۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی با معنی فارسی و تلفظ

1000 لغت پرکاربرد انگلیسی با معنی فارسی و تلفظ

شروع یادگیری زبان انگلیسی، مانند ورود به یک اقیانوس بی‌کران است. هزاران کلمه، ساختارهای گرامری پیچیده و لهجه‌های متفاوت می‌توانند هر زبان‌آموزی را در ابتدای مسیر سردرگم کنند. سوال اصلی بسیاری از افراد این است: «از کجا باید شروع کنم؟» پاسخ روشن و قطعی است: از واژگان پایه. اما نه هر واژگانی.

تحقیقات زبان‌شناسی نشان می‌دهد که تنها با یادگیری ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی، شما قادر خواهید بود حدود ۸۵٪ از مکالمات روزمره، ایمیل‌ها، و متون عمومی را درک کنید. این کلمات، اسکلت و چارچوب اصلی زبان را تشکیل می‌دهند و تسلط بر آن‌ها، سریع‌ترین و هوشمندانه‌ترین مسیر برای رسیدن به سطح قابل قبولی از تسلط است.

در این راهنمای جامع که توسط تیم متخصصان ایزی انگلیش تهیه شده است، ما فراتر از ارائه یک لیست ساده رفته‌ایم. هدف ما، ارائه یک نقشه راه کامل برای درک، حفظ و استفاده صحیح از این کلمات کلیدی است. شما در این مقاله نه‌تنها لیست کامل این لغات را به همراه ترجمه دقیق و تلفظ صحیح دریافت می‌کنید، بلکه با تکنیک‌های علمی برای به خاطر سپردن آن‌ها و نحوه استفاده در جمله نیز آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید تا پایه و اساس مکالمات انگلیسی خود را برای همیشه محکم کنید.

چرا یادگیری «لغات پرکاربرد با ترجمه زبان انگلیسی» نقطه شروع مکالمه است؟

در دنیای استراتژی، اصلی به نام «پارتو» یا قانون ۸۰/۲۰ وجود دارد که می‌گوید ۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ تلاش‌ها حاصل می‌شود. این اصل به طرز شگفت‌انگیزی در یادگیری زبان نیز صادق است. تمرکز بر یادگیری لغات پرکاربرد با ترجمه زبان انگلیسی، همان ۲۰٪ تلاشی است که ۸۰٪ موفقیت شما در درک و برقراری ارتباط اولیه را تضمین می‌کند.

دلیل این اهمیت، کارایی و بازدهی بالای این کلمات است. این واژه‌ها که به آن‌ها «کلمات پرتکرار» (High-Frequency Words) نیز گفته می‌شود، بلوک‌های سازنده اصلی جملات هستند. افعال، اسامی، صفات و حروف اضافه‌ای که در این لیست قرار دارند، بارها و بارها در طول یک روز تکرار می‌شوند. تسلط بر آن‌ها چندین مزیت استراتژیک برای شما به همراه دارد:

افزایش فوری درک مطلب (Comprehension): وقتی شما مهم‌ترین کلمات انگلیسی را می‌شناسید، هنگام تماشای یک فیلم یا گوش دادن به یک پادکست، به جای تلاش برای فهمیدن تک‌تک کلمات، می‌توانید مفهوم و پیام کلی را به سرعت درک کنید. این فرآیند، اضطراب شما را کاهش داده و یادگیری را لذت‌بخش‌تر می‌کند.

ایجاد اعتماد به نفس برای صحبت کردن: بزرگ‌ترین مانع برای مکالمه، ترس از ندانستن کلمات مناسب است. با تسلط بر این واژگان پایه انگلیسی، شما ابزار لازم برای ساختن جملات ساده اما کامل را در اختیار دارید. توانایی بیان نیازها، احساسات و ایده‌های اولیه، اعتماد به نفسی باورنکردنی به شما می‌بخشد تا بیشتر صحبت کرده و بیشتر یاد بگیرید.

ساخت یک چارچوب ذهنی قدرتمند: این ۱۰۰۰ کلمه، مانند فونداسیون یک ساختمان عمل می‌کنند. شما نمی‌توانید ساختارهای گرامری پیچیده یا کلمات تخصصی را بیاموزید، در حالی که هنوز در استفاده از کلمات ساده‌ای مانند “get”، “have”، “but” یا “because” مشکل دارید. این پایه محکم، یادگیری مفاهیم پیشرفته‌تر در آینده را بسیار ساده‌تر و سریع‌تر خواهد کرد.

بنابراین، تمرکز بر ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی یک انتخاب هوشمندانه و استراتژیک است، نه یک راه میان‌بر سطحی. این کار به شما اجازه می‌دهد تا با صرف کمترین زمان، به بیشترین بازدهی در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی دست یابید.

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های زبان‌آموزان، فراموشی سریع کلمات جدید است. شما زمان زیادی را صرف حفظ کردن یک لیست بلند از واژگان پایه انگلیسی می‌کنید، اما پس از چند روز، بخش بزرگی از آن‌ها را به خاطر نمی‌آورید. این یک تجربه مشترک و کاملاً طبیعی است و مشکل از هوش شما نیست، بلکه از روش شماست.

تکنیک‌های طلایی برای حفظ کردن واژگان پایه انگلیسی به صورت دائمی

حفظ کردن لغت یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری، با تکنیک‌های صحیح، قابل تقویت است. مغز ما برای به خاطر سپردن اطلاعات پراکنده و بی‌ربط طراحی نشده است. برای اینکه یک کلمه برای همیشه در حافظه بلندمدت شما حک شود، باید به آن معنا، کاربرد و ارتباط ببخشید. در ادامه، دو مورد از مؤثرترین و علمی‌ترین تکنیک‌ها را بررسی می‌کنیم که به شما کمک می‌کنند تا این مهم‌ترین کلمات انگلیسی را یک بار برای همیشه یاد بگیرید.

یادگیری کلمات در قالب جمله (Contextual Learning)

تکنیک «یادگیری مبتنی بر بافت» یا Contextual Learning، قدرتمندترین استراتژی برای درک عمیق و حفظ دائمی لغات است. حفظ کردن یک کلمه به صورت تنها (مثلاً: “develop = توسعه دادن”) یک مسیر ناکارآمد است، زیرا مغز شما هیچ سرنخی برای کاربرد و مفهوم واقعی آن دریافت نمی‌کند.

به جای این کار، همیشه کلمه جدید را در یک جمله یا عبارت یاد بگیرید.

  • روش غلط: Book = کتاب
  • روش صحیح: She is reading a **book** about history. (او در حال خواندن یک کتاب در مورد تاریخ است.)

وقتی شما کلمه را در یک جمله می‌بینید، چند اتفاق مهم رخ می‌دهد:

  1. درک نقش کلمه: متوجه می‌شوید که این کلمه اسم، فعل یا صفت است و کجای جمله قرار می‌گیرد.
  2. ایجاد ارتباط ذهنی: مغز شما کلمه book را به مفاهیم دیگری مانند reading و history متصل می‌کند. این شبکه‌سازی، به یادآوری را بسیار آسان‌تر می‌کند.
  3. یادگیری کاربرد واقعی: بسیاری از کلمات چندین معنی دارند. تنها در جمله است که می‌توانید معنای دقیق کلمه در آن بافت خاص را بفهمید.

همیشه برای هر لغت جدیدی که یاد می‌گیرید، یک جمله مثال پیدا کنید یا خودتان بسازید. این کار ساده، تفاوت بین حفظ کردن موقت و یادگیری دائمی را رقم می‌زند.

تاثیر تعامل مستمر و شرکت در دوره‌های استاندارد

یادگیری غیرفعال (Passive Learning) مانند خواندن لیست لغات یا تماشای فیلم، برای شروع خوب است، اما برای تسلط کافی نیست. برای اینکه کلمات از حافظه کوتاه‌مدت به بلندمدت منتقل شوند، باید از آن‌ها به صورت فعال استفاده کنید. این فرآیند که «یادآوری فعال» (Active Recall) نام دارد، زمانی اتفاق می‌افتد که شما تلاش می‌کنید یک کلمه را در حین صحبت کردن یا نوشتن به کار ببرید.

اینجاست که ارزش تعامل و آموزش ساختاریافته مشخص می‌شود. شرکت در یک کلاس آنلاین زبان انگلیسی استاندارد، شما را از یک یادگیرنده منفعل به یک کاربر فعال زبان تبدیل می‌کند. در این محیط:

  • شما مجبور می‌شوید از واژگان جدید برای برقراری ارتباط با استاد و همکلاسی‌ها استفاده کنید.
  • اشتباهات شما در تلفظ یا کاربرد کلمات به سرعت تصحیح می‌شود و این بازخورد فوری، فرآیند یادگیری را به شدت بهینه می‌کند.
  • با قرار گرفتن در معرض سوالات و تمرین‌های هدفمند، به طور مداوم دانش خود را به چالش می‌کشید.

تعامل مستمر، پلی است که دانش تئوری شما از لغات را به مهارت عملی در مکالمه تبدیل می‌کند و این موثرترین راه برای اطمینان از ماندگاری آموخته‌هایتان است.

ارتباط مستقیم گسترش دایره لغات با درک ساختار جملات

آیا تا به حال با وجود دانستن معنی تک‌تک کلمات یک جمله، در فهم کامل مفهوم آن دچار مشکل شده‌اید؟ این تجربه برای بسیاری از زبان‌آموزان آشناست و دقیقاً نقطه‌ای است که ارتباط حیاتی بین «واژگان» و «گرامر» آشکار می‌شود. یادگیری ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی مانند جمع‌آوری آجرهای یک ساختمان است؛ آجرهایی باکیفیت و ضروری. اما بدون «ملات» که همان گرامر و ساختار جمله است، این آجرها هرگز به یک دیوار محکم و یکپارچه تبدیل نخواهند شد.

دانستن کلمات man, dog, bites به تنهایی اطلاعات کمی به ما می‌دهد. اما گرامر به ما می‌گوید که ترتیب The man bites the dog با The dog bites the man دو دنیای کاملاً متفاوت را توصیف می‌کند. درک این ساختار (فاعل-فعل-مفعول) به لغات بی‌جان، معنا و جهت می‌بخشد.

این ارتباط در موارد زیر به وضوح دیده می‌شود:

  1. زمان‌های افعال (Tenses): شما ممکن است فعل go (رفتن) را بشناسید. اما بدون درک ساختار گرامری، تفاوت بین I go, I went, I will go و I am going را درک نخواهید کرد. هرکدام از این ساختارها، داستان متفاوتی را در زمان‌های مختلف روایت می‌کنند. گسترش دایره لغات باید همزمان با یادگیری این ساختارها باشد تا بتوانید از کلمات در زمان و مکان درست استفاده کنید.

  2. حروف اضافه (Prepositions): کلمات کوچکی مانند in, on, at, under, for که جزو مهم‌ترین کلمات انگلیسی هستند، می‌توانند معنای یک جمله را به کلی دگرگون کنند. تفاوت بین I am in the car و I am on the car صرفاً با درک نقش گرامری این حروف اضافه قابل فهم است.

  3. جملات شرطی و پیچیده: برای بیان ایده‌های پیچیده‌تر، نیاز به ساختارهایی دارید که جملات ساده را به هم متصل کنند. یادگیری کلماتی مانند if, because, although, while تنها زمانی مفید است که بدانید چگونه با استفاده از آن‌ها دو عبارت را به شکلی منطقی به هم پیوند دهید.

بنابراین، هرگز یادگیری لغات را فعالیتی جدا از گرامر ندانید. هر لغت جدیدی که می‌آموزید، یک فرصت تازه برای تمرین یک ساختار گرامری است. این دو بال پرواز شما در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی هستند. برای تسلط بر این ساختارها و استفاده صحیح از واژگان پایه انگلیسی که آموخته‌اید، مراجعه به بخش آموزش گرامر انگلیسی EZ English یک نقشه راه کامل در اختیار شما قرار می‌دهد.

چرا تلفظ صحیح لغات به اندازه معنی آن‌ها مهم است؟

تصور کنید در یک رستوران در خارج از کشور هستید و با اطمینان کامل، کلمه‌ای را که به معنی «برنج» (rice) است، به شکلی تلفظ می‌کنید که شبیه «مسابقه» (race) شنیده می‌شود. گارسون با گیجی به شما نگاه می‌کند و ارتباط برقرار نمی‌شود. در این لحظه، دانستن معنی کلمه هیچ کمکی به شما نکرد، زیرا «تلفظ» اشتباه، پل ارتباطی را از بین برد.

چرا تلفظ صحیح لغات به اندازه معنی آن‌ها مهم است؟
چرا تلفظ صحیح لغات به اندازه معنی آن‌ها مهم است؟

بسیاری از زبان‌آموزان تمام تمرکز خود را بر روی حفظ کردن معنی لغات پرکاربرد انگلیسی با ترجمه می‌گذارند و از اهمیت تلفظ غافل می‌شوند. این یک اشتباه استراتژیک است. تلفظ صحیح به سه دلیل اساسی، هم‌وزن و گاهی حتی مهم‌تر از دانستن معنی کلمه است:

  1. قابلیت فهم (Comprehensibility): هدف اصلی از یادگیری زبان، برقراری ارتباط است. اگر دیگران متوجه منظور شما نشوند، تمام دایره لغات گسترده شما بی‌فایده خواهد بود. کلماتی مانند ship (کشتی) و sheep (گوسفند) یا live (زندگی کردن) و leave (ترک کردن) تنها با یک تفاوت کوچک در صدا از هم متمایز می‌شوند. تلفظ اشتباه می‌تواند منجر به سوءتفاهم‌های بزرگ و گاهی خنده‌دار یا شرم‌آور شود.

  2. ایجاد اعتماد به نفس: وقتی کلمات را با لهجه‌ای واضح و صحیح بیان می‌کنید، احساس اعتماد به نفس بیشتری در مکالمه خواهید داشت. این اعتماد به نفس شما را تشویق می‌کند تا بیشتر صحبت کنید و در نتیجه، روان‌تر شوید. ترس از قضاوت شدن به خاطر تلفظ اشتباه، یکی از بزرگترین موانع در مسیر یادگیری زبان است.

  3. تقویت مهارت شنیداری (Listening): گوش شما به شنیدن صداهایی عادت می‌کند که خودتان تولید می‌کنید. وقتی شما یک کلمه را به اشتباه تلفظ می‌کنید، انتظار دارید که آن را به همان شکل اشتباه از دیگران بشنوید. این موضوع باعث می‌شود درک صحبت‌های افراد بومی (Native Speakers) برایتان دشوارتر شود. با تمرین تلفظ صحیح، در واقع گوش خود را برای شنیدن و تشخیص دقیق کلمات در یک مکالمه واقعی آموزش می‌دهید.

به همین دلیل است که در جداول بالا، ستون «تلفظ فونتیک» را گنجانده‌ایم. استفاده از این راهنما و گوش دادن مکرر به تلفظ اصلی کلمات، یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه در مسیر یادگیری شماست. به یاد داشته باشید: تلفظ، موسیقی زبان است و بدون آن، کلمات تنها حروفی بی‌صدا هستند.

نقش استاد و راهنما در تسلط بر ۱۰۰۰ واژه پایه انگلیسی

در عصر اینترنت، منابع خودآموز برای یادگیری ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی بی‌شمارند. اپلیکیشن‌ها، وب‌سایت‌ها و کتاب‌های فراوانی در دسترس هستند. اما آیا این منابع به تنهایی کافی هستند؟ پاسخ کوتاه: خیر. همانطور که یک ورزشکار حرفه‌ای برای رسیدن به اوج عملکرد به مربی نیاز دارد، یک زبان‌آموز جدی نیز برای تسلط واقعی و عمیق بر زبان، از راهنمایی یک استاد بهره‌مند می‌شود. اینجاست که اعتبار و تخصص یک موسسه آموزشی مانند EZ English معنا پیدا می‌کند.

نقش یک استاد بسیار فراتر از ارائه یک لیست لغت است:

  1. تصحیح اشتباهات فسیل شده: بزرگترین خطر خودآموزی، تکرار و تثبیت اشتباهات (Fossilized Errors) است؛ به خصوص در تلفظ و کاربرد لغات در جمله. شما متوجه اشتباهات خود نمی‌شوید و آن‌ها به بخشی از زبان شما تبدیل می‌شوند. یک استاد مجرب مانند یک آینه عمل می‌کند؛ اشتباهات شما را در لحظه شناسایی و تصحیح کرده و راه درست را به شما نشان می‌دهد.

  2. ارائه محتوای زمینه‌مند (Context): یک اپلیکیشن به شما می‌گوید get یعنی «گرفتن». اما یک استاد به شما نشان می‌دهد که get در جملات get a job (کار پیدا کردن)، get tired (خسته شدن)، get it (فهمیدن) و get on the bus (سوار اتوبوس شدن) معانی و کاربردهای کاملاً متفاوتی دارد. اساتید مجرب EZ English با ایجاد سناریوهای واقعی، بازی‌های نقش و تمرین‌های تعاملی، به شما کمک می‌کنند تا لغات را در بستر واقعی آن‌ها بیاموزید.

  3. ایجاد انگیزه و مسیر یادگیری شخصی‌سازی شده: یادگیری زبان یک مسیر طولانی است و حفظ انگیزه در این مسیر دشوار است. یک استاد با تعیین اهداف کوتاه‌مدت، ارائه بازخوردهای سازنده و پیگیری مستمر، شما را در مسیر نگه می‌دارد. او نقاط ضعف و قوت شما را تشخیص داده و یک برنامه متناسب با نیازهای شما طراحی می‌کند. در کلاس‌های آنلاین زبان انگلیسی، این تعامل به صورت ساختاریافته و هدفمند اتفاق می‌افتد.

  4. تمرین مکالمه واقعی: در نهایت، هدف از یادگیری لغات، استفاده از آن‌ها در مکالمه است. هیچ‌چیز جایگزین تمرین مکالمه با یک فرد باتجربه که بتواند شما را راهنمایی کند، نمی‌شود. استاد، فضایی امن و حمایتی برای شما فراهم می‌کند تا بدون ترس از اشتباه کردن، صحبت کنید و مهارت‌های خود را به چالش بکشید.

سرمایه‌گذاری بر روی یک دوره آموزشی با راهنمایی استاد، سرمایه‌گذاری بر روی زمان و کیفیت یادگیری شماست. این کار مسیر تسلط بر مهم‌ترین کلمات انگلیسی را از ماه‌ها و سال‌ها به یک فرآیند کارآمد، عمیق و لذت‌بخش تبدیل می‌کند.

۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت اول: ۱ تا ۱۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
1 The حرف تعریف /ðə/ (ذِ) آن، این (معرفه کننده اسم)
2 Be فعل /biː/ (بی) بودن، شدن
3 To حرف اضافه /tuː/ (تو) به، به سوی، تا
4 Of حرف اضافه /ɒv/ (آو) از، برای، متعلق به
5 And حرف ربط /ænd/ (اَند) و
6 A حرف تعریف /ə/ (اِ) یک (برای کلمات مفرد)
7 In حرف اضافه /ɪn/ (این) در، داخل
8 That ضمیر / حرف ربط /ðæt/ (ذَت) آن، که
9 Have فعل /hæv/ (هَو) داشتن
10 I ضمیر /aɪ/ (آی) من
11 It ضمیر /ɪt/ (ایت) آن (برای اشیاء و حیوانات)
12 For حرف اضافه /fɔːr/ (فور) برای، به منظور
13 Not قید /nɒt/ (نات) نه، (منفی‌ساز)
14 On حرف اضافه /ɒn/ (آن) روی، بر
15 With حرف اضافه /wɪð/ (ویذ) با، همراهِ
16 He ضمیر /hiː/ (هی) او (مرد)
17 As حرف ربط / قید /æz/ (اَز) به عنوان، مانند، چون
18 You ضمیر /juː/ (یو) تو، شما
19 Do فعل /duː/ (دو) انجام دادن
20 At حرف اضافه /æt/ (اَت) در، پهلوی (مکان و زمان)
21 This ضمیر /ðɪs/ (ذیس) این
22 But حرف ربط /bʌt/ (بات) اما، ولی
23 His صفت ملکی /hɪz/ (هیز) مال او (مرد)
24 By حرف اضافه /baɪ/ (بای) توسط، به وسیله، کنار
25 From حرف اضافه /frɒm/ (فرام) از، از طرف
26 They ضمیر /ðeɪ/ (ذِی) آنها
27 We ضمیر /wiː/ (وی) ما
28 Say فعل /seɪ/ (سِی) گفتن
29 Her ضمیر / صفت ملکی /hɜːr/ (هِر) او را، مال او (زن)
30 She ضمیر /ʃiː/ (شی) او (زن)
31 Or حرف ربط /ɔːr/ (اُر) یا
32 An حرف تعریف /æn/ (اَن) یک (قبل از حروف صدادار)
33 Will فعل کمکی /wɪl/ (ویل) خواستن (نشانه زمان آینده)
34 My صفت ملکی /maɪ/ (مای) مال من
35 One عدد / ضمیر /wʌn/ (وان) یک، یکی
36 All ضمیر / صفت /ɔːl/ (آل) همه، تمام
37 Would فعل کمکی /wʊd/ (وُد) گذشته will، مایل بودن
38 There قید /ðeər/ (ذِر) آنجا
39 Their صفت ملکی /ðeər/ (ذِر) مال آنها
40 What ضمیر پرسشی /wɒt/ (وات) چه، چه چیزی
41 So قید / حرف ربط /səʊ/ (سو) بنابراین، خیلی، پس
42 Up قید / حرف اضافه /ʌp/ (آپ) بالا، به طرف بالا
43 Out قید /aʊt/ (اَوت) بیرون، خارج
44 If حرف ربط /ɪf/ (ایف) اگر
45 About حرف اضافه /əˈbaʊt/ (اِباوت) درباره، حدودِ
46 Who ضمیر پرسشی /huː/ (هو) چه کسی
47 Get فعل /ɡet/ (گِت) گرفتن، به دست آوردن، شدن
48 Which ضمیر پرسشی /wɪtʃ/ (ویچ) کدام
49 Go فعل /ɡəʊ/ (گو) رفتن
50 Me ضمیر /miː/ (می) مرا، به من
51 When ضمیر / قید /wen/ (وِن) چه وقت، زمانی که
52 Make فعل /meɪk/ (مِیک) ساختن، درست کردن
53 Can فعل کمکی /kæn/ (کَن) توانستن
54 Like فعل / حرف اضافه /laɪk/ (لایک) دوست داشتن، مثلِ
55 Time اسم /taɪm/ (تایم) زمان، وقت
56 No قید / صفت /nəʊ/ (نو) خیر، هیچ
57 Just قید /dʒʌst/ (جاست) فقط، عادلانه، همین الان
58 Him ضمیر /hɪm/ (هیم) او را، به او (مرد)
59 Know فعل /nəʊ/ (نو) دانستن، شناختن
60 Take فعل /teɪk/ (تِیک) گرفتن، بردن
61 People اسم /ˈpiːpl/ (پیپل) مردم، افراد
62 Into حرف اضافه /ˈɪntuː/ (اینتو) به داخل، در
63 Year اسم /jɪər/ (ییِر) سال
64 Your صفت ملکی /jɔːr/ (یور) مال تو، مال شما
65 Good صفت /ɡʊd/ (گود) خوب
66 Some ضمیر / صفت /sʌm/ (سام) مقداری، بعضی
67 Could فعل کمکی /kʊd/ (کُد) گذشته can، توانستن
68 Them ضمیر /ðəm/ (ذِم) آنها را، به آنها
69 See فعل /siː/ (سی) دیدن
70 Other صفت / ضمیر /ˈʌðər/ (آذِر) دیگر، دیگری
71 Than حرف ربط /ðæn/ (ذَن) از (برای مقایسه)
72 Then قید /ðen/ (ذِن) سپس، آنگاه
73 Now قید /naʊ/ (ناو) اکنون، حالا
74 Look فعل /lʊk/ (لوک) نگاه کردن، به نظر رسیدن
75 Only قید / صفت /ˈəʊnli/ (اونلی) فقط، تنها
76 Come فعل /kʌm/ (کام) آمدن
77 Its صفت ملکی /ɪts/ (ایتس) مال آن
78 Over حرف اضافه / قید /ˈəʊvər/ (اووِر) روی، بیش از، تمام شده
79 Think فعل /θɪŋk/ (ثینک/تینک) فکر کردن
80 Also قید /ˈɔːlsəʊ/ (آلسو) همچنین، نیز
81 Back اسم / قید /bæk/ (بَک) عقب، پشت، برگشتن
82 After حرف اضافه /ˈæftər/ (اَفتِر) بعد از
83 Use فعل / اسم /juːz/ (یوز) استفاده کردن، کاربرد
84 Two عدد /tuː/ (تو) دو
85 How قید پرسشی /haʊ/ (هاو) چگونه، چطور
86 Our صفت ملکی /aʊər/ (آوِر) مال ما
87 Work فعل / اسم /wɜːrk/ (وُرک) کار کردن، کار
88 First صفت / قید /fɜːrst/ (فِرست) اولین، در ابتدا
89 Well قید / صفت /wel/ (وِل) خوب، به خوبی
90 Way اسم /weɪ/ (وِی) راه، روش، مسیر
91 Even قید / صفت /ˈiːvn/ (ایوِن) حتی، مسطح، زوج (عدد)
92 New صفت /njuː/ (نیو) جدید، تازه
93 Want فعل /wɒnt/ (وانت) خواستن
94 Because حرف ربط /bɪˈkɒz/ (بیکاز) زیرا، چون
95 Any ضمیر / صفت /ˈeni/ (اِنی) هیچ، هر
96 These ضمیر /ðiːz/ (ذیز) اینها
97 Give فعل /ɡɪv/ (گیو) دادن
98 Day اسم /deɪ/ (دِی) روز
99 Most صفت / قید /məʊst/ (موست) بیشترین، اغلب
100 Us ضمیر /ʌs/ (آس) ما را، به ما

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت دوم: ۱۰۱ تا ۲۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
101 Find فعل /faɪnd/ (فایند) پیدا کردن
102 Here قید /hɪər/ (هیِر) اینجا
103 Thing اسم /θɪŋ/ (ثینگ/تینگ) چیز، شیء
104 Tell فعل /tel/ (تِل) گفتن، خبر دادن
105 Man اسم /mæn/ (مَن) مرد
106 Many صفت /ˈmeni/ (مِنی) زیاد، بسیاری
107 Need فعل / اسم /niːd/ (نید) نیاز داشتن، نیاز
108 Same صفت / ضمیر /seɪm/ (سِیم) همان، یکسان
109 Woman اسم /ˈwʊmən/ (وومَن) زن
110 World اسم /wɜːrld/ (وُرلد) جهان، دنیا
111 Life اسم /laɪf/ (لایف) زندگی، حیات
112 Child اسم /tʃaɪld/ (چایلد) کودک، بچه
113 Through حرف اضافه /θruː/ (ثرو) از میان، از طریق
114 Down قید / حرف اضافه /daʊn/ (دَون) پایین، به سمت پایین
115 May فعل کمکی /meɪ/ (مِی) ممکن بودن، شاید
116 Still قید /stɪl/ (استیل) هنوز، همچنان
117 Should فعل کمکی /ʃʊd/ (شود) باید (برای توصیه)
118 Call فعل / اسم /kɔːl/ (کال) صدا زدن، تماس گرفتن
119 Try فعل /traɪ/ (ترای) سعی کردن، امتحان کردن
120 Last صفت / فعل /læst/ (لَست) آخرین، دوام آوردن
121 Ask فعل /æsk/ (اَسک) پرسیدن، درخواست کردن
122 Too قید /tuː/ (تو) همچنین، خیلی
123 Feel فعل /fiːl/ (فیل) احساس کردن
124 Three عدد /θriː/ (ثری) سه
125 High صفت / قید /haɪ/ (های) بلند، بالا
126 Great صفت /ɡreɪt/ (گرِیت) عالی، بزرگ
127 Why قید پرسشی /waɪ/ (وای) چرا
128 Something ضمیر /ˈsʌmθɪŋ/ (سام‌ثینگ) چیزی
129 Every صفت /ˈevri/ (اِوری) هر
130 Little صفت / قید /ˈlɪtl/ (لیتل) کم، کوچک
131 Own صفت / فعل /əʊn/ (اون) مال خود، داشتن
132 Old صفت /əʊld/ (اولد) پیر، قدیمی
133 Right صفت / اسم /raɪt/ (رایت) درست، صحیح، راست، حق
134 School اسم /skuːl/ (اسکول) مدرسه
135 State اسم / فعل /steɪt/ (استِیت) ایالت، وضعیت، بیان کردن
136 Big صفت /bɪɡ/ (بیگ) بزرگ
137 Money اسم /ˈmʌni/ (مانی) پول
138 Student اسم /ˈstjuːdnt/ (استیودِنت) دانش‌آموز، دانشجو
139 Group اسم /ɡruːp/ (گروپ) گروه
140 Study اسم / فعل /ˈstʌdi/ (استادی) مطالعه، مطالعه کردن
141 Home اسم / قید /həʊm/ (هوم) خانه، به خانه
142 Job اسم /dʒɒb/ (جاب) شغل، کار
143 Name اسم / فعل /neɪm/ (نِیم) اسم، نام بردن
144 Part اسم /pɑːrt/ (پارت) بخش، قسمت
145 Place اسم / فعل /pleɪs/ (پلِیس) مکان، جا، قرار دادن
146 While حرف ربط /waɪl/ (وایل) در حالی که، مدتی
147 Case اسم /keɪs/ (کِیس) مورد، پرونده، جعبه
148 Week اسم /wiːk/ (ویک) هفته
149 System اسم /ˈsɪstəm/ (سیستِم) سیستم، سامانه
150 Program اسم / فعل /ˈprəʊɡræm/ (پروگرَم) برنامه، برنامه‌ریزی کردن
151 Question اسم / فعل /ˈkwestʃən/ (کوئِسچِن) سوال، پرسیدن
152 Government اسم /ˈɡʌvərnmənt/ (گاوِرنمِنت) دولت
153 Run فعل /rʌn/ (ران) دویدن، اجرا کردن
154 Small صفت /smɔːl/ (اسمال) کوچک
155 Number اسم /ˈnʌmbər/ (نامبِر) شماره، عدد، تعداد
156 Off قید / حرف اضافه /ɒf/ (آف) خاموش، جدا از
157 Always قید /ˈɔːlweɪz/ (آلوِیز) همیشه
158 Move فعل /muːv/ (موو) حرکت کردن، جابجا شدن
159 Night اسم /naɪt/ (نایت) شب
160 Live فعل / صفت /lɪv/ (لیو), /laɪv/ (لایو) زندگی کردن، زنده
161 Mr. اسم /ˈmɪstər/ (میستِر) آقا (قبل از نام خانوادگی)
162 Point اسم / فعل /pɔɪnt/ (پُوینت) نقطه، امتیاز، اشاره کردن
163 Believe فعل /bɪˈliːv/ (بیلیو) باور داشتن، اعتقاد داشتن
164 Hold فعل / اسم /həʊld/ (هولد) نگه داشتن، برگزار کردن
165 Today قید / اسم /təˈdeɪ/ (تودِی) امروز
166 Bring فعل /brɪŋ/ (برینگ) آوردن
167 Happen فعل /ˈhæpən/ (هَپِن) اتفاق افتادن
168 Next صفت / قید /nekst/ (نِکست) بعدی، بعداً
169 Without حرف اضافه /wɪˈðaʊt/ (ویذ اَوت) بدونِ
170 Before حرف اضافه / قید /bɪˈfɔːr/ (بیفور) قبل از، قبلاً
171 Large صفت /lɑːrdʒ/ (لارج) بزرگ، وسیع
172 War اسم /wɔːr/ (وُر) جنگ
173 Against حرف اضافه /əˈɡenst/ (اِگِینست) علیه، بر ضد
174 Must فعل کمکی /mʌst/ (ماست) باید (برای الزام)
175 Write فعل /raɪt/ (رایت) نوشتن
176 House اسم /haʊs/ (هاوس) خانه
177 Provide فعل /prəˈvaɪd/ (پرو واید) فراهم کردن، تامین کردن
178 Sit فعل /sɪt/ (سیت) نشستن
179 Stand فعل / اسم /stænd/ (استَند) ایستادن، جایگاه
180 Lose فعل /luːz/ (لوز) از دست دادن، باختن
181 Pay فعل / اسم /peɪ/ (پِی) پرداخت کردن، حقوق
182 Meet فعل /miːt/ (میت) ملاقات کردن
183 Include فعل /ɪnˈkluːd/ (اینکلود) شامل شدن
184 Continue فعل /kənˈtɪnjuː/ (کِنتینیو) ادامه دادن
185 Set فعل / اسم /set/ (سِت) قرار دادن، تنظیم کردن، مجموعه
186 Learn فعل /lɜːrn/ (لِرن) یاد گرفتن
187 Change فعل / اسم /tʃeɪndʒ/ (چِینج) تغییر دادن، تغییر
188 Lead فعل / اسم /liːd/ (لید) رهبری کردن، سرنخ
189 Understand فعل /ˌʌndərˈstænd/ (آندِرستَند) فهمیدن
190 Watch فعل / اسم /wɒtʃ/ (واچ) تماشا کردن، ساعت مچی
191 Follow فعل /ˈfɒləʊ/ (فالو) دنبال کردن، پیروی کردن
192 Stop فعل / اسم /stɒp/ (استاپ) متوقف کردن، ایستگاه
193 Create فعل /kriˈeɪt/ (کری اِیت) خلق کردن، ایجاد کردن
194 Speak فعل /spiːk/ (سپیک) صحبت کردن
195 Read فعل /riːd/ (رید) خواندن
196 Allow فعل /əˈlaʊ/ (اِلاو) اجازه دادن
197 Add فعل /æd/ (اَد) اضافه کردن
198 Spend فعل /spend/ (سپِند) خرج کردن، گذراندن
199 Grow فعل /ɡrəʊ/ (گرو) رشد کردن، پرورش دادن
200 Open فعل / صفت /ˈəʊpən/ (اوپِن) باز کردن، باز

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت سوم: ۲۰۱ تا ۳۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
201 Walk فعل / اسم /wɔːk/ (واک) راه رفتن، پیاده‌روی
202 Win فعل /wɪn/ (وین) بردن، پیروز شدن
203 Offer فعل / اسم /ˈɒfər/ (آفِر) پیشنهاد دادن، پیشنهاد
204 Remember فعل /rɪˈmembər/ (ریمِمبِر) به خاطر آوردن، به یاد داشتن
205 Love فعل / اسم /lʌv/ (لاو) عشق، دوست داشتن
206 Consider فعل /kənˈsɪdər/ (کِنسیدِر) در نظر گرفتن، ملاحظه کردن
207 Appear فعل /əˈpɪər/ (اِپیر) ظاهر شدن، به نظر رسیدن
208 Buy فعل /baɪ/ (بای) خریدن
209 Wait فعل /weɪt/ (وِیت) صبر کردن، منتظر ماندن
210 Serve فعل /sɜːrv/ (سِرو) خدمت کردن، سرویس دادن
211 Die فعل /daɪ/ (دای) مردن
212 Send فعل /send/ (سِند) فرستادن، ارسال کردن
213 Expect فعل /ɪkˈspekt/ (اِکسپِکت) انتظار داشتن، توقع داشتن
214 Build فعل /bɪld/ (بیلد) ساختن
215 Stay فعل /steɪ/ (استِی) ماندن
216 Fall فعل / اسم /fɔːl/ (فال) افتادن، سقوط کردن، پاییز
217 Cut فعل / اسم /kʌt/ (کات) بریدن، برش
218 Reach فعل /riːtʃ/ (ریچ) رسیدن به
219 Kill فعل /kɪl/ (کیل) کشتن
220 Remain فعل /rɪˈmeɪn/ (ریمِین) باقی ماندن
221 Suggest فعل /səˈdʒest/ (سِجِست) پیشنهاد کردن
222 Raise فعل /reɪz/ (رِیز) بالا بردن، افزایش دادن
223 Pass فعل /pæs/ (پَس) عبور کردن، پاس کردن
224 Sell فعل /sel/ (سِل) فروختن
225 Require فعل /rɪˈkwaɪər/ (ریکوایِر) نیاز داشتن، لازم بودن
226 Report فعل / اسم /rɪˈpɔːrt/ (ریپورت) گزارش دادن، گزارش
227 Decide فعل /dɪˈsaɪd/ (دیساید) تصمیم گرفتن
228 Pull فعل /pʊl/ (پول) کشیدن
229 Break فعل / اسم /breɪk/ (برِیک) شکستن، استراحت
230 Thank فعل /θæŋk/ (ثَنک/تَنک) تشکر کردن
231 Hope فعل / اسم /həʊp/ (هوپ) امیدوار بودن، امید
232 Develop فعل /dɪˈveləp/ (دیوِلِپ) توسعه دادن، رشد کردن
233 Carry فعل /ˈkæri/ (کَری) حمل کردن
234 Drive فعل /draɪv/ (درایو) رانندگی کردن
235 Play فعل / اسم /pleɪ/ (پلِی) بازی کردن، نواختن، نمایش
236 Authority اسم /əˈθɔːrəti/ (آثورِتی) اختیار، قدرت، مرجع
237 Law اسم /lɔː/ (لا) قانون
238 Company اسم /ˈkʌmpəni/ (کامپِنی) شرکت
239 Way اسم /weɪ/ (وِی) راه، روش
240 Area اسم /ˈeriə/ (اِریا) منطقه، ناحیه
241 Water اسم /ˈwɔːtər/ (واتِر) آب
242 Story اسم /ˈstɔːri/ (استوری) داستان
243 Fact اسم /fækt/ (فَکت) حقیقت، واقعیت
244 Month اسم /mʌnθ/ (مانث) ماه (تقویم)
245 Lot اسم / ضمیر /lɒt/ (لات) مقدار زیاد، بخش
246 Book اسم / فعل /bʊk/ (بوک) کتاب، رزرو کردن
247 Eye اسم /aɪ/ (آی) چشم
248 Word اسم /wɜːrd/ (وُرد) کلمه، لغت
249 Business اسم /ˈbɪznəs/ (بیزنِس) کسب و کار، تجارت
250 Issue اسم / فعل /ˈɪʃuː/ (ایشو) مسئله، موضوع، صادر کردن
251 Side اسم /saɪd/ (ساید) سمت، طرف، جنبه
252 Head اسم / فعل /hed/ (هِد) سر، رهبری کردن
253 Hand اسم / فعل /hænd/ (هَند) دست، تحویل دادن
254 Service اسم /ˈsɜːrvɪs/ (سِرویس) خدمت، سرویس
255 Friend اسم /frend/ (فرِند) دوست
256 Power اسم /ˈpaʊər/ (پاوِر) قدرت، توان
257 Hour اسم /aʊər/ (آوِر) ساعت (زمان)
258 Game اسم /ɡeɪm/ (گِیم) بازی
259 Line اسم / فعل /laɪn/ (لاین) خط، صف کشیدن
260 End اسم / فعل /end/ (اِند) پایان، تمام کردن
261 Member اسم /ˈmembər/ (مِمبِر) عضو
262 Car اسم /kɑːr/ (کار) ماشین
263 City اسم /ˈsɪti/ (سیتی) شهر
264 Community اسم /kəˈmjuːnəti/ (کِمیونیتی) جامعه، اجتماع
265 President اسم /ˈprezɪdənt/ (پرزیدنت) رئیس جمهور
266 Team اسم /tiːm/ (تیم) تیم
267 Minute اسم /ˈmɪnɪt/ (مینِت) دقیقه
268 Idea اسم /aɪˈdiːə/ (آیدیا) ایده، فکر
269 Kid اسم /kɪd/ (کید) بچه
270 Body اسم /ˈbɒdi/ (بادی) بدن
271 Information اسم /ˌɪnfərˈmeɪʃn/ (اینفُرمِیشِن) اطلاعات
272 Back اسم / قید /bæk/ (بَک) پشت، عقب
273 Parent اسم /ˈperənt/ (پِرِنت) والدین (پدر یا مادر)
274 Face اسم / فعل /feɪs/ (فِیس) صورت، روبرو شدن
275 Others ضمیر /ˈʌðərz/ (آدِرز) دیگران
276 Level اسم /ˈlevl/ (لِوِل) سطح، تراز
277 Office اسم /ˈɒfɪs/ (آفیس) دفتر، اداره
278 Door اسم /dɔːr/ (دور) در
279 Health اسم /helθ/ (هِلث) سلامتی
280 Person اسم /ˈpɜːrsn/ (پِرسِن) شخص
281 Art اسم /ɑːrt/ (آرت) هنر
282 Party اسم /ˈpɑːrti/ (پارتی) مهمانی، حزب
283 Result اسم /rɪˈzʌlt/ (ریزالت) نتیجه
284 Moment اسم /ˈməʊmənt/ (مومِنت) لحظه
285 Air اسم /er/ (اِر) هوا
286 Teacher اسم /ˈtiːtʃər/ (تیچِر) معلم
287 Force اسم / فعل /fɔːrs/ (فورس) نیرو، مجبور کردن
288 Education اسم /ˌedʒuˈkeɪʃn/ (اِجوکِیشِن) آموزش و پرورش
289 Foot اسم /fʊt/ (فوت) پا
290 Boy اسم /bɔɪ/ (بوی) پسر
291 Girl اسم /ɡɜːrl/ (گِرل) دختر
292 Food اسم /fuːd/ (فود) غذا
293 Morning اسم /ˈmɔːrnɪŋ/ (مورنینگ) صبح
294 Mother اسم /ˈmʌðər/ (مادِر) مادر
295 Father اسم /ˈfɑːðər/ (فادِر) پدر
296 Policy اسم /ˈpɒləsi/ (پالِسی) سیاست، خط مشی
297 Room اسم /ruːm/ (روم) اتاق
298 **Countryِجوکِیشِن) آموزش و پرورش
289 Foot اسم /fʊt/ (فوت) پا
290 Boy اسم /bɔɪ/ (بوی) پسر
291 Girl اسم /ɡɜːrl/ (گِرل) دختر
292 Food اسم /fuːd/ (فود) غذا
293 Morning اسم /ˈmɔːrnɪŋ/ (مورنینگ) صبح
294 Mother اسم /ˈmʌðər/ (مادِر) مادر
295 Father اسم /ˈfɑːðər/ (فادِر) پدر
296 Policy اسم /ˈpɒləsi/ (پالِسی) سیاست، خط مشی
297 Room اسم /ruːm/ (روم) اتاق

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت چهارم: ۳۰۱ تا ۴۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
301 Process اسم / فعل /ˈprɑːses/ (پراسِس) فرایند، پردازش کردن
302 History اسم /ˈhɪstəri/ (هیستوری) تاریخ
303 Market اسم /ˈmɑːrkɪt/ (مارکِت) بازار
304 Music اسم /ˈmjuːzɪk/ (میوزیک) موسیقی
305 Example اسم /ɪɡˈzæmpl/ (اِگزَمپِل) مثال، نمونه
306 Experience اسم / فعل /ɪkˈspɪriəns/ (اِکسپیرینْس) تجربه، تجربه کردن
307 Control اسم / فعل /kənˈtroʊl/ (کِنترول) کنترل، کنترل کردن
308 Sense اسم / فعل /sens/ (سِنس) حس، معنی، حس کردن
309 Effect اسم /ɪˈfekt/ (اِفِکت) اثر، نتیجه
310 Reason اسم /ˈriːzn/ (ریزِن) دلیل، منطق
311 Research اسم / فعل /ˈriːsɜːrtʃ/ (ریسِرچ) تحقیق، تحقیق کردن
312 Guy اسم /ɡaɪ/ (گای) شخص (معمولا مرد)، رفیق
313 Age اسم / فعل /eɪdʒ/ (اِیج) سن، پیر شدن
314 Society اسم /səˈsaɪəti/ (سوسایِتی) جامعه
315 Tax اسم /tæks/ (تَکس) مالیات
316 Player اسم /ˈpleɪər/ (پلِیِر) بازیکن
317 Family اسم /ˈfæməli/ (فَمِلی) خانواده
318 Price اسم /praɪs/ (پرایس) قیمت
319 Trade اسم / فعل /treɪd/ (ترِید) تجارت، معامله کردن
320 Goal اسم /ɡoʊl/ (گول) هدف، گل (در ورزش)
321 Light اسم / صفت /laɪt/ (لایت) نور، روشن، سبک
322 Image اسم /ˈɪmɪdʒ/ (ایمِج) تصویر، تصور
323 View اسم / فعل /vjuː/ (ویو) منظره، دیدگاه، دیدن
324 Action اسم /ˈækʃn/ (اَکشِن) عمل، اقدام
325 Voice اسم /vɔɪs/ (وویس) صدا (ی انسان)
326 Weapon اسم /ˈwepən/ (وِپِن) سلاح
327 Human صفت / اسم /ˈhjuːmən/ (هیومِن) انسانی، انسان
328 Future اسم / صفت /ˈfjuːtʃər/ (فیوچِر) آینده
329 Past اسم / صفت /pæst/ (پَست) گذشته
330 Death اسم /deθ/ (دِث) مرگ
331 Choice اسم /tʃɔɪs/ (چویس) انتخاب
332 Cause اسم / فعل /kɔːz/ (کاز) علت، سبب شدن
333 Century اسم /ˈsentʃəri/ (سِنچِری) قرن
334 Evidence اسم /ˈevɪdəns/ (اِویدِنس) مدرک، شواهد
335 Window اسم /ˈwɪndoʊ/ (ویندو) پنجره
336 Difference اسم /ˈdɪfrəns/ (دیفرِنس) تفاوت
337 Material اسم / صفت /məˈtɪriəl/ (مَتیریال) ماده، جنس، مادی
338 Culture اسم /ˈkʌltʃər/ (کالچِر) فرهنگ
339 Chance اسم /tʃæns/ (چَنس) شانس، فرصت
340 Race اسم / فعل /reɪs/ (رِیس) مسابقه، نژاد
341 Series اسم /ˈsɪriːz/ (سیریز) سری، مجموعه
342 Thought اسم /θɔːt/ (ثات) فکر، اندیشه
343 Second اسم / عدد /ˈsekənd/ (سِکِند) ثانیه، دوم
344 Decision اسم /dɪˈsɪʒn/ (دیسیژِن) تصمیم
345 Military اسم / صفت /ˈmɪləteri/ (میلیتِری) ارتش، نظامی
346 Road اسم /roʊd/ (رود) جاده
347 Paper اسم /ˈpeɪpər/ (پِیپِر) کاغذ، مقاله
348 Court اسم /kɔːrt/ (کورت) دادگاه، حیاط
349 Energy اسم /ˈenərdʒi/ (اِنِرجی) انرژی
350 Risk اسم / فعل /rɪsk/ (ریسک) خطر، ریسک کردن
351 Either ضمیر / قید /ˈiːðər/ (ایدِر) هر کدام (از دو تا)
352 Mrs. اسم /ˈmɪsɪz/ (میسیز) خانم (قبل از نام خانوادگی زن متاهل)
353 Town اسم /taʊn/ (تَون) شهر کوچک
354 Doctor اسم /ˈdɒktər/ (داکتِر) دکتر، پزشک
355 Hospital اسم /ˈhɒspɪtl/ (هاسپیتال) بیمارستان
356 Church اسم /tʃɜːrtʃ/ (چِرچ) کلیسا
357 Son اسم /sʌn/ (سان) پسر (فرزند)
358 Sun اسم /sʌn/ (سان) خورشید
359 Daughter اسم /ˈdɔːtər/ (داتِر) دختر (فرزند)
360 Heart اسم /hɑːrt/ (هارت) قلب
361 Street اسم /striːt/ (استریت) خیابان
362 Club اسم /klʌb/ (کلاب) باشگاه
363 Quality اسم /ˈkwɒləti/ (کوالِتی) کیفیت
364 Role اسم /roʊl/ (رول) نقش
365 Police اسم /pəˈliːs/ (پُلیس) پلیس
366 Mind اسم / فعل /maɪnd/ (مایند) ذهن، اهمیت دادن
367 Knowledge اسم /ˈnɒlɪdʒ/ (نالِج) دانش، آگاهی
368 Care اسم / فعل /ker/ (کِر) مراقبت، اهمیت دادن
369 Eat فعل /iːt/ (ایت) خوردن
370 Turn فعل / اسم /tɜːrn/ (تِرن) چرخیدن، نوبت
371 Forget فعل /fərˈɡet/ (فُرگِت) فراموش کردن
372 Explain فعل /ɪkˈspleɪn/ (اِکسپلِین) توضیح دادن
373 Let فعل /let/ (لِت) اجازه دادن
374 Wear فعل /wer/ (وِر) پوشیدن
375 Fight فعل / اسم /faɪt/ (فایت) جنگیدن، دعوا
376 Fly فعل /flaɪ/ (فلای) پرواز کردن
377 Lie فعل / اسم /laɪ/ (لای) دراز کشیدن، دروغ گفتن
378 Put فعل /pʊt/ (پوت) قرار دادن
379 Mean فعل /miːn/ (مین) معنی دادن، قصد داشتن
380 Become فعل /bɪˈkʌm/ (بیکام) شدن
381 Leave فعل /liːv/ (لیو) ترک کردن
382 Seem فعل /siːm/ (سیم) به نظر رسیدن
383 Help فعل / اسم /help/ (هِلف) کمک کردن، کمک
384 Show فعل / اسم /ʃoʊ/ (شو) نشان دادن، نمایش
385 Hear فعل /hɪr/ (هیِر) شنیدن
386 Might فعل کمکی /maɪt/ (مایت) ممکن بودن (گذشته may)
387 Would فعل کمکی /wʊd/ (وود) (برای بیان شرط، درخواست مودبانه)
388 Across حرف اضافه /əˈkrɒs/ (اِکراس) از عرض، از یک سو به سوی دیگر
389 During حرف اضافه /ˈdʊrɪŋ/ (دورینگ) در طول، در مدت
390 Among حرف اضافه /əˈmʌŋ/ (اِمانگ) در میان (بیش از دو چیز)
391 Behind حرف اضافه /bɪˈhaɪnd/ (بیهایند) پشتِ
392 Since حرف اضافه /sɪns/ (سینْس) از (زمان)
393 Under حرف اضافه /ˈʌndər/ (آندِر) زیر
394 Until حرف ربط /ənˈtɪl/ (آنتِیل) تا وقتی که
395 Sure صفت /ʃʊr/ (شور) مطمئن
396 Able صفت /ˈeɪbl/ (اِیبِل) قادر، توانا
397 Bad صفت /bæd/ (بَد) بد
398 Best صفت /best/ (بِست) بهترین
399 Better صفت /ˈbetər/ (بِتِر) بهتر
400 Black صفت /blæk/ (بِلَک) سیاه، مشکی

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت پنجم: ۴۰۱ تا ۵۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
401 Blue صفت /bluː/ (بلو) آبی
402 Certain صفت /ˈsɜːrtn/ (سِرتِن) مطمئن، معین
403 Clear صفت / فعل /klɪr/ (کلییِر) واضح، تمیز کردن
404 Cold صفت /koʊld/ (کولد) سرد
405 Dark صفت /dɑːrk/ (دارک) تاریک
406 Dead صفت /ded/ (دِد) مرده
407 Different صفت /ˈdɪfrənt/ (دیفرِنت) متفاوت
408 Early صفت / قید /ˈɜːrli/ (اِرلی) زود
409 Easy صفت /ˈiːzi/ (ایزی) آسان
410 Economic صفت /ˌiːkəˈnɒmɪk/ (ایکونامیک) اقتصادی
411 Federal صفت /ˈfedərəl/ (فِدِرال) فدرال، دولتی
412 Final صفت /ˈfaɪnl/ (فاینال) نهایی، پایانی
413 Fine صفت /faɪn/ (فاین) خوب، عالی
414 Foreign صفت /ˈfɔːrən/ (فارِن) خارجی
415 Free صفت / فعل /friː/ (فری) آزاد، رایگان، آزاد کردن
416 Full صفت /fʊl/ (فول) پر
417 General صفت /ˈdʒenərəl/ (جِنِرال) عمومی، کلی
418 Green صفت /ɡriːn/ (گرین) سبز
419 Hard صفت /hɑːrd/ (هارد) سخت، دشوار
420 High صفت /haɪ/ (های) بلند، زیاد
421 Hot صفت /hɒt/ (هات) گرم، داغ
422 Huge صفت /hjuːdʒ/ (هیوج) عظیم، بزرگ
423 Human صفت /ˈhjuːmən/ (هیومِن) انسانی
424 Important صفت /ɪmˈpɔːrtnt/ (ایمپورتِنت) مهم
425 International صفت /ˌɪntərˈnæʃnəl/ (اینتِرنَشنال) بین‌المللی
426 Large صفت /lɑːrdʒ/ (لارج) بزرگ
427 Late صفت / قید /leɪt/ (لِیت) دیر
428 Left صفت / اسم /left/ (لِفت) چپ، باقی‌مانده
429 Legal صفت /ˈliːɡl/ (لیگال) قانونی
430 Little صفت /ˈlɪtl/ (لیتِل) کوچک، کم
431 Local صفت /ˈloʊkl/ (لوکال) محلی
432 Long صفت /lɔːŋ/ (لانگ) بلند، طولانی
433 Low صفت /loʊ/ (لو) کم، پایین
434 Major صفت /ˈmeɪdʒər/ (مِیجِر) اصلی، عمده
435 Medical صفت /ˈmedɪkl/ (مِدیکال) پزشکی، طبی
436 National صفت /ˈnæʃnəl/ (نَشنال) ملی
437 Natural صفت /ˈnætʃrəl/ (نَچرال) طبیعی
438 New صفت /nuː/ (نو) جدید
439 Next صفت / قید /nekst/ (نِکست) بعدی، بعد
440 Nice صفت /naɪs/ (نایس) خوب، قشنگ
441 Old صفت /oʊld/ (اولد) پیر، قدیمی
442 Only صفت / قید /ˈoʊnli/ (اونلی) تنها، فقط
443 Open صفت / فعل /ˈoʊpən/ (اوپِن) باز، باز کردن
444 Other صفت / ضمیر /ˈʌðər/ (آدِر) دیگر، دیگری
445 Past صفت /pæst/ (پَست) گذشته
446 Personal صفت /ˈpɜːrsənl/ (پِرسونال) شخصی
447 Physical صفت /ˈfɪzɪkl/ (فیزیکال) فیزیکی، جسمی
448 Political صفت /pəˈlɪtɪkl/ (پولیتیکال) سیاسی
449 Poor صفت /pʊr/ (پور) فقیر، ضعیف
450 Possible صفت /ˈpɒsəbl/ (پاسیبِل) ممکن
451 Private صفت /ˈpraɪvət/ (پرایوِت) خصوصی
452 Public صفت /ˈpʌblɪk/ (پابْلیک) عمومی
453 Real صفت /riːl/ (رییِل) واقعی
454 Recent صفت /ˈriːsnt/ (ریسِنت) اخیر، جدید
455 Red صفت /red/ (رِد) قرمز
456 Religious صفت /rɪˈlɪdʒəs/ (ریلیجِس) مذهبی
457 Right صفت / اسم /raɪt/ (رایت) درست، راست، حق
458 Same صفت /seɪm/ (سِیم) یکسان، همان
459 Serious صفت /ˈsɪriəs/ (سیرییِس) جدی
460 Short صفت /ʃɔːrt/ (شورت) کوتاه
461 Significant صفت /sɪɡˈnɪfɪkənt/ (سیگنیفیکِنت) قابل توجه، مهم
462 Similar صفت /ˈsɪmələr/ (سیمیلار) مشابه
463 Single صفت /ˈsɪŋɡl/ (سینگِل) مجرد، تک
464 Small صفت /smɔːl/ (اسمال) کوچک
465 Social صفت /ˈsoʊʃl/ (سوشال) اجتماعی
466 Soft صفت /sɔːft/ (سافت) نرم
467 Special صفت /ˈspeʃl/ (اِسپِشال) خاص، ویژه
468 Specific صفت /spəˈsɪfɪk/ (اِسپِسیفیک) مشخص، معین
469 Strong صفت /strɔːŋ/ (اِسترانگ) قوی
470 Sudden صفت /ˈsʌdn/ (سادِن) ناگهانی
471 Sure صفت /ʃʊr/ (شور) مطمئن
472 Tall صفت /tɔːl/ (تال) قد بلند
473 Terrible صفت /ˈterəbl/ (تِرِبِل) وحشتناک
474 Traditional صفت /trəˈdɪʃənl/ (ترَدیشنال) سنتی
475 True صفت /truː/ (ترو) درست، واقعی
476 Usual صفت /ˈjuːʒuəl/ (یوژوال) معمول، عادی
477 Various صفت /ˈveriəs/ (وِرییِس) گوناگون، مختلف
478 West صفت / اسم /west/ (وِست) غربی، غرب
479 Western صفت /ˈwestərn/ (وِستِرن) غربی
480 White صفت /waɪt/ (وایت) سفید
481 Whole صفت /hoʊl/ (هول) تمام، کل
482 Wide صفت /waɪd/ (واید) عریض، گسترده
483 Young صفت /jʌŋ/ (یانگ) جوان
484 Yourself ضمیر /jərˈself/ (یورسِلف) خودت، خودتان
485 Themselves ضمیر /ðəmˈselvz/ (دِمسِلوْز) خودشان
486 Again قید /əˈɡen/ (اِگِین) دوباره
487 Ago قید /əˈɡoʊ/ (اِگو) قبل، پیش
488 Ahead قید /əˈhed/ (اِهِد) جلو، پیش رو
489 Almost قید /ˈɔːlmoʊst/ (آلموست) تقریباً
490 Alone قید /əˈloʊn/ (اِلون) تنها
491 Along قید /əˈlɔːŋ/ (اِلانگ) در امتداد
492 Already قید /ɔːlˈredi/ (آلرِدی) قبلاً
493 Also قید /ˈɔːlsoʊ/ (آلسو) همچنین
494 Although حرف ربط /ɔːlˈðoʊ/ (آلذو) اگرچه
495 Always قید /ˈɔːlweɪz/ (آلوِیز) همیشه
496 Away قید /əˈweɪ/ (اِوِی) دور
497 Back قید / اسم /bæk/ (بَک) عقب، پشت
498 Basically قید /ˈbeɪsɪkli/ (بِیسیکلی) اساساً
499 Certainly قید /ˈsɜːrtnli/ (سِرتِنلی) قطعاً، حتماً
500 Clearly قید /ˈklɪrli/ (کلییِرلی) به وضوح

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت ششم: ۵۰۱ تا ۶۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
501 Closely قید /ˈkloʊsli/ (کلوسلی) از نزدیک، با دقت
502 Definitely قید /ˈdefɪnətli/ (دِفینِتلی) قطعاً، مطمئناً
503 Directly قید /daɪˈrektli/ (دایرِکتلی) مستقیماً
504 Easily قید /ˈiːzəli/ (ایزِلی) به آسانی
505 Especially قید /ɪˈspeʃəli/ (اِسپِشِلی) به خصوص، مخصوصاً
506 Eventually قید /ɪˈventʃuəli/ (اِوِنچوالی) سرانجام، در نهایت
507 Exactly قید /ɪɡˈzæktli/ (اِگزَکتلی) دقیقاً
508 Extremely قید /ɪkˈstriːmli/ (اِکستریملี) به شدت، بسیار
509 Fairly قید /ˈferli/ (فِرلی) نسبتاً، منصفانه
510 Finally قید /ˈfaɪnəli/ (فاینالی) بالاخره، در نهایت
511 Forward قید /ˈfɔːrwərd/ (فوروارد) به جلو
512 Frequently قید /ˈfriːkwəntli/ (فریکوِنتلی) به تکرار، اغلب
513 Fully قید /ˈfʊli/ (فولی) کاملاً
514 Generally قید /ˈdʒenrəli/ (جِنِرالی) معمولاً، به طور کلی
515 Hardly قید /ˈhɑːrdli/ (هاردلی) به ندرت، به سختی
516 Highly قید /ˈhaɪli/ (هایلی) بسیار، به شدت
517 However قید / حرف ربط /haʊˈevər/ (هاواِوِر) با این حال، اما
518 Immediately قید /ɪˈmiːdiətli/ (ایمیدییِتلی) فوراً
519 Instead قید /ɪnˈsted/ (اینستِد) به جای آن
520 Likely قید /ˈlaɪkli/ (لایکلی) احتمالاً
521 Mainly قید /ˈmeɪnli/ (مِینلی) عمدتاً
522 Maybe قید /ˈmeɪbi/ (مِیبی) شاید
523 Merely قید /ˈmɪrli/ (میرلی) صرفاً، فقط
524 Moreover قید /mɔːrˈoʊvər/ (موراووِر) علاوه بر این
525 Mostly قید /ˈmoʊstli/ (موستلی) بیشتر، عمدتاً
526 Nearly قید /ˈnɪrli/ (نیرلی) تقریباً
527 Necessarily قید /ˌnesəˈserəli/ (نِسِسِرِلی) لزوماً
528 Newly قید /ˈnuːli/ (نولی) به تازگی
529 Normally قید /ˈnɔːrməli/ (نورمالی) به طور معمول
530 Nowhere قید /ˈnoʊwer/ (نو وِر) هیچ جا
531 Obviously قید /ˈɒbviəsli/ (آبویِسلی) واضح است که، مسلماً
532 Often قید /ˈɔːfn/ (آفِن) اغلب
533 Once قید /wʌns/ (وانس) یک بار، زمانی
534 Originally قید /əˈrɪdʒənəli/ (اُریجینالی) در اصل، اصالتاً
535 Otherwise قید /ˈʌðərwaɪz/ (آدِروایز) در غیر این صورت
536 Particularly قید /pərˈtɪkjələrli/ (پارتیکیولارلی) به ویژه
537 Perhaps قید /pərˈhæps/ (پِرهَپس) شاید
538 Possibly قید /ˈpɒsəbli/ (پاسیبلی) احتمالاً
539 Previously قید /ˈpriːviəsli/ (پریویِسلی) قبلاً
540 Primarily قید /praɪˈmerəli/ (پرایمِرِلی) در درجه اول، عمدتاً
541 Probably قید /ˈprɒbəbli/ (پرابِبلی) احتمالاً
542 Properly قید /ˈprɒpərli/ (پراپِرلی) به درستی
543 Quickly قید /ˈkwɪkli/ (کوئیکلی) به سرعت
544 Quite قید /kwaɪt/ (کوایت) کاملاً، نسبتاً
545 Rather قید /ˈræðər/ (رَدِر) نسبتاً، بلکه
546 Really قید /ˈriːəli/ (رییِلی) واقعاً
547 Recently قید /ˈriːsntli/ (ریسِنتلی) اخیراً
548 Relatively قید /ˈrelətɪvli/ (رِلِتیولی) نسبتاً
549 Seriously قید /ˈsɪriəsli/ (سیرییِسلی) به طور جدی
550 Shortly قید /ˈʃɔːrtli/ (شورتلی) به زودی
551 Significantly قید /sɪɡˈnɪfɪkəntli/ (سیگنیفیکنتلی) به طور قابل توجهی
552 Similarly قید /ˈsɪmələrli/ (سیمیلارلی) به طور مشابه
553 Simply قید /ˈsɪmpli/ (سیمپلی) به سادگی
554 Slightly قید /ˈslaɪtli/ (اسلایتلی) کمی، اندکی
555 Slowly قید /ˈsloʊli/ (اسلولی) به آرامی
556 Soon قید /suːn/ (سون) به زودی
557 Specifically قید /spəˈsɪfɪkli/ (اِسپِسیفیکلی) به طور مشخص
558 Still قید /stɪl/ (اِستیل) هنوز
559 Strongly قید /ˈstrɔːŋli/ (اِسترانگلی) به شدت
560 Suddenly قید /ˈsʌdənli/ (سادِنلی) ناگهان
561 Surely قید /ˈʃʊrli/ (شورلی) مطمئناً
562 Then قید /ðen/ (ذِن) سپس، آنگاه
563 Therefore قید /ˈðerfɔːr/ (ذِرفور) بنابراین
564 Thus قید /ðʌs/ (داس) بدین ترتیب
565 Today قید /təˈdeɪ/ (تودِی) امروز
566 Together قید /təˈɡeðər/ (توگِدِر) با هم
567 Tomorrow قید /təˈmɒroʊ/ (تومارو) فردا
568 Tonight قید /təˈnaɪt/ (تونایت) امشب
569 Too قید /tuː/ (تو) همچنین، خیلی
570 Totally قید /ˈtoʊtəli/ (توتالی) کاملاً
571 Truly قید /ˈtruːli/ (ترولی) واقعاً
572 Twice قید /twaɪs/ (توایس) دو بار
573 Ultimately قید /ˈʌltɪmətli/ (آلتیمِتلی) در نهایت
574 Usually قید /ˈjuːʒuəli/ (یوژوالی) معمولاً
575 Very قید /ˈveri/ (وِری) خیلی
576 Well قید /wel/ (وِل) خوب
577 When قید /wen/ (وِن) کِی، چه زمانی
578 Where قید /wer/ (وِر) کجا
579 While حرف ربط /waɪl/ (وایل) در حالی که
580 Why قید /waɪ/ (وای) چرا
581 Yesterday قید /ˈjestərdeɪ/ (یِستِردِی) دیروز
582 Yet قید /jet/ (یِت) هنوز، با این حال
583 About حرف اضافه /əˈbaʊt/ (اِبَوت) درباره
584 Above حرف اضافه /əˈbʌv/ (اِباو) بالای
585 After حرف اضافه /ˈæftər/ (اَفتِر) بعد از
586 Against حرف اضافه /əˈɡenst/ (اِگِینست) علیه، بر خلاف
587 Around حرف اضافه /əˈraʊnd/ (اِرَوند) دور، اطراف
588 At حرف اضافه /æt/ (اَت) در (مکان، زمان)
589 Before حرف اضافه /bɪˈfɔːr/ (بیفور) قبل از
590 Below حرف اضافه /bɪˈloʊ/ (بیلو) زیر
591 Between حرف اضافه /bɪˈtwiːn/ (بیتوین) بین (دو چیز)
592 But حرف ربط /bʌt/ (بات) اما
593 By حرف اضافه /baɪ/ (بای) توسط، کنار
594 Down حرف اضافه /daʊn/ (دَون) پایین
595 For حرف اضافه /fɔːr/ (فور) برای
596 From حرف اضافه /frʌm/ (فرام) از
597 In حرف اضافه /ɪn/ (این) در، داخل
598 Into حرف اضافه /ˈɪntuː/ (اینتو) به داخل
599 Like حرف اضافه /laɪk/ (لایک) مانند
600 Near حرف اضافه /nɪr/ (نییِر) نزدیک

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت هفتم: ۶۰۱ تا ۷۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
601 Of حرف اضافه /əv/ (اِو) از، مالِ
602 Off حرف اضافه / قید /ɔːf/ (آف) خاموش، بیرون، دور از
603 On حرف اضافه /ɒn/ (آن) روی، بر
604 Out حرف اضافه / قید /aʊt/ (اَوت) بیرون
605 Over حرف اضافه /ˈoʊvər/ (اووِر) روی، بیش از، تمام شده
606 Through حرف اضافه /θruː/ (ثرو) از میان، از طریق
607 To حرف اضافه /tuː/ (تو) به، به سوی
608 Toward حرف اضافه /tɔːrd/ (تورد) به سمت، به سوی
609 Up حرف اضافه / قید /ʌp/ (آپ) بالا
610 Upon حرف اضافه /əˈpɒn/ (اِپان) بر روی (رسمی‌تر از on)
611 With حرف اضافه /wɪð/ (ویذ) با، همراه با
612 Within حرف اضافه /wɪˈðɪn/ (ویذین) در داخلِ، در محدوده
613 Without حرف اضافه /wɪˈðaʊt/ (ویذاوت) بدونِ
614 And حرف ربط /ænd/ (اَند) و
615 As حرف ربط / اضافه /æz/ (اَز) به عنوان، چون، همانطور که
616 Because حرف ربط /bɪˈkɔːz/ (بیکاز) زیرا، به دلیل اینکه
617 If حرف ربط /ɪf/ (ایف) اگر
618 Or حرف ربط /ɔːr/ (اور) یا
619 Than حرف ربط / اضافه /ðæn/ (ذَن) از (در مقایسه)
620 That ضمیر / حرف ربط /ðæt/ (ذَت) که، آن
621 This ضمیر / صفت /ðɪs/ (ذیس) این
622 These ضمیر / صفت /ðiːz/ (ذیز) این‌ها
623 Those ضمیر / صفت /ðoʊz/ (ذوز) آن‌ها
624 Which ضمیر /wɪtʃ/ (ویچ) کدام
625 Who ضمیر /huː/ (هو) چه کسی
626 Whom ضمیر /huːm/ (هوم) چه کسی را
627 Whose ضمیر /huːz/ (هوز) مال چه کسی
628 What ضمیر / صفت /wɒt/ (وات) چه، چه چیزی
629 Whatever ضمیر /wətˈevər/ (وات‌اِوِر) هرچه، هر چیزی که
630 I ضمیر /aɪ/ (آی) من
631 Me ضمیر /miː/ (می) من (حالت مفعولی)
632 My صفت ملکی /maɪ/ (مای) مال من
633 Mine ضمیر ملکی /maɪn/ (ماین) مال من
634 We ضمیر /wiː/ (وی) ما
635 Us ضمیر /ʌs/ (آس) ما (حالت مفعولی)
636 Our صفت ملکی /ˈaʊər/ (اَوِر) مال ما
637 Ours ضمیر ملکی /ˈaʊərz/ (اَوِرز) مال ما
638 You ضمیر /juː/ (یو) تو، شما
639 Your صفت ملکی /jɔːr/ (یور) مال تو، مال شما
640 Yours ضمیر ملکی /jɔːrz/ (یورز) مال تو، مال شما
641 He ضمیر /hiː/ (هی) او (مرد)
642 Him ضمیر /hɪm/ (هیم) او را (مرد)
643 His صفت/ضمیر ملکی /hɪz/ (هیز) مال او (مرد)
644 She ضمیر /ʃiː/ (شی) او (زن)
645 Her صفت ملکی/ضمیر /hɜːr/ (هَر) او را، مال او (زن)
646 Hers ضمیر ملکی /hɜːrz/ (هَرز) مال او (زن)
647 It ضمیر /ɪt/ (ایت) آن (برای اشیاء و حیوانات)
648 Its صفت ملکی /ɪts/ (ایتس) مال آن
649 They ضمیر /ðeɪ/ (ذِی) آن‌ها
650 Them ضمیر /ðem/ (ذِم) آن‌ها را
651 Their صفت ملکی /ðer/ (ذِر) مال آن‌ها
652 Theirs ضمیر ملکی /ðerz/ (ذِرز) مال آن‌ها
653 Any صفت / ضمیر /ˈeni/ (اِنی) هیچ، هر
654 Anyone ضمیر /ˈeniwʌn/ (اِنی‌وان) هر کس، هیچ کس
655 Anything ضمیر /ˈeniθɪŋ/ (اِنی‌ثینگ) هر چیز، هیچ چیز
656 All صفت / ضمیر /ɔːl/ (آل) همه، تمام
657 Another صفت / ضمیر /əˈnʌðər/ (اِنادِر) یکی دیگر، دیگری
658 Both صفت / ضمیر /boʊθ/ (بوث) هر دو
659 Each صفت / ضمیر /iːtʃ/ (ایچ) هر، هر یک
660 Everyone ضمیر /ˈevriwʌn/ (اِوری‌وان) همه (افراد)
661 Everything ضمیر /ˈevriθɪŋ/ (اِوری‌ثینگ) همه چیز
662 Few صفت / ضمیر /fjuː/ (فیو) کم، معدود
663 Many صفت / ضمیر /ˈmeni/ (مِنی) زیاد، بسیاری
664 More صفت / ضمیر /mɔːr/ (مور) بیشتر
665 Most صفت / ضمیر /moʊst/ (موست) بیشترین، بیشترِ
666 Much صفت / ضمیر /mʌtʃ/ (ماچ) زیاد (برای غیرقابل شمارش)
667 Neither صفت / ضمیر /ˈniːðər/ (نیدِر) هیچ کدام (از دو تا)
668 Nobody ضمیر /ˈnoʊbədi/ (نوبادی) هیچ کس
669 None ضمیر /nʌn/ (نان) هیچ یک
670 No one ضمیر /ˈnoʊ wʌn/ (نو وان) هیچ کس
671 Nothing ضمیر /ˈnʌθɪŋ/ (ناثینگ) هیچ چیز
672 One ضمیر / عدد /wʌn/ (وان) یک، یکی
673 Several صفت / ضمیر /ˈsevrəl/ (سِورال) چندین
674 Some صفت / ضمیر /sʌm/ (سام) برخی، مقداری
675 Someone ضمیر /ˈsʌmwʌn/ (سام‌وان) یک نفر، کسی
676 Something ضمیر /ˈsʌmθɪŋ/ (سام‌ثینگ) یک چیزی
677 Such صفت / ضمیر /sʌtʃ/ (ساچ) چنین
678 Answer فعل / اسم /ˈænsər/ (اَنسِر) پاسخ دادن، جواب
679 Ask فعل /æsk/ (اَسک) پرسیدن، درخواست کردن
680 Build فعل /bɪld/ (بیلد) ساختن
681 Call فعل / اسم /kɔːl/ (کال) تماس گرفتن، صدا زدن
682 Catch فعل /kætʃ/ (کَچ) گرفتن (توپ، قطار)، دستگیر کردن
683 Check فعل / اسم /tʃek/ (چِک) بررسی کردن، چک
684 Choose فعل /tʃuːz/ (چوز) انتخاب کردن
685 Come فعل /kʌm/ (کام) آمدن
686 Cost فعل / اسم /kɒst/ (کاست) هزینه داشتن، هزینه
687 Cut فعل / اسم /kʌt/ (کات) بریدن، برش
688 Deal فعل / اسم /diːl/ (دیل) معامله کردن، توافق
689 Die فعل /daɪ/ (دای) مردن
690 Do فعل /duː/ (دو) انجام دادن
691 Draw فعل /drɔː/ (درا) کشیدن (نقاشی)، رسم کردن
692 Drive فعل /draɪv/ (درایو) رانندگی کردن
693 Drink فعل / اسم /drɪŋk/ (درینک) نوشیدن، نوشیدنی
694 Fall فعل / اسم /fɔːl/ (فال) افتادن، پاییز
695 Feel فعل /fiːl/ (فیل) احساس کردن
696 Find فعل /faɪnd/ (فایند) پیدا کردن
697 Follow فعل /ˈfɒloʊ/ (فالو) دنبال کردن، پیروی کردن
698 Get فعل /ɡet/ (گِت) گرفتن، به دست آوردن
699 Give فعل /ɡɪv/ (گیو) دادن
700 Go فعل /ɡoʊ/ (گو) رفتن

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت هشتم: ۷۰۱ تا ۸۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
701 Grow فعل /ɡroʊ/ (گِرو) رشد کردن، پرورش دادن
702 Happen فعل /ˈhæpən/ (هَپِن) اتفاق افتادن
703 Have فعل /hæv/ (هَو) داشتن
704 Hear فعل /hɪr/ (هیِر) شنیدن
705 Help فعل / اسم /help/ (هِلوپ) کمک کردن، کمک
706 Hold فعل /hoʊld/ (هولد) نگه داشتن، برگزار کردن
707 Hope فعل / اسم /hoʊp/ (هوپ) امیدوار بودن، امید
708 Keep فعل /kiːp/ (کیپ) نگه داشتن، حفظ کردن
709 Know فعل /noʊ/ (نو) دانستن، شناختن
710 Learn فعل /lɜːrn/ (لِرن) یاد گرفتن
711 Leave فعل /liːv/ (لیو) ترک کردن، جا گذاشتن
712 Let فعل /let/ (لِت) اجازه دادن
713 Like فعل / حرف اضافه /laɪk/ (لایک) دوست داشتن، مثلِ
714 Live فعل /lɪv/ (لیو) زندگی کردن
715 Look فعل / اسم /lʊk/ (لوک) نگاه کردن، به نظر رسیدن
716 Lose فعل /luːz/ (لوز) گم کردن، از دست دادن، باختن
717 Make فعل /meɪk/ (مِیک) ساختن، درست کردن
718 Mean فعل / صفت /miːn/ (مین) معنی دادن، بدجنس
719 Meet فعل /miːt/ (میت) ملاقات کردن، آشنا شدن
720 Move فعل / اسم /muːv/ (موو) حرکت کردن، جابجا شدن
721 Need فعل / اسم /niːd/ (نید) نیاز داشتن، نیاز
722 Open فعل / صفت /ˈoʊpən/ (اوپِن) باز کردن، باز
723 Pay فعل /peɪ/ (پِی) پرداختن
724 Play فعل / اسم /pleɪ/ (پلِی) بازی کردن، نواختن، نمایش
725 Provide فعل /prəˈvaɪd/ (پروواید) فراهم کردن، ارائه دادن
726 Put فعل /pʊt/ (پوت) قرار دادن، گذاشتن
727 Read فعل /riːd/ (رید) خواندن
728 Remember فعل /rɪˈmembər/ (ریمِمبِر) به یاد آوردن
729 Run فعل /rʌn/ (ران) دویدن، اداره کردن
730 Say فعل /seɪ/ (سِی) گفتن
731 See فعل /siː/ (سی) دیدن
732 Seem فعل /siːm/ (سیم) به نظر رسیدن
733 Sell فعل /sel/ (سِل) فروختن
734 Send فعل /send/ (سِند) فرستادن
735 Set فعل / اسم /set/ (سِت) تنظیم کردن، مجموعه
736 Show فعل / اسم /ʃoʊ/ (شو) نشان دادن، نمایش
737 Sit فعل /sɪt/ (سیت) نشستن
738 Sleep فعل / اسم /sliːp/ (سلیپ) خوابیدن، خواب
739 Speak فعل /spiːk/ (اسپیک) صحبت کردن
740 Spend فعل /spend/ (اسپِند) خرج کردن، سپری کردن
741 Stand فعل /stænd/ (استاند) ایستادن، تحمل کردن
742 Start فعل / اسم /stɑːrt/ (استارت) شروع کردن، آغاز
743 Stop فعل / اسم /stɑːp/ (استاپ) متوقف کردن، توقف
744 Take فعل /teɪk/ (تِیک) گرفتن، بردن
745 Talk فعل / اسم /tɔːk/ (تاک) صحبت کردن، گفتگو
746 Tell فعل /tel/ (تِل) گفتن (به کسی)، تعریف کردن
747 Think فعل /θɪŋk/ (ثینک) فکر کردن
748 Try فعل /traɪ/ (ترای) تلاش کردن، امتحان کردن
749 Turn فعل / اسم /tɜːrn/ (تِرن) چرخیدن، چرخاندن، نوبت
750 Understand فعل /ˌʌndərˈstænd/ (آندِرستَند) فهمیدن، درک کردن
751 Use فعل / اسم /juːz/ (یوز) استفاده کردن، کاربرد
752 Wait فعل /weɪt/ (وِیت) صبر کردن، منتظر ماندن
753 Walk فعل / اسم /wɔːk/ (واک) راه رفتن، پیاده‌روی
754 Want فعل /wɑːnt/ (وانت) خواستن
755 Watch فعل / اسم /wɑːtʃ/ (واچ) تماشا کردن، ساعت مچی
756 Win فعل /wɪn/ (وین) برنده شدن
757 Work فعل / اسم /wɜːrk/ (وِرک) کار کردن، کار
758 Write فعل /raɪt/ (رایت) نوشتن
759 Area اسم /ˈeriə/ (اِریا) منطقه، مساحت
760 Book اسم / فعل /bʊk/ (بوک) کتاب، رزرو کردن
761 Business اسم /ˈbɪznəs/ (بیزنِس) تجارت، کسب و کار
762 Case اسم /keɪs/ (کِیس) مورد، پرونده، جعبه
763 Child اسم /tʃaɪld/ (چایلد) کودک، بچه
764 Company اسم /ˈkʌmpəni/ (کامپِنی) شرکت، همراهی
765 Country اسم /ˈkʌntri/ (کانتری) کشور، حومه شهر
766 Day اسم /deɪ/ (دِی) روز
767 Eye اسم /aɪ/ (آی) چشم
768 Fact اسم /fækt/ (فَکت) حقیقت، واقعیت
769 Family اسم /ˈfæməli/ (فَمیلی) خانواده
770 Government اسم /ˈɡʌvərnmənt/ (گاوِرنمِنت) دولت، حکومت
771 Group اسم /ɡruːp/ (گروپ) گروه
772 Hand اسم /hænd/ (هَند) دست
773 Home اسم / قید /hoʊm/ (هوم) خانه، به خانه
774 Job اسم /dʒɑːb/ (جاب) شغل، کار
775 Life اسم /laɪf/ (لایف) زندگی
776 Lot اسم /lɑːt/ (لات) مقدار زیاد، قطعه زمین
777 Man اسم /mæn/ (مَن) مرد، انسان
778 Money اسم /ˈmʌni/ (مانی) پول
779 Month اسم /mʌnθ/ (مانث) ماه (از سال)
780 Morning اسم /ˈmɔːrnɪŋ/ (مورنینگ) صبح
781 Mother اسم /ˈmʌðər/ (مادِر) مادر
782 Night اسم /naɪt/ (نایت) شب
783 Number اسم /ˈnʌmbər/ (نامبِر) شماره، عدد
784 Part اسم /pɑːrt/ (پارت) بخش، قسمت
785 People اسم /ˈpiːpl/ (پیپِل) مردم، افراد
786 Place اسم / فعل /pleɪs/ (پلِیس) مکان، قرار دادن
787 Point اسم / فعل /pɔɪnt/ (پوینِت) نقطه، نکته، اشاره کردن
788 Problem اسم /ˈprɑːbləm/ (پرابلِم) مشکل، مسئله
789 Program اسم / فعل /ˈproʊɡræm/ (پروگرَم) برنامه، برنامه‌ریزی کردن
790 Question اسم / فعل /ˈkwestʃən/ (کوئِسچِن) سوال، پرسیدن
791 Right صفت / قید / اسم /raɪt/ (رایت) درست، راست، حق
792 Room اسم /ruːm/ (روم) اتاق، فضا
793 School اسم /skuːl/ (اسکول) مدرسه
794 State اسم / فعل /steɪt/ (استِیت) ایالت، وضعیت، بیان کردن
795 Story اسم /ˈstɔːri/ (استوری) داستان، قصه
796 Student اسم /ˈstuːdnt/ (استیودِنت) دانش‌آموز، دانشجو
797 Study فعل / اسم /ˈstʌdi/ (استادی) مطالعه کردن، مطالعه
798 System اسم /ˈsɪstəm/ (سیستِم) سیستم، نظام
799 Thing اسم /θɪŋ/ (ثینگ) چیز، شیء
800 Time اسم /taɪm/ (تایم) زمان، وقت، بار (دفعه)

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت نهم: ۸۰۱ تا ۹۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
801 Water اسم / فعل /ˈwɔːtər/ (واتِر) آب، آب دادن
802 Way اسم /weɪ/ (وِی) راه، روش، مسیر
803 Week اسم /wiːk/ (ویک) هفته
804 Woman اسم /ˈwʊmən/ (وومَن) زن
805 Word اسم /wɜːrd/ (وِرد) کلمه، واژه
806 World اسم /wɜːrld/ (وِرلْد) جهان، دنیا
807 Year اسم /jɪr/ (ییِر) سال
808 Information اسم /ˌɪnfərˈmeɪʃn/ (اینفُرمِیشِن) اطلاعات
809 Map اسم /mæp/ (مَپ) نقشه
810 Two عدد / اسم /tuː/ (تو) دو
811 Three عدد / اسم /θriː/ (ثِری) سه
812 Four عدد / اسم /fɔːr/ (فور) چهار
813 Five عدد / اسم /faɪv/ (فایو) پنج
814 Six عدد / اسم /sɪks/ (سیکس) شش
815 Seven عدد / اسم /ˈsevn/ (سِوِن) هفت
816 Eight عدد / اسم /eɪt/ (اِیت) هشت
817 Nine عدد / اسم /naɪn/ (ناین) نه
818 Ten عدد / اسم /ten/ (تِن) ده
819 First صفت / قید /fɜːrst/ (فِرست) اول، نخستین
820 Second صفت / اسم /ˈsekənd/ (سِکِند) دوم، ثانیه
821 Art اسم /ɑːrt/ (آرت) هنر
822 Music اسم /ˈmjuːzɪk/ (میوزیک) موسیقی
823 History اسم /ˈhɪstri/ (هیستری) تاریخ
824 Idea اسم /aɪˈdiːə/ (آیدیا) ایده، فکر
825 Value اسم / فعل /ˈvæljuː/ (وَلیو) ارزش، ارزش‌گذاری
826 Data اسم /ˈdeɪtə/ (دِیتا) داده، اطلاعات
827 Food اسم /fuːd/ (فود) غذا، خوراک
828 City اسم /ˈsɪti/ (سیتی) شهر (بزرگ)
829 Town اسم /taʊn/ (تاون) شهرک، شهر کوچک
830 Village اسم /ˈvɪlɪdʒ/ (ویلیج) روستا
831 Road اسم /roʊd/ (رود) جاده
832 Street اسم /striːt/ (استریت) خیابان
833 Car اسم /kɑːr/ (کار) ماشین، خودرو
834 Bus اسم /bʌs/ (باس) اتوبوس
835 Train اسم /treɪn/ (ترِین) قطار
836 Plane اسم /pleɪn/ (پلِین) هواپیما
837 Boat اسم /boʊt/ (بوت) قایق
838 Ship اسم /ʃɪp/ (شیپ) کشتی
839 Ticket اسم /ˈtɪkɪt/ (تیکِت) بلیت
840 Station اسم /ˈsteɪʃn/ (استِیشِن) ایستگاه
841 Airport اسم /ˈerpɔːrt/ (اِرپورت) فرودگاه
842 Power اسم /ˈpaʊər/ (پاوِر) قدرت، برق، توان
843 Computer اسم /kəmˈpjuːtər/ (کامپیوتِر) رایانه
844 Internet اسم /ˈɪntərnet/ (اینتِرنِت) اینترنت
845 Law اسم /lɔː/ (لا) قانون
846 Animal اسم /ˈænɪml/ (اَنیمَل) حیوان
847 Bird اسم /bɜːrd/ (بِرد) پرنده
848 Dog اسم /dɔːɡ/ (داگ) سگ
849 Cat اسم /kæt/ (کَت) گربه
850 Fish اسم /fɪʃ/ (فیش) ماهی
851 Tree اسم /triː/ (تری) درخت
852 Flower اسم /ˈflaʊər/ (فلاوِر) گل
853 Sun اسم /sʌn/ (سان) خورشید
854 Moon اسم /muːn/ (مون) ماه
855 Star اسم /stɑːr/ (استار) ستاره
856 Sky اسم /skaɪ/ (اسکای) آسمان
857 Earth اسم /ɜːrθ/ (اِرث) زمین، کره زمین
858 River اسم /ˈrɪvər/ (ریوِر) رودخانه
859 Mountain اسم /ˈmaʊntn/ (ماونتِن) کوه
860 Sea اسم /siː/ (سی) دریا
861 Ocean اسم /ˈoʊʃn/ (اوشِن) اقیانوس
862 Wind اسم /wɪnd/ (ویند) باد
863 Fire اسم /ˈfaɪər/ (فایِر) آتش
864 Light اسم / صفت /laɪt/ (لایت) نور، روشن، سبک
865 Dark صفت / اسم /dɑːrk/ (دارک) تاریک، تیره
866 Sound اسم /saʊnd/ (ساوند) صدا (اشیاء و محیط)
867 Voice اسم /vɔɪs/ (وُیس) صدا (انسان)
868 Color اسم /ˈkʌlər/ (کالِر) رنگ
869 Red صفت / اسم /red/ (رِد) قرمز
870 Blue صفت / اسم /bluː/ (بلو) آبی
871 Green صفت / اسم /ɡriːn/ (گرین) سبز
872 Yellow صفت / اسم /ˈjeloʊ/ (یِلو) زرد
873 Black صفت / اسم /blæk/ (بْلَک) سیاه
874 White صفت / اسم /waɪt/ (وایت) سفید
875 Size اسم /saɪz/ (سایز) اندازه
876 Shape اسم /ʃeɪp/ (شِیپ) شکل، فرم
877 Top اسم / صفت /tɑːp/ (تاپ) بالا، قله، برترین
878 Bottom اسم /ˈbɑːtəm/ (باتِم) پایین، کف
879 Front اسم / صفت /frʌnt/ (فرانت) جلو، روبرو
880 Back اسم / قید /bæk/ (بَک) پشت، عقب
881 Center اسم /ˈsentər/ (سِنتِر) مرکز، وسط
882 North اسم / صفت /nɔːrθ/ (نورث) شمال
883 South اسم / صفت /saʊθ/ (ساوث) جنوب
884 East اسم / صفت /iːst/ (ایست) شرق
885 West اسم / صفت /west/ (وِست) غرب
886 Summer اسم /ˈsʌmər/ (سامِر) تابستان
887 Winter اسم /ˈwɪntər/ (وینِتِر) زمستان
888 Spring اسم /sprɪŋ/ (اسپرینگ) بهار، چشمه، فنر
889 Autumn اسم /ˈɔːtəm/ (آتِم) پاییز
890 Weather اسم /ˈweðər/ (وِذِر) آب و هوا
891 Temperature اسم /ˈtemprətʃər/ (تِمپِرِچِر) دما، درجه حرارت
892 Health اسم /helθ/ (هِلث) سلامتی
893 Mind اسم /maɪnd/ (مایند) ذهن، فکر
894 Body اسم /ˈbɑːdi/ (بادی) بدن
895 Head اسم /hed/ (هِد) سر
896 Face اسم / فعل /feɪs/ (فِیس) صورت، روبرو شدن
897 Hair اسم /her/ (هَر) مو
898 Neck اسم /nek/ (نِک) گردن
899 Arm اسم /ɑːrm/ (آرم) بازو
900 Leg اسم /leɡ/ (لِگ) پا، ساق پا

جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت دهم: ۹۰۱ تا ۱۰۰۰)

ردیف لغت (Word) نقش کلمه (POS) تلفظ انگلیسی و فارسی معنی دقیق فارسی
901 Hand اسم /hænd/ (هَند) دست
902 Foot اسم /fʊt/ (فوت) پا (کف پا)
903 Eye اسم /aɪ/ (آی) چشم
904 Ear اسم /ɪr/ (ایِر) گوش
905 Nose اسم /noʊz/ (نوز) بینی
906 Mouth اسم /maʊθ/ (ماوث) دهان
907 Tooth اسم /tuːθ/ (توث) دندان
908 Blood اسم /blʌd/ (بلاد) خون
909 Heart اسم /hɑːrt/ (هارت) قلب
910 Disease اسم /dɪˈziːz/ (دیزیز) بیماری، مرض
911 Doctor اسم /ˈdɑːktər/ (داکتِر) پزشک، دکتر
912 Hospital اسم /ˈhɑːspɪtl/ (هاسپیتِل) بیمارستان
913 Patient اسم / صفت /ˈpeɪʃnt/ (پِیشِنت) بیمار، صبور
914 Medicine اسم /ˈmedɪsn/ (مِدیسِن) دارو، پزشکی
915 Bed اسم /bed/ (بِد) تختخواب
916 Room اسم /ruːm/ (روم) اتاق، فضا
917 Door اسم /dɔːr/ (دور) در
918 Window اسم /ˈwɪndoʊ/ (ویندو) پنجره
919 Wall اسم /wɔːl/ (وال) دیوار
920 Floor اسم /flɔːr/ (فلور) کف (اتاق)، طبقه
921 Ceiling اسم /ˈsiːlɪŋ/ (سیلینگ) سقف (داخلی)
922 Roof اسم /ruːf/ (روف) بام (خارجی)
923 House اسم /haʊs/ (هاوس) خانه (ساختمان)
924 Home اسم / قید /hoʊm/ (هوم) خانه (محل سکونت)
925 Building اسم /ˈbɪldɪŋ/ (بیلدینگ) ساختمان
926 Table اسم /ˈteɪbl/ (تِیبِل) میز، جدول
927 Chair اسم /tʃer/ (چِر) صندلی
928 Desk اسم /desk/ (دِسک) میز تحریر
929 Paper اسم /ˈpeɪpər/ (پِیپِر) کاغذ
930 Pen اسم /pen/ (پِن) خودکار
931 Pencil اسم /ˈpensl/ (پِنسِل) مداد
932 Book اسم /bʊk/ (بوک) کتاب
933 Page اسم /peɪdʒ/ (پِیج) صفحه
934 Letter اسم /ˈletər/ (لِتِر) نامه، حرف (الفبا)
935 Number اسم /ˈnʌmbər/ (نامبِر) شماره، عدد
936 Picture اسم /ˈpɪktʃər/ (پیکچِر) تصویر، عکس
937 Photo اسم /ˈfoʊtoʊ/ (فوتو) عکس
938 Camera اسم /ˈkæmərə/ (کَمِرا) دوربین
939 Phone اسم /foʊn/ (فون) تلفن
940 Screen اسم /skriːn/ (اسکرین) صفحه نمایش
941 Clothes اسم /kloʊðz/ (کلوذز) لباس‌ها
942 Shirt اسم /ʃɜːrt/ (شِرت) پیراهن
943 Pants اسم /pænts/ (پَنتس) شلوار
944 Shoe اسم /ʃuː/ (شو) کفش
945 Hat اسم /hæt/ (هَت) کلاه
946 Coat اسم /koʊt/ (کوت) کت، پالتو
947 Dress اسم /dres/ (درِس) لباس زنانه، پیراهن
948 Pocket اسم /ˈpɑːkɪt/ (پاکِت) جیب
949 Bag اسم /bæɡ/ (بَگ) کیف، کیسه
950 Box اسم /bɑːks/ (باکس) جعبه
951 Key اسم /kiː/ (کی) کلید
952 Lock اسم / فعل /lɑːk/ (لاک) قفل، قفل کردن
953 Money اسم /ˈmʌni/ (مانی) پول
954 Price اسم /praɪs/ (پرایس) قیمت
955 Cost اسم / فعل /kɔːst/ (کاست) هزینه، قیمت داشتن
956 Bank اسم /bæŋk/ (بَنک) بانک، ساحل رود
957 Shop اسم / فعل /ʃɑːp/ (شاپ) مغازه، خرید کردن
958 Store اسم /stɔːr/ (استور) فروشگاه، انبار
959 Market اسم /ˈmɑːrkɪt/ (مارکِت) بازار
960 Business اسم /ˈbɪznəs/ (بیزنِس) تجارت، کسب‌وکار
961 Job اسم /dʒɑːb/ (جاب) شغل، کار
962 Work اسم / فعل /wɜːrk/ (وِرک) کار، کار کردن
963 Boss اسم /bɔːs/ (باس) رئیس
964 Staff اسم /stæf/ (استَف) کارکنان، پرسنل
965 Office اسم /ˈɔːfɪs/ (آفیس) دفتر کار، اداره
966 Company اسم /ˈkʌmpəni/ (کامپِنی) شرکت
967 Industry اسم /ˈɪndəstri/ (ایندِستری) صنعت
968 Machine اسم /məˈʃiːn/ (مَشین) ماشین، دستگاه
969 Engine اسم /ˈendʒɪn/ (اِنجین) موتور
970 Tool اسم /tuːl/ (تول) ابزار
971 Weapon اسم /ˈwepən/ (وِپِن) سلاح
972 Gun اسم /ɡʌn/ (گان) تفنگ
973 War اسم /wɔːr/ (وار) جنگ
974 Peace اسم /piːs/ (پیس) صلح، آرامش
975 Army اسم /ˈɑːrmi/ (آرمی) ارتش
976 Soldier اسم /ˈsoʊldʒər/ (سولجِر) سرباز
977 Police اسم /pəˈliːs/ (پُلیس) پلیس
978 Crime اسم /kraɪm/ (کرایم) جرم، جنایت
979 Prison اسم /ˈprɪzn/ (پریزِن) زندان
980 Court اسم /kɔːrt/ (کورت) دادگاه، زمین بازی
981 Judge اسم / فعل /dʒʌdʒ/ (جاج) قاضی، قضاوت کردن
982 Death اسم /deθ/ (دِث) مرگ
983 Life اسم /laɪf/ (لایف) زندگی
984 Love اسم / فعل /lʌv/ (لاو) عشق، دوست داشتن
985 Hate فعل / اسم /heɪt/ (هِیت) متنفر بودن، نفرت
986 Fear اسم / فعل /fɪr/ (فیِر) ترس، ترسیدن
987 Hope اسم / فعل /hoʊp/ (هوپ) امید، امیدوار بودن
988 Joy اسم /dʒɔɪ/ (جوی) شادی، لذت
989 Sadness اسم /ˈsædnəs/ (سَدنِس) غم، اندوه
990 Anger اسم /ˈæŋɡər/ (اَنگِر) خشم، عصبانیت
991 Smile فعل / اسم /smaɪl/ (اسمایل) لبخند زدن، لبخند
992 Laugh فعل /læf/ (لَف) خندیدن
993 Cry فعل /kraɪ/ (کرای) گریه کردن، فریاد زدن
994 Dream اسم / فعل /driːm/ (دریم) رویا، خواب دیدن
995 Goal اسم /ɡoʊl/ (گول) هدف
996 Purpose اسم /ˈpɜːrpəs/ (پِرپِس) مقصود، منظور
997 Reason اسم /ˈriːzn/ (ریزِن) دلیل، علت
998 Result اسم /rɪˈzʌlt/ (ریزالت) نتیجه
999 Future اسم /ˈfjuːtʃər/ (فیوچِر) آینده
1000 Past اسم / صفت /pæst/ (پَست) گذشته

سوالات متداول زبان‌آموزان درباره یادگیری لغات

در این بخش به برخی از پرتکرارترین سوالاتی که برای زبان‌آموزان در مسیر یادگیری واژگان پایه انگلیسی پیش می‌آید، پاسخ می‌دهیم.

چقدر طول می‌کشد تا ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی را یاد بگیرم؟

این سوال پاسخ یکسانی برای همه ندارد و به عوامل متعددی بستگی دارد: ۱) زمان روزانه که به مطالعه اختصاص می‌دهید، ۲) روش یادگیری شما (مثلاً استفاده از فلش‌کارت، تکرار با فاصله، و یادگیری در متن) و ۳) میزان تمرین و استفاده از لغات جدید. با این حال، یک زبان‌آموز با انگیزه که روزانه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه به صورت متمرکز مطالعه کند، می‌تواند طی ۳ تا ۶ ماه به درک قابل قبولی از این ۱۰۰۰ کلمه دست یابد. نکته کلیدی، «استمرار» است نه «شدت».

آیا فقط حفظ کردن ۱۰۰۰ کلمه برای صحبت کردن کافی است؟

خیر. حفظ کردن معادل «یادگیری» نیست. همانطور که در بخش‌های قبل توضیح داده شد، شما باید بتوانید کلمات را در ساختار گرامری صحیح به کار ببرید، آن‌ها را درست تلفظ کنید و در موقعیت مناسب از آن‌ها استفاده نمایید. این ۱۰۰۰ کلمه فونداسیون شما هستند، اما برای ساختن یک خانه قابل سکونت (یعنی توانایی مکالمه روان)، به گرامر، تمرین شنیداری و مهارت مکالمه نیز نیاز دارید.

آیا بهتر است لغات را به صورت موضوعی یاد بگیرم یا الفبایی؟

یادگیری الفبایی یکی از ناکارآمدترین روش‌هاست، زیرا هیچ ارتباط معنایی بین کلمات وجود ندارد. روش‌های بسیار مؤثرتر عبارتند از:

  • یادگیری موضوعی: مثلاً یک روز لغات مربوط به «غذا» و روز دیگر لغات مربوط به «سفر».
  • یادگیری بر اساس نقش دستوری: همان کاری که ما در این مقاله با دسته‌بندی «اسم، فعل، صفت» انجام دادیم.
  • یادگیری از طریق داستان یا متن: خواندن یک متن کوتاه و استخراج لغات جدید از آن، به شما کمک می‌کند کلمات را در بستر طبیعی‌شان به خاطر بسپارید.

موسسه EZ English چگونه به من در تسلط بر این واژگان کمک می‌کند؟

موسسه ایزی انگلیش با یک رویکرد چندلایه به این موضوع می‌پردازد. در کلاس‌های آنلاین ما، شما نه تنها لغات پرکاربرد با ترجمه را یاد می‌گیرید، بلکه:

  1. کاربرد عملی: از طریق مکالمات هدایت‌شده با اساتید مجرب، از همان روز اول از لغات جدید استفاده می‌کنید.
  2. تمرکز بر تلفظ: اساتید ما به طور مداوم بر روی تلفظ شما نظارت کرده و آن را اصلاح می‌کنند.
  3. یادگیری در بستر گرامر: تمام واژگان در قالب ساختارهای گرامری کاربردی تدریس می‌شوند تا یادگیری شما عمیق و پایدار باشد.

ما به شما کمک می‌کنیم تا از مرحله «حفظ کردن کلمه» عبور کرده و به مرحله «زندگی کردن با کلمات» برسید.

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *