبتدی ضروری است؟
بله؛ رنگها از اولین و پرکاربردترین صفات در هر زبانی هستند که به شما کمک میکنند اشیاء پیرامون خود را توصیف کرده و دایره لغات خود را گسترش دهید.
۲. چرا در انگلیسی گاهی به جای رنگ از پسوند ish استفاده میشود؟
این پسوند برای نشان دادن تقریب (متمایل به یک رنگ بودن
استفاده میشود. برای مثال Yellowish یعنی «متمایل به زرد».
۳. تفاوت Color و Colour در چیست؟
هر دو به معنای «رنگ» هستند. Color املای آمریکایی (American) و Colour املای بریتانیایی (British) است. هر دو صحیح هستند اما بهتر است در یک متن، سبک انتخابی خود را تا انتها حفظ کنید.
۴. چطور میتوانم تلفظ صحیح رنگهای خاص مثل Turquoise را یاد بگیرم؟
بهترین راه، گوش دادن به فایلهای صوتی استاندارد و تمرین با الفبای فونتیک (IPA) است که در ابتدای همین مقاله در بخش «تلفظ رنگها» برای شما آماده کردهایم.
۵. کاربردیترین لیست لغات برای شروع یادگیری چیست؟
پیشنهاد ما مطالعه لیست ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی است که شامل اساسیترین رنگها و کلمات روزمره زبان انگلیسی میشود.
