۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی با معنی فارسی و تلفظ
شروع یادگیری زبان انگلیسی، مانند ورود به یک اقیانوس بیکران است. هزاران کلمه، ساختارهای گرامری پیچیده و لهجههای متفاوت میتوانند هر زبانآموزی را در ابتدای مسیر سردرگم کنند. سوال اصلی بسیاری از افراد این است: «از کجا باید شروع کنم؟» پاسخ روشن و قطعی است: از واژگان پایه. اما نه هر واژگانی.
تحقیقات زبانشناسی نشان میدهد که تنها با یادگیری ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی، شما قادر خواهید بود حدود ۸۵٪ از مکالمات روزمره، ایمیلها، و متون عمومی را درک کنید. این کلمات، اسکلت و چارچوب اصلی زبان را تشکیل میدهند و تسلط بر آنها، سریعترین و هوشمندانهترین مسیر برای رسیدن به سطح قابل قبولی از تسلط است.
در این راهنمای جامع که توسط تیم متخصصان ایزی انگلیش تهیه شده است، ما فراتر از ارائه یک لیست ساده رفتهایم. هدف ما، ارائه یک نقشه راه کامل برای درک، حفظ و استفاده صحیح از این کلمات کلیدی است. شما در این مقاله نهتنها لیست کامل این لغات را به همراه ترجمه دقیق و تلفظ صحیح دریافت میکنید، بلکه با تکنیکهای علمی برای به خاطر سپردن آنها و نحوه استفاده در جمله نیز آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید تا پایه و اساس مکالمات انگلیسی خود را برای همیشه محکم کنید.
در دنیای استراتژی، اصلی به نام «پارتو» یا قانون ۸۰/۲۰ وجود دارد که میگوید ۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ تلاشها حاصل میشود. این اصل به طرز شگفتانگیزی در یادگیری زبان نیز صادق است. تمرکز بر یادگیری لغات پرکاربرد با ترجمه زبان انگلیسی، همان ۲۰٪ تلاشی است که ۸۰٪ موفقیت شما در درک و برقراری ارتباط اولیه را تضمین میکند.
دلیل این اهمیت، کارایی و بازدهی بالای این کلمات است. این واژهها که به آنها «کلمات پرتکرار» (High-Frequency Words) نیز گفته میشود، بلوکهای سازنده اصلی جملات هستند. افعال، اسامی، صفات و حروف اضافهای که در این لیست قرار دارند، بارها و بارها در طول یک روز تکرار میشوند. تسلط بر آنها چندین مزیت استراتژیک برای شما به همراه دارد:
افزایش فوری درک مطلب (Comprehension): وقتی شما مهمترین کلمات انگلیسی را میشناسید، هنگام تماشای یک فیلم یا گوش دادن به یک پادکست، به جای تلاش برای فهمیدن تکتک کلمات، میتوانید مفهوم و پیام کلی را به سرعت درک کنید. این فرآیند، اضطراب شما را کاهش داده و یادگیری را لذتبخشتر میکند.
ایجاد اعتماد به نفس برای صحبت کردن: بزرگترین مانع برای مکالمه، ترس از ندانستن کلمات مناسب است. با تسلط بر این واژگان پایه انگلیسی، شما ابزار لازم برای ساختن جملات ساده اما کامل را در اختیار دارید. توانایی بیان نیازها، احساسات و ایدههای اولیه، اعتماد به نفسی باورنکردنی به شما میبخشد تا بیشتر صحبت کرده و بیشتر یاد بگیرید.
ساخت یک چارچوب ذهنی قدرتمند: این ۱۰۰۰ کلمه، مانند فونداسیون یک ساختمان عمل میکنند. شما نمیتوانید ساختارهای گرامری پیچیده یا کلمات تخصصی را بیاموزید، در حالی که هنوز در استفاده از کلمات سادهای مانند “get”، “have”، “but” یا “because” مشکل دارید. این پایه محکم، یادگیری مفاهیم پیشرفتهتر در آینده را بسیار سادهتر و سریعتر خواهد کرد.
بنابراین، تمرکز بر ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی یک انتخاب هوشمندانه و استراتژیک است، نه یک راه میانبر سطحی. این کار به شما اجازه میدهد تا با صرف کمترین زمان، به بیشترین بازدهی در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی دست یابید.
یکی از بزرگترین چالشهای زبانآموزان، فراموشی سریع کلمات جدید است. شما زمان زیادی را صرف حفظ کردن یک لیست بلند از واژگان پایه انگلیسی میکنید، اما پس از چند روز، بخش بزرگی از آنها را به خاطر نمیآورید. این یک تجربه مشترک و کاملاً طبیعی است و مشکل از هوش شما نیست، بلکه از روش شماست.

حفظ کردن لغت یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری، با تکنیکهای صحیح، قابل تقویت است. مغز ما برای به خاطر سپردن اطلاعات پراکنده و بیربط طراحی نشده است. برای اینکه یک کلمه برای همیشه در حافظه بلندمدت شما حک شود، باید به آن معنا، کاربرد و ارتباط ببخشید. در ادامه، دو مورد از مؤثرترین و علمیترین تکنیکها را بررسی میکنیم که به شما کمک میکنند تا این مهمترین کلمات انگلیسی را یک بار برای همیشه یاد بگیرید.
یادگیری کلمات در قالب جمله (Contextual Learning)
تکنیک «یادگیری مبتنی بر بافت» یا Contextual Learning، قدرتمندترین استراتژی برای درک عمیق و حفظ دائمی لغات است. حفظ کردن یک کلمه به صورت تنها (مثلاً: “develop = توسعه دادن”) یک مسیر ناکارآمد است، زیرا مغز شما هیچ سرنخی برای کاربرد و مفهوم واقعی آن دریافت نمیکند.
به جای این کار، همیشه کلمه جدید را در یک جمله یا عبارت یاد بگیرید.
- روش غلط:
Book = کتاب - روش صحیح:
She is reading a **book** about history.(او در حال خواندن یک کتاب در مورد تاریخ است.)
وقتی شما کلمه را در یک جمله میبینید، چند اتفاق مهم رخ میدهد:
- درک نقش کلمه: متوجه میشوید که این کلمه اسم، فعل یا صفت است و کجای جمله قرار میگیرد.
- ایجاد ارتباط ذهنی: مغز شما کلمه
bookرا به مفاهیم دیگری مانندreadingوhistoryمتصل میکند. این شبکهسازی، به یادآوری را بسیار آسانتر میکند. - یادگیری کاربرد واقعی: بسیاری از کلمات چندین معنی دارند. تنها در جمله است که میتوانید معنای دقیق کلمه در آن بافت خاص را بفهمید.
همیشه برای هر لغت جدیدی که یاد میگیرید، یک جمله مثال پیدا کنید یا خودتان بسازید. این کار ساده، تفاوت بین حفظ کردن موقت و یادگیری دائمی را رقم میزند.
تاثیر تعامل مستمر و شرکت در دورههای استاندارد
یادگیری غیرفعال (Passive Learning) مانند خواندن لیست لغات یا تماشای فیلم، برای شروع خوب است، اما برای تسلط کافی نیست. برای اینکه کلمات از حافظه کوتاهمدت به بلندمدت منتقل شوند، باید از آنها به صورت فعال استفاده کنید. این فرآیند که «یادآوری فعال» (Active Recall) نام دارد، زمانی اتفاق میافتد که شما تلاش میکنید یک کلمه را در حین صحبت کردن یا نوشتن به کار ببرید.
اینجاست که ارزش تعامل و آموزش ساختاریافته مشخص میشود. شرکت در یک کلاس آنلاین زبان انگلیسی استاندارد، شما را از یک یادگیرنده منفعل به یک کاربر فعال زبان تبدیل میکند. در این محیط:
- شما مجبور میشوید از واژگان جدید برای برقراری ارتباط با استاد و همکلاسیها استفاده کنید.
- اشتباهات شما در تلفظ یا کاربرد کلمات به سرعت تصحیح میشود و این بازخورد فوری، فرآیند یادگیری را به شدت بهینه میکند.
- با قرار گرفتن در معرض سوالات و تمرینهای هدفمند، به طور مداوم دانش خود را به چالش میکشید.
تعامل مستمر، پلی است که دانش تئوری شما از لغات را به مهارت عملی در مکالمه تبدیل میکند و این موثرترین راه برای اطمینان از ماندگاری آموختههایتان است.
دستهبندی موضوعی مهمترین کلمات انگلیسی (بخش اول: جدول لغات)
پس از درک اهمیت و تکنیکهای یادگیری، اکنون زمان آن است که به صورت عملی با این مهمترین کلمات انگلیسی آشنا شویم. ارائه یک لیست طولانی و بدون ساختار از ۱۰۰۰ کلمه، یادگیری را دشوار و خستهکننده میکند. به همین دلیل، ما این واژگان پایه انگلیسی را بر اساس نقش دستوری و کاربردشان (اسم، فعل، صفت و قید) دستهبندی کردهایم.
این رویکرد به شما کمک میکند تا الگوهای زبانی را بهتر درک کنید. با یادگیری مجموعهای از افعال، شما ابزار لازم برای توصیف «عمل» را به دست میآورید. با تسلط بر اسامی، میتوانید درباره «اشیاء» و «افراد» صحبت کنید و با صفات و قیدها، به توصیفات خود «عمق» و «احساس» میبخشید. این بخش، فونداسیون واژگان شما را به صورت طبقهبندی شده و منظم بنا میکند.
افعال ضروری و پرتکرار در مکالمات روزمره (Verbs)
افعال، موتور و قلب تپنده جملات انگلیسی هستند. بدون فعل، جمله ناقص و بیمعناست. آنها عمل، حالت یا وقوع یک رویداد را توصیف میکنند. تمرکز بر افعال پرتکرار به شما این قدرت را میدهد که با سرعت بالایی بتوانید منظور خود را بیان کرده و موقعیتهای مختلف را توصیف کنید. به یاد داشته باشید که بسیاری از این افعال، بهخصوص افعال بیقاعده، شکلهای متفاوتی در زمانهای گذشته و آینده دارند. یادگیری کامل آنها یکی از گامهای اساسی است. (برای اطلاعات بیشتر میتوانید به مقاله آموزش جامع افعال بیقاعده انگلیسی مراجعه کنید.)
در جدول زیر، مجموعهای از حیاتیترین افعال انگلیسی را به همراه ترجمه و مثال کاربردی مشاهده میکنید.
| واژه انگلیسی (Verb) | تلفظ فونتیک (IPA) | ترجمه فارسی | مثال کاربردی در جمله |
|---|---|---|---|
| be (am, is, are) | /biː/ | بودن، هستن | She is a doctor. (او یک دکتر است.) |
| have | /hæv/ | داشتن | We have a small cat. (ما یک گربه کوچک داریم.) |
| do | /duː/ | انجام دادن | I do my homework every day. (من هر روز تکالیفم را انجام میدهم.) |
| say | /seɪ/ | گفتن | He didn’t say goodbye. (او خداحافظی نکرد.) |
| go | /ɡoʊ/ | رفتن | Let’s go to the park. (بیا به پارک برویم.) |
| get | /ɡɛt/ | گرفتن، شدن | I need to get some milk. (من باید کمی شیر بگیرم.) |
| make | /meɪk/ | درست کردن | She can make delicious cakes. (او میتواند کیکهای خوشمزه درست کند.) |
| know | /noʊ/ | دانستن | I know his secret. (من راز او را میدانم.) |
| think | /θɪŋk/ | فکر کردن | What do you think about it? (در مورد آن چه فکر میکنی؟) |
| see | /siː/ | دیدن | Did you see the new movie? (فیلم جدید را دیدی؟) |
| come | /kʌm/ | آمدن | Can you come to my party? (میتوانی به مهمانی من بیایی؟) |
| want | /wɑːnt/ | خواستن | I want a cup of coffee. (من یک فنجان قهوه میخواهم.) |
اسامی کاربردی در محیط کار و زندگی (Nouns)
اسامی، کلماتی هستند که برای نامیدن افراد، مکانها، اشیاء و مفاهیم به کار میروند. آنها آجرهای اصلی سازنده دنیای اطراف ما در زبان هستند. بدون اسامی، نمیتوانستیم بگوییم «چهکسی»، «چهچیزی» یا «کجا». یادگیری اسامی پرتکرار به شما کمک میکند تا بتوانید به سادگی درباره محیط کار، زندگی روزمره، خانواده و نیازهای خود صحبت کنید. این کلمات به مکالمات شما هویت و موضوع میبخشند.
در جدول زیر، با دستهای از پرکاربردترین اسامی در زبان انگلیسی آشنا میشوید.
| واژه انگلیسی (Noun) | تلفظ فونتیک (IPA) | ترجمه فارسی | مثال کاربردی در جمله |
|---|---|---|---|
| time | /taɪm/ | زمان، وقت | We don’t have much time. (ما وقت زیادی نداریم.) |
| person | /ˈpɜːrsn/ | شخص، فرد | Each person can ask one question. (هر شخص میتواند یک سوال بپرسد.) |
| year | /jɪər/ | سال | I moved here last year. (من پارسال به اینجا نقل مکان کردم.) |
| way | /weɪ/ | راه، روش | This is the easiest way to do it. (این آسانترین راه برای انجام آن است.) |
| day | /deɪ/ | روز | Have a nice day! (روز خوبی داشته باشی!) |
| thing | /θɪŋ/ | چیز، شیء | One more thing, don’t be late. (یک چیز دیگر، دیر نکن.) |
| man / woman | /mæn/ / /ˈwʊmən/ | مرد / زن | That man is my father. (آن مرد پدر من است.) |
| world | /wɜːrld/ | دنیا، جهان | English is a world language. (انگلیسی یک زبان جهانی است.) |
| life | /laɪf/ | زندگی | This is the best day of my life. (این بهترین روز زندگی من است.) |
| part | /pɑːrt/ | بخش، قسمت | The best part of the movie is the end. (بهترین قسمت فیلم، پایان آن است.) |
| house | /haʊs/ | خانه | They live in a big house. (آنها در یک خانه بزرگ زندگی میکنند.) |
| work | /wɜːrk/ | کار، شغل | I have a lot of work to do. (من کلی کار برای انجام دادن دارم.) |
صفات و قیدهای کلیدی برای بیان احساسات (Adjectives & Adverbs)
اگر افعال و اسامی، اسکلت زبان باشند، صفات و قیدها، گوشت و پوست و روح آن هستند. آنها به زبان ما رنگ، احساس و جزئیات میبخشند.
- صفات (Adjectives): اسامی را توصیف میکنند (مانند: a beautiful day).
- قیدها (Adverbs): افعال، صفات یا دیگر قیدها را توصیف میکنند و به ما میگویند یک کار «چگونه»، «کِی» یا «کجا» انجام شده است (مانند: He runs quickly).
تسلط بر این کلمات به شما اجازه میدهد تا از یک ارتباط ساده و رباتیک فراتر رفته و بتوانید احساسات، نظرات و جزئیات دقیق را به شنونده منتقل کنید.
جدول زیر شامل مجموعهای از ضروریترین صفات و قیدها برای شروع است.
| واژه انگلیسی (Adj/Adv) | تلفظ فونتیک (IPA) | ترجمه فارسی | مثال کاربردی در جمله |
|---|---|---|---|
| good / well | /ɡʊd/ / /wel/ | خوب / به خوبی | He speaks good English. He speaks English well. (او انگلیسیِ خوبی صحبت میکند. او انگلیسی را به خوبی صحبت میکند.) |
| new | /nuː/ | جدید | This is a new car. (این یک ماشین جدید است.) |
| old | /oʊld/ | قدیمی، پیر | My grandfather is very old. (پدربزرگ من خیلی پیر است.) |
| great | عالی، بزرگ | We had a great time. (ما اوقات عالی داشتیم.) | |
| big / small | /bɪɡ/ / /smɔːl/ | بزرگ / کوچک | An elephant is big, but a mouse is small. (یک فیل بزرگ است، اما یک موش کوچک است.) |
| long / short | /lɔːŋ/ / /ʃɔːrt/ | بلند / کوتاه | The movie was too long. The book is short. (فیلم بیش از حد طولانی بود. کتاب کوتاه است.) |
| different | /ˈdɪfrənt/ | متفاوت | People have different opinions. (مردم نظرات متفاوتی دارند.) |
| important | /ɪmˈpɔːrtnt/ | مهم | Health is very important. (سلامتی بسیار مهم است.) |
| very | /ˈveri/ | خیلی | She runs very fast. (او خیلی سریع میدود.) |
| always | /ˈɔːlweɪz/ | همیشه | The sun always rises in the east. (خورشید همیشه از شرق طلوع میکند.) |
| really | /ˈriːəli/ | واقعاً | It’s a really good book. (این واقعاً کتاب خوبی است.) |
| just | /dʒʌst/ | فقط، همین الان | I just finished my work. (من همین الان کارم را تمام کردم.) |
ارتباط مستقیم گسترش دایره لغات با درک ساختار جملات
آیا تا به حال با وجود دانستن معنی تکتک کلمات یک جمله، در فهم کامل مفهوم آن دچار مشکل شدهاید؟ این تجربه برای بسیاری از زبانآموزان آشناست و دقیقاً نقطهای است که ارتباط حیاتی بین «واژگان» و «گرامر» آشکار میشود. یادگیری ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی مانند جمعآوری آجرهای یک ساختمان است؛ آجرهایی باکیفیت و ضروری. اما بدون «ملات» که همان گرامر و ساختار جمله است، این آجرها هرگز به یک دیوار محکم و یکپارچه تبدیل نخواهند شد.
دانستن کلمات man, dog, bites به تنهایی اطلاعات کمی به ما میدهد. اما گرامر به ما میگوید که ترتیب The man bites the dog با The dog bites the man دو دنیای کاملاً متفاوت را توصیف میکند. درک این ساختار (فاعل-فعل-مفعول) به لغات بیجان، معنا و جهت میبخشد.
این ارتباط در موارد زیر به وضوح دیده میشود:
-
زمانهای افعال (Tenses): شما ممکن است فعل
go(رفتن) را بشناسید. اما بدون درک ساختار گرامری، تفاوت بینI go,I went,I will goوI am goingرا درک نخواهید کرد. هرکدام از این ساختارها، داستان متفاوتی را در زمانهای مختلف روایت میکنند. گسترش دایره لغات باید همزمان با یادگیری این ساختارها باشد تا بتوانید از کلمات در زمان و مکان درست استفاده کنید. -
حروف اضافه (Prepositions): کلمات کوچکی مانند
in,on,at,under,forکه جزو مهمترین کلمات انگلیسی هستند، میتوانند معنای یک جمله را به کلی دگرگون کنند. تفاوت بینI am in the carوI am on the carصرفاً با درک نقش گرامری این حروف اضافه قابل فهم است. -
جملات شرطی و پیچیده: برای بیان ایدههای پیچیدهتر، نیاز به ساختارهایی دارید که جملات ساده را به هم متصل کنند. یادگیری کلماتی مانند
if,because,although,whileتنها زمانی مفید است که بدانید چگونه با استفاده از آنها دو عبارت را به شکلی منطقی به هم پیوند دهید.
بنابراین، هرگز یادگیری لغات را فعالیتی جدا از گرامر ندانید. هر لغت جدیدی که میآموزید، یک فرصت تازه برای تمرین یک ساختار گرامری است. این دو بال پرواز شما در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی هستند. برای تسلط بر این ساختارها و استفاده صحیح از واژگان پایه انگلیسی که آموختهاید، مراجعه به بخش آموزش گرامر انگلیسی EZ English یک نقشه راه کامل در اختیار شما قرار میدهد.
چرا تلفظ صحیح لغات به اندازه معنی آنها مهم است؟
تصور کنید در یک رستوران در خارج از کشور هستید و با اطمینان کامل، کلمهای را که به معنی «برنج» (rice) است، به شکلی تلفظ میکنید که شبیه «مسابقه» (race) شنیده میشود. گارسون با گیجی به شما نگاه میکند و ارتباط برقرار نمیشود. در این لحظه، دانستن معنی کلمه هیچ کمکی به شما نکرد، زیرا «تلفظ» اشتباه، پل ارتباطی را از بین برد.

بسیاری از زبانآموزان تمام تمرکز خود را بر روی حفظ کردن معنی لغات پرکاربرد انگلیسی با ترجمه میگذارند و از اهمیت تلفظ غافل میشوند. این یک اشتباه استراتژیک است. تلفظ صحیح به سه دلیل اساسی، هموزن و گاهی حتی مهمتر از دانستن معنی کلمه است:
-
قابلیت فهم (Comprehensibility): هدف اصلی از یادگیری زبان، برقراری ارتباط است. اگر دیگران متوجه منظور شما نشوند، تمام دایره لغات گسترده شما بیفایده خواهد بود. کلماتی مانند
ship(کشتی) وsheep(گوسفند) یاlive(زندگی کردن) وleave(ترک کردن) تنها با یک تفاوت کوچک در صدا از هم متمایز میشوند. تلفظ اشتباه میتواند منجر به سوءتفاهمهای بزرگ و گاهی خندهدار یا شرمآور شود. -
ایجاد اعتماد به نفس: وقتی کلمات را با لهجهای واضح و صحیح بیان میکنید، احساس اعتماد به نفس بیشتری در مکالمه خواهید داشت. این اعتماد به نفس شما را تشویق میکند تا بیشتر صحبت کنید و در نتیجه، روانتر شوید. ترس از قضاوت شدن به خاطر تلفظ اشتباه، یکی از بزرگترین موانع در مسیر یادگیری زبان است.
-
تقویت مهارت شنیداری (Listening): گوش شما به شنیدن صداهایی عادت میکند که خودتان تولید میکنید. وقتی شما یک کلمه را به اشتباه تلفظ میکنید، انتظار دارید که آن را به همان شکل اشتباه از دیگران بشنوید. این موضوع باعث میشود درک صحبتهای افراد بومی (Native Speakers) برایتان دشوارتر شود. با تمرین تلفظ صحیح، در واقع گوش خود را برای شنیدن و تشخیص دقیق کلمات در یک مکالمه واقعی آموزش میدهید.
به همین دلیل است که در جداول بالا، ستون «تلفظ فونتیک» را گنجاندهایم. استفاده از این راهنما و گوش دادن مکرر به تلفظ اصلی کلمات، یک سرمایهگذاری هوشمندانه در مسیر یادگیری شماست. به یاد داشته باشید: تلفظ، موسیقی زبان است و بدون آن، کلمات تنها حروفی بیصدا هستند.
نقش استاد و راهنما در تسلط بر ۱۰۰۰ واژه پایه انگلیسی
در عصر اینترنت، منابع خودآموز برای یادگیری ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی بیشمارند. اپلیکیشنها، وبسایتها و کتابهای فراوانی در دسترس هستند. اما آیا این منابع به تنهایی کافی هستند؟ پاسخ کوتاه: خیر. همانطور که یک ورزشکار حرفهای برای رسیدن به اوج عملکرد به مربی نیاز دارد، یک زبانآموز جدی نیز برای تسلط واقعی و عمیق بر زبان، از راهنمایی یک استاد بهرهمند میشود. اینجاست که اعتبار و تخصص یک موسسه آموزشی مانند EZ English معنا پیدا میکند.
نقش یک استاد بسیار فراتر از ارائه یک لیست لغت است:
-
تصحیح اشتباهات فسیل شده: بزرگترین خطر خودآموزی، تکرار و تثبیت اشتباهات (Fossilized Errors) است؛ به خصوص در تلفظ و کاربرد لغات در جمله. شما متوجه اشتباهات خود نمیشوید و آنها به بخشی از زبان شما تبدیل میشوند. یک استاد مجرب مانند یک آینه عمل میکند؛ اشتباهات شما را در لحظه شناسایی و تصحیح کرده و راه درست را به شما نشان میدهد.
-
ارائه محتوای زمینهمند (Context): یک اپلیکیشن به شما میگوید
getیعنی «گرفتن». اما یک استاد به شما نشان میدهد کهgetدر جملاتget a job(کار پیدا کردن)،get tired(خسته شدن)،get it(فهمیدن) وget on the bus(سوار اتوبوس شدن) معانی و کاربردهای کاملاً متفاوتی دارد. اساتید مجرب EZ English با ایجاد سناریوهای واقعی، بازیهای نقش و تمرینهای تعاملی، به شما کمک میکنند تا لغات را در بستر واقعی آنها بیاموزید. -
ایجاد انگیزه و مسیر یادگیری شخصیسازی شده: یادگیری زبان یک مسیر طولانی است و حفظ انگیزه در این مسیر دشوار است. یک استاد با تعیین اهداف کوتاهمدت، ارائه بازخوردهای سازنده و پیگیری مستمر، شما را در مسیر نگه میدارد. او نقاط ضعف و قوت شما را تشخیص داده و یک برنامه متناسب با نیازهای شما طراحی میکند. در کلاسهای آنلاین زبان انگلیسی، این تعامل به صورت ساختاریافته و هدفمند اتفاق میافتد.
-
تمرین مکالمه واقعی: در نهایت، هدف از یادگیری لغات، استفاده از آنها در مکالمه است. هیچچیز جایگزین تمرین مکالمه با یک فرد باتجربه که بتواند شما را راهنمایی کند، نمیشود. استاد، فضایی امن و حمایتی برای شما فراهم میکند تا بدون ترس از اشتباه کردن، صحبت کنید و مهارتهای خود را به چالش بکشید.
سرمایهگذاری بر روی یک دوره آموزشی با راهنمایی استاد، سرمایهگذاری بر روی زمان و کیفیت یادگیری شماست. این کار مسیر تسلط بر مهمترین کلمات انگلیسی را از ماهها و سالها به یک فرآیند کارآمد، عمیق و لذتبخش تبدیل میکند.
۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت اول: ۱ تا ۱۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 1 | The | حرف تعریف | /ðə/ (ذِ) | آن، این (معرفه کننده اسم) |
| 2 | Be | فعل | /biː/ (بی) | بودن، شدن |
| 3 | To | حرف اضافه | /tuː/ (تو) | به، به سوی، تا |
| 4 | Of | حرف اضافه | /ɒv/ (آو) | از، برای، متعلق به |
| 5 | And | حرف ربط | /ænd/ (اَند) | و |
| 6 | A | حرف تعریف | /ə/ (اِ) | یک (برای کلمات مفرد) |
| 7 | In | حرف اضافه | /ɪn/ (این) | در، داخل |
| 8 | That | ضمیر / حرف ربط | /ðæt/ (ذَت) | آن، که |
| 9 | Have | فعل | /hæv/ (هَو) | داشتن |
| 10 | I | ضمیر | /aɪ/ (آی) | من |
| 11 | It | ضمیر | /ɪt/ (ایت) | آن (برای اشیاء و حیوانات) |
| 12 | For | حرف اضافه | /fɔːr/ (فور) | برای، به منظور |
| 13 | Not | قید | /nɒt/ (نات) | نه، (منفیساز) |
| 14 | On | حرف اضافه | /ɒn/ (آن) | روی، بر |
| 15 | With | حرف اضافه | /wɪð/ (ویذ) | با، همراهِ |
| 16 | He | ضمیر | /hiː/ (هی) | او (مرد) |
| 17 | As | حرف ربط / قید | /æz/ (اَز) | به عنوان، مانند، چون |
| 18 | You | ضمیر | /juː/ (یو) | تو، شما |
| 19 | Do | فعل | /duː/ (دو) | انجام دادن |
| 20 | At | حرف اضافه | /æt/ (اَت) | در، پهلوی (مکان و زمان) |
| 21 | This | ضمیر | /ðɪs/ (ذیس) | این |
| 22 | But | حرف ربط | /bʌt/ (بات) | اما، ولی |
| 23 | His | صفت ملکی | /hɪz/ (هیز) | مال او (مرد) |
| 24 | By | حرف اضافه | /baɪ/ (بای) | توسط، به وسیله، کنار |
| 25 | From | حرف اضافه | /frɒm/ (فرام) | از، از طرف |
| 26 | They | ضمیر | /ðeɪ/ (ذِی) | آنها |
| 27 | We | ضمیر | /wiː/ (وی) | ما |
| 28 | Say | فعل | /seɪ/ (سِی) | گفتن |
| 29 | Her | ضمیر / صفت ملکی | /hɜːr/ (هِر) | او را، مال او (زن) |
| 30 | She | ضمیر | /ʃiː/ (شی) | او (زن) |
| 31 | Or | حرف ربط | /ɔːr/ (اُر) | یا |
| 32 | An | حرف تعریف | /æn/ (اَن) | یک (قبل از حروف صدادار) |
| 33 | Will | فعل کمکی | /wɪl/ (ویل) | خواستن (نشانه زمان آینده) |
| 34 | My | صفت ملکی | /maɪ/ (مای) | مال من |
| 35 | One | عدد / ضمیر | /wʌn/ (وان) | یک، یکی |
| 36 | All | ضمیر / صفت | /ɔːl/ (آل) | همه، تمام |
| 37 | Would | فعل کمکی | /wʊd/ (وُد) | گذشته will، مایل بودن |
| 38 | There | قید | /ðeər/ (ذِر) | آنجا |
| 39 | Their | صفت ملکی | /ðeər/ (ذِر) | مال آنها |
| 40 | What | ضمیر پرسشی | /wɒt/ (وات) | چه، چه چیزی |
| 41 | So | قید / حرف ربط | /səʊ/ (سو) | بنابراین، خیلی، پس |
| 42 | Up | قید / حرف اضافه | /ʌp/ (آپ) | بالا، به طرف بالا |
| 43 | Out | قید | /aʊt/ (اَوت) | بیرون، خارج |
| 44 | If | حرف ربط | /ɪf/ (ایف) | اگر |
| 45 | About | حرف اضافه | /əˈbaʊt/ (اِباوت) | درباره، حدودِ |
| 46 | Who | ضمیر پرسشی | /huː/ (هو) | چه کسی |
| 47 | Get | فعل | /ɡet/ (گِت) | گرفتن، به دست آوردن، شدن |
| 48 | Which | ضمیر پرسشی | /wɪtʃ/ (ویچ) | کدام |
| 49 | Go | فعل | /ɡəʊ/ (گو) | رفتن |
| 50 | Me | ضمیر | /miː/ (می) | مرا، به من |
| 51 | When | ضمیر / قید | /wen/ (وِن) | چه وقت، زمانی که |
| 52 | Make | فعل | /meɪk/ (مِیک) | ساختن، درست کردن |
| 53 | Can | فعل کمکی | /kæn/ (کَن) | توانستن |
| 54 | Like | فعل / حرف اضافه | /laɪk/ (لایک) | دوست داشتن، مثلِ |
| 55 | Time | اسم | /taɪm/ (تایم) | زمان، وقت |
| 56 | No | قید / صفت | /nəʊ/ (نو) | خیر، هیچ |
| 57 | Just | قید | /dʒʌst/ (جاست) | فقط، عادلانه، همین الان |
| 58 | Him | ضمیر | /hɪm/ (هیم) | او را، به او (مرد) |
| 59 | Know | فعل | /nəʊ/ (نو) | دانستن، شناختن |
| 60 | Take | فعل | /teɪk/ (تِیک) | گرفتن، بردن |
| 61 | People | اسم | /ˈpiːpl/ (پیپل) | مردم، افراد |
| 62 | Into | حرف اضافه | /ˈɪntuː/ (اینتو) | به داخل، در |
| 63 | Year | اسم | /jɪər/ (ییِر) | سال |
| 64 | Your | صفت ملکی | /jɔːr/ (یور) | مال تو، مال شما |
| 65 | Good | صفت | /ɡʊd/ (گود) | خوب |
| 66 | Some | ضمیر / صفت | /sʌm/ (سام) | مقداری، بعضی |
| 67 | Could | فعل کمکی | /kʊd/ (کُد) | گذشته can، توانستن |
| 68 | Them | ضمیر | /ðəm/ (ذِم) | آنها را، به آنها |
| 69 | See | فعل | /siː/ (سی) | دیدن |
| 70 | Other | صفت / ضمیر | /ˈʌðər/ (آذِر) | دیگر، دیگری |
| 71 | Than | حرف ربط | /ðæn/ (ذَن) | از (برای مقایسه) |
| 72 | Then | قید | /ðen/ (ذِن) | سپس، آنگاه |
| 73 | Now | قید | /naʊ/ (ناو) | اکنون، حالا |
| 74 | Look | فعل | /lʊk/ (لوک) | نگاه کردن، به نظر رسیدن |
| 75 | Only | قید / صفت | /ˈəʊnli/ (اونلی) | فقط، تنها |
| 76 | Come | فعل | /kʌm/ (کام) | آمدن |
| 77 | Its | صفت ملکی | /ɪts/ (ایتس) | مال آن |
| 78 | Over | حرف اضافه / قید | /ˈəʊvər/ (اووِر) | روی، بیش از، تمام شده |
| 79 | Think | فعل | /θɪŋk/ (ثینک/تینک) | فکر کردن |
| 80 | Also | قید | /ˈɔːlsəʊ/ (آلسو) | همچنین، نیز |
| 81 | Back | اسم / قید | /bæk/ (بَک) | عقب، پشت، برگشتن |
| 82 | After | حرف اضافه | /ˈæftər/ (اَفتِر) | بعد از |
| 83 | Use | فعل / اسم | /juːz/ (یوز) | استفاده کردن، کاربرد |
| 84 | Two | عدد | /tuː/ (تو) | دو |
| 85 | How | قید پرسشی | /haʊ/ (هاو) | چگونه، چطور |
| 86 | Our | صفت ملکی | /aʊər/ (آوِر) | مال ما |
| 87 | Work | فعل / اسم | /wɜːrk/ (وُرک) | کار کردن، کار |
| 88 | First | صفت / قید | /fɜːrst/ (فِرست) | اولین، در ابتدا |
| 89 | Well | قید / صفت | /wel/ (وِل) | خوب، به خوبی |
| 90 | Way | اسم | /weɪ/ (وِی) | راه، روش، مسیر |
| 91 | Even | قید / صفت | /ˈiːvn/ (ایوِن) | حتی، مسطح، زوج (عدد) |
| 92 | New | صفت | /njuː/ (نیو) | جدید، تازه |
| 93 | Want | فعل | /wɒnt/ (وانت) | خواستن |
| 94 | Because | حرف ربط | /bɪˈkɒz/ (بیکاز) | زیرا، چون |
| 95 | Any | ضمیر / صفت | /ˈeni/ (اِنی) | هیچ، هر |
| 96 | These | ضمیر | /ðiːz/ (ذیز) | اینها |
| 97 | Give | فعل | /ɡɪv/ (گیو) | دادن |
| 98 | Day | اسم | /deɪ/ (دِی) | روز |
| 99 | Most | صفت / قید | /məʊst/ (موست) | بیشترین، اغلب |
| 100 | Us | ضمیر | /ʌs/ (آس) | ما را، به ما |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت دوم: ۱۰۱ تا ۲۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 101 | Find | فعل | /faɪnd/ (فایند) | پیدا کردن |
| 102 | Here | قید | /hɪər/ (هیِر) | اینجا |
| 103 | Thing | اسم | /θɪŋ/ (ثینگ/تینگ) | چیز، شیء |
| 104 | Tell | فعل | /tel/ (تِل) | گفتن، خبر دادن |
| 105 | Man | اسم | /mæn/ (مَن) | مرد |
| 106 | Many | صفت | /ˈmeni/ (مِنی) | زیاد، بسیاری |
| 107 | Need | فعل / اسم | /niːd/ (نید) | نیاز داشتن، نیاز |
| 108 | Same | صفت / ضمیر | /seɪm/ (سِیم) | همان، یکسان |
| 109 | Woman | اسم | /ˈwʊmən/ (وومَن) | زن |
| 110 | World | اسم | /wɜːrld/ (وُرلد) | جهان، دنیا |
| 111 | Life | اسم | /laɪf/ (لایف) | زندگی، حیات |
| 112 | Child | اسم | /tʃaɪld/ (چایلد) | کودک، بچه |
| 113 | Through | حرف اضافه | /θruː/ (ثرو) | از میان، از طریق |
| 114 | Down | قید / حرف اضافه | /daʊn/ (دَون) | پایین، به سمت پایین |
| 115 | May | فعل کمکی | /meɪ/ (مِی) | ممکن بودن، شاید |
| 116 | Still | قید | /stɪl/ (استیل) | هنوز، همچنان |
| 117 | Should | فعل کمکی | /ʃʊd/ (شود) | باید (برای توصیه) |
| 118 | Call | فعل / اسم | /kɔːl/ (کال) | صدا زدن، تماس گرفتن |
| 119 | Try | فعل | /traɪ/ (ترای) | سعی کردن، امتحان کردن |
| 120 | Last | صفت / فعل | /læst/ (لَست) | آخرین، دوام آوردن |
| 121 | Ask | فعل | /æsk/ (اَسک) | پرسیدن، درخواست کردن |
| 122 | Too | قید | /tuː/ (تو) | همچنین، خیلی |
| 123 | Feel | فعل | /fiːl/ (فیل) | احساس کردن |
| 124 | Three | عدد | /θriː/ (ثری) | سه |
| 125 | High | صفت / قید | /haɪ/ (های) | بلند، بالا |
| 126 | Great | صفت | /ɡreɪt/ (گرِیت) | عالی، بزرگ |
| 127 | Why | قید پرسشی | /waɪ/ (وای) | چرا |
| 128 | Something | ضمیر | /ˈsʌmθɪŋ/ (سامثینگ) | چیزی |
| 129 | Every | صفت | /ˈevri/ (اِوری) | هر |
| 130 | Little | صفت / قید | /ˈlɪtl/ (لیتل) | کم، کوچک |
| 131 | Own | صفت / فعل | /əʊn/ (اون) | مال خود، داشتن |
| 132 | Old | صفت | /əʊld/ (اولد) | پیر، قدیمی |
| 133 | Right | صفت / اسم | /raɪt/ (رایت) | درست، صحیح، راست، حق |
| 134 | School | اسم | /skuːl/ (اسکول) | مدرسه |
| 135 | State | اسم / فعل | /steɪt/ (استِیت) | ایالت، وضعیت، بیان کردن |
| 136 | Big | صفت | /bɪɡ/ (بیگ) | بزرگ |
| 137 | Money | اسم | /ˈmʌni/ (مانی) | پول |
| 138 | Student | اسم | /ˈstjuːdnt/ (استیودِنت) | دانشآموز، دانشجو |
| 139 | Group | اسم | /ɡruːp/ (گروپ) | گروه |
| 140 | Study | اسم / فعل | /ˈstʌdi/ (استادی) | مطالعه، مطالعه کردن |
| 141 | Home | اسم / قید | /həʊm/ (هوم) | خانه، به خانه |
| 142 | Job | اسم | /dʒɒb/ (جاب) | شغل، کار |
| 143 | Name | اسم / فعل | /neɪm/ (نِیم) | اسم، نام بردن |
| 144 | Part | اسم | /pɑːrt/ (پارت) | بخش، قسمت |
| 145 | Place | اسم / فعل | /pleɪs/ (پلِیس) | مکان، جا، قرار دادن |
| 146 | While | حرف ربط | /waɪl/ (وایل) | در حالی که، مدتی |
| 147 | Case | اسم | /keɪs/ (کِیس) | مورد، پرونده، جعبه |
| 148 | Week | اسم | /wiːk/ (ویک) | هفته |
| 149 | System | اسم | /ˈsɪstəm/ (سیستِم) | سیستم، سامانه |
| 150 | Program | اسم / فعل | /ˈprəʊɡræm/ (پروگرَم) | برنامه، برنامهریزی کردن |
| 151 | Question | اسم / فعل | /ˈkwestʃən/ (کوئِسچِن) | سوال، پرسیدن |
| 152 | Government | اسم | /ˈɡʌvərnmənt/ (گاوِرنمِنت) | دولت |
| 153 | Run | فعل | /rʌn/ (ران) | دویدن، اجرا کردن |
| 154 | Small | صفت | /smɔːl/ (اسمال) | کوچک |
| 155 | Number | اسم | /ˈnʌmbər/ (نامبِر) | شماره، عدد، تعداد |
| 156 | Off | قید / حرف اضافه | /ɒf/ (آف) | خاموش، جدا از |
| 157 | Always | قید | /ˈɔːlweɪz/ (آلوِیز) | همیشه |
| 158 | Move | فعل | /muːv/ (موو) | حرکت کردن، جابجا شدن |
| 159 | Night | اسم | /naɪt/ (نایت) | شب |
| 160 | Live | فعل / صفت | /lɪv/ (لیو), /laɪv/ (لایو) | زندگی کردن، زنده |
| 161 | Mr. | اسم | /ˈmɪstər/ (میستِر) | آقا (قبل از نام خانوادگی) |
| 162 | Point | اسم / فعل | /pɔɪnt/ (پُوینت) | نقطه، امتیاز، اشاره کردن |
| 163 | Believe | فعل | /bɪˈliːv/ (بیلیو) | باور داشتن، اعتقاد داشتن |
| 164 | Hold | فعل / اسم | /həʊld/ (هولد) | نگه داشتن، برگزار کردن |
| 165 | Today | قید / اسم | /təˈdeɪ/ (تودِی) | امروز |
| 166 | Bring | فعل | /brɪŋ/ (برینگ) | آوردن |
| 167 | Happen | فعل | /ˈhæpən/ (هَپِن) | اتفاق افتادن |
| 168 | Next | صفت / قید | /nekst/ (نِکست) | بعدی، بعداً |
| 169 | Without | حرف اضافه | /wɪˈðaʊt/ (ویذ اَوت) | بدونِ |
| 170 | Before | حرف اضافه / قید | /bɪˈfɔːr/ (بیفور) | قبل از، قبلاً |
| 171 | Large | صفت | /lɑːrdʒ/ (لارج) | بزرگ، وسیع |
| 172 | War | اسم | /wɔːr/ (وُر) | جنگ |
| 173 | Against | حرف اضافه | /əˈɡenst/ (اِگِینست) | علیه، بر ضد |
| 174 | Must | فعل کمکی | /mʌst/ (ماست) | باید (برای الزام) |
| 175 | Write | فعل | /raɪt/ (رایت) | نوشتن |
| 176 | House | اسم | /haʊs/ (هاوس) | خانه |
| 177 | Provide | فعل | /prəˈvaɪd/ (پرو واید) | فراهم کردن، تامین کردن |
| 178 | Sit | فعل | /sɪt/ (سیت) | نشستن |
| 179 | Stand | فعل / اسم | /stænd/ (استَند) | ایستادن، جایگاه |
| 180 | Lose | فعل | /luːz/ (لوز) | از دست دادن، باختن |
| 181 | Pay | فعل / اسم | /peɪ/ (پِی) | پرداخت کردن، حقوق |
| 182 | Meet | فعل | /miːt/ (میت) | ملاقات کردن |
| 183 | Include | فعل | /ɪnˈkluːd/ (اینکلود) | شامل شدن |
| 184 | Continue | فعل | /kənˈtɪnjuː/ (کِنتینیو) | ادامه دادن |
| 185 | Set | فعل / اسم | /set/ (سِت) | قرار دادن، تنظیم کردن، مجموعه |
| 186 | Learn | فعل | /lɜːrn/ (لِرن) | یاد گرفتن |
| 187 | Change | فعل / اسم | /tʃeɪndʒ/ (چِینج) | تغییر دادن، تغییر |
| 188 | Lead | فعل / اسم | /liːd/ (لید) | رهبری کردن، سرنخ |
| 189 | Understand | فعل | /ˌʌndərˈstænd/ (آندِرستَند) | فهمیدن |
| 190 | Watch | فعل / اسم | /wɒtʃ/ (واچ) | تماشا کردن، ساعت مچی |
| 191 | Follow | فعل | /ˈfɒləʊ/ (فالو) | دنبال کردن، پیروی کردن |
| 192 | Stop | فعل / اسم | /stɒp/ (استاپ) | متوقف کردن، ایستگاه |
| 193 | Create | فعل | /kriˈeɪt/ (کری اِیت) | خلق کردن، ایجاد کردن |
| 194 | Speak | فعل | /spiːk/ (سپیک) | صحبت کردن |
| 195 | Read | فعل | /riːd/ (رید) | خواندن |
| 196 | Allow | فعل | /əˈlaʊ/ (اِلاو) | اجازه دادن |
| 197 | Add | فعل | /æd/ (اَد) | اضافه کردن |
| 198 | Spend | فعل | /spend/ (سپِند) | خرج کردن، گذراندن |
| 199 | Grow | فعل | /ɡrəʊ/ (گرو) | رشد کردن، پرورش دادن |
| 200 | Open | فعل / صفت | /ˈəʊpən/ (اوپِن) | باز کردن، باز |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت سوم: ۲۰۱ تا ۳۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 201 | Walk | فعل / اسم | /wɔːk/ (واک) | راه رفتن، پیادهروی |
| 202 | Win | فعل | /wɪn/ (وین) | بردن، پیروز شدن |
| 203 | Offer | فعل / اسم | /ˈɒfər/ (آفِر) | پیشنهاد دادن، پیشنهاد |
| 204 | Remember | فعل | /rɪˈmembər/ (ریمِمبِر) | به خاطر آوردن، به یاد داشتن |
| 205 | Love | فعل / اسم | /lʌv/ (لاو) | عشق، دوست داشتن |
| 206 | Consider | فعل | /kənˈsɪdər/ (کِنسیدِر) | در نظر گرفتن، ملاحظه کردن |
| 207 | Appear | فعل | /əˈpɪər/ (اِپیر) | ظاهر شدن، به نظر رسیدن |
| 208 | Buy | فعل | /baɪ/ (بای) | خریدن |
| 209 | Wait | فعل | /weɪt/ (وِیت) | صبر کردن، منتظر ماندن |
| 210 | Serve | فعل | /sɜːrv/ (سِرو) | خدمت کردن، سرویس دادن |
| 211 | Die | فعل | /daɪ/ (دای) | مردن |
| 212 | Send | فعل | /send/ (سِند) | فرستادن، ارسال کردن |
| 213 | Expect | فعل | /ɪkˈspekt/ (اِکسپِکت) | انتظار داشتن، توقع داشتن |
| 214 | Build | فعل | /bɪld/ (بیلد) | ساختن |
| 215 | Stay | فعل | /steɪ/ (استِی) | ماندن |
| 216 | Fall | فعل / اسم | /fɔːl/ (فال) | افتادن، سقوط کردن، پاییز |
| 217 | Cut | فعل / اسم | /kʌt/ (کات) | بریدن، برش |
| 218 | Reach | فعل | /riːtʃ/ (ریچ) | رسیدن به |
| 219 | Kill | فعل | /kɪl/ (کیل) | کشتن |
| 220 | Remain | فعل | /rɪˈmeɪn/ (ریمِین) | باقی ماندن |
| 221 | Suggest | فعل | /səˈdʒest/ (سِجِست) | پیشنهاد کردن |
| 222 | Raise | فعل | /reɪz/ (رِیز) | بالا بردن، افزایش دادن |
| 223 | Pass | فعل | /pæs/ (پَس) | عبور کردن، پاس کردن |
| 224 | Sell | فعل | /sel/ (سِل) | فروختن |
| 225 | Require | فعل | /rɪˈkwaɪər/ (ریکوایِر) | نیاز داشتن، لازم بودن |
| 226 | Report | فعل / اسم | /rɪˈpɔːrt/ (ریپورت) | گزارش دادن، گزارش |
| 227 | Decide | فعل | /dɪˈsaɪd/ (دیساید) | تصمیم گرفتن |
| 228 | Pull | فعل | /pʊl/ (پول) | کشیدن |
| 229 | Break | فعل / اسم | /breɪk/ (برِیک) | شکستن، استراحت |
| 230 | Thank | فعل | /θæŋk/ (ثَنک/تَنک) | تشکر کردن |
| 231 | Hope | فعل / اسم | /həʊp/ (هوپ) | امیدوار بودن، امید |
| 232 | Develop | فعل | /dɪˈveləp/ (دیوِلِپ) | توسعه دادن، رشد کردن |
| 233 | Carry | فعل | /ˈkæri/ (کَری) | حمل کردن |
| 234 | Drive | فعل | /draɪv/ (درایو) | رانندگی کردن |
| 235 | Play | فعل / اسم | /pleɪ/ (پلِی) | بازی کردن، نواختن، نمایش |
| 236 | Authority | اسم | /əˈθɔːrəti/ (آثورِتی) | اختیار، قدرت، مرجع |
| 237 | Law | اسم | /lɔː/ (لا) | قانون |
| 238 | Company | اسم | /ˈkʌmpəni/ (کامپِنی) | شرکت |
| 239 | Way | اسم | /weɪ/ (وِی) | راه، روش |
| 240 | Area | اسم | /ˈeriə/ (اِریا) | منطقه، ناحیه |
| 241 | Water | اسم | /ˈwɔːtər/ (واتِر) | آب |
| 242 | Story | اسم | /ˈstɔːri/ (استوری) | داستان |
| 243 | Fact | اسم | /fækt/ (فَکت) | حقیقت، واقعیت |
| 244 | Month | اسم | /mʌnθ/ (مانث) | ماه (تقویم) |
| 245 | Lot | اسم / ضمیر | /lɒt/ (لات) | مقدار زیاد، بخش |
| 246 | Book | اسم / فعل | /bʊk/ (بوک) | کتاب، رزرو کردن |
| 247 | Eye | اسم | /aɪ/ (آی) | چشم |
| 248 | Word | اسم | /wɜːrd/ (وُرد) | کلمه، لغت |
| 249 | Business | اسم | /ˈbɪznəs/ (بیزنِس) | کسب و کار، تجارت |
| 250 | Issue | اسم / فعل | /ˈɪʃuː/ (ایشو) | مسئله، موضوع، صادر کردن |
| 251 | Side | اسم | /saɪd/ (ساید) | سمت، طرف، جنبه |
| 252 | Head | اسم / فعل | /hed/ (هِد) | سر، رهبری کردن |
| 253 | Hand | اسم / فعل | /hænd/ (هَند) | دست، تحویل دادن |
| 254 | Service | اسم | /ˈsɜːrvɪs/ (سِرویس) | خدمت، سرویس |
| 255 | Friend | اسم | /frend/ (فرِند) | دوست |
| 256 | Power | اسم | /ˈpaʊər/ (پاوِر) | قدرت، توان |
| 257 | Hour | اسم | /aʊər/ (آوِر) | ساعت (زمان) |
| 258 | Game | اسم | /ɡeɪm/ (گِیم) | بازی |
| 259 | Line | اسم / فعل | /laɪn/ (لاین) | خط، صف کشیدن |
| 260 | End | اسم / فعل | /end/ (اِند) | پایان، تمام کردن |
| 261 | Member | اسم | /ˈmembər/ (مِمبِر) | عضو |
| 262 | Car | اسم | /kɑːr/ (کار) | ماشین |
| 263 | City | اسم | /ˈsɪti/ (سیتی) | شهر |
| 264 | Community | اسم | /kəˈmjuːnəti/ (کِمیونیتی) | جامعه، اجتماع |
| 265 | President | اسم | /ˈprezɪdənt/ (پرزیدنت) | رئیس جمهور |
| 266 | Team | اسم | /tiːm/ (تیم) | تیم |
| 267 | Minute | اسم | /ˈmɪnɪt/ (مینِت) | دقیقه |
| 268 | Idea | اسم | /aɪˈdiːə/ (آیدیا) | ایده، فکر |
| 269 | Kid | اسم | /kɪd/ (کید) | بچه |
| 270 | Body | اسم | /ˈbɒdi/ (بادی) | بدن |
| 271 | Information | اسم | /ˌɪnfərˈmeɪʃn/ (اینفُرمِیشِن) | اطلاعات |
| 272 | Back | اسم / قید | /bæk/ (بَک) | پشت، عقب |
| 273 | Parent | اسم | /ˈperənt/ (پِرِنت) | والدین (پدر یا مادر) |
| 274 | Face | اسم / فعل | /feɪs/ (فِیس) | صورت، روبرو شدن |
| 275 | Others | ضمیر | /ˈʌðərz/ (آدِرز) | دیگران |
| 276 | Level | اسم | /ˈlevl/ (لِوِل) | سطح، تراز |
| 277 | Office | اسم | /ˈɒfɪs/ (آفیس) | دفتر، اداره |
| 278 | Door | اسم | /dɔːr/ (دور) | در |
| 279 | Health | اسم | /helθ/ (هِلث) | سلامتی |
| 280 | Person | اسم | /ˈpɜːrsn/ (پِرسِن) | شخص |
| 281 | Art | اسم | /ɑːrt/ (آرت) | هنر |
| 282 | Party | اسم | /ˈpɑːrti/ (پارتی) | مهمانی، حزب |
| 283 | Result | اسم | /rɪˈzʌlt/ (ریزالت) | نتیجه |
| 284 | Moment | اسم | /ˈməʊmənt/ (مومِنت) | لحظه |
| 285 | Air | اسم | /er/ (اِر) | هوا |
| 286 | Teacher | اسم | /ˈtiːtʃər/ (تیچِر) | معلم |
| 287 | Force | اسم / فعل | /fɔːrs/ (فورس) | نیرو، مجبور کردن |
| 288 | Education | اسم | /ˌedʒuˈkeɪʃn/ (اِجوکِیشِن) | آموزش و پرورش |
| 289 | Foot | اسم | /fʊt/ (فوت) | پا |
| 290 | Boy | اسم | /bɔɪ/ (بوی) | پسر |
| 291 | Girl | اسم | /ɡɜːrl/ (گِرل) | دختر |
| 292 | Food | اسم | /fuːd/ (فود) | غذا |
| 293 | Morning | اسم | /ˈmɔːrnɪŋ/ (مورنینگ) | صبح |
| 294 | Mother | اسم | /ˈmʌðər/ (مادِر) | مادر |
| 295 | Father | اسم | /ˈfɑːðər/ (فادِر) | پدر |
| 296 | Policy | اسم | /ˈpɒləsi/ (پالِسی) | سیاست، خط مشی |
| 297 | Room | اسم | /ruːm/ (روم) | اتاق |
| 298 | **Countryِجوکِیشِن) | آموزش و پرورش | ||
| 289 | Foot | اسم | /fʊt/ (فوت) | پا |
| 290 | Boy | اسم | /bɔɪ/ (بوی) | پسر |
| 291 | Girl | اسم | /ɡɜːrl/ (گِرل) | دختر |
| 292 | Food | اسم | /fuːd/ (فود) | غذا |
| 293 | Morning | اسم | /ˈmɔːrnɪŋ/ (مورنینگ) | صبح |
| 294 | Mother | اسم | /ˈmʌðər/ (مادِر) | مادر |
| 295 | Father | اسم | /ˈfɑːðər/ (فادِر) | پدر |
| 296 | Policy | اسم | /ˈpɒləsi/ (پالِسی) | سیاست، خط مشی |
| 297 | Room | اسم | /ruːm/ (روم) | اتاق |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت چهارم: ۳۰۱ تا ۴۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 301 | Process | اسم / فعل | /ˈprɑːses/ (پراسِس) | فرایند، پردازش کردن |
| 302 | History | اسم | /ˈhɪstəri/ (هیستوری) | تاریخ |
| 303 | Market | اسم | /ˈmɑːrkɪt/ (مارکِت) | بازار |
| 304 | Music | اسم | /ˈmjuːzɪk/ (میوزیک) | موسیقی |
| 305 | Example | اسم | /ɪɡˈzæmpl/ (اِگزَمپِل) | مثال، نمونه |
| 306 | Experience | اسم / فعل | /ɪkˈspɪriəns/ (اِکسپیرینْس) | تجربه، تجربه کردن |
| 307 | Control | اسم / فعل | /kənˈtroʊl/ (کِنترول) | کنترل، کنترل کردن |
| 308 | Sense | اسم / فعل | /sens/ (سِنس) | حس، معنی، حس کردن |
| 309 | Effect | اسم | /ɪˈfekt/ (اِفِکت) | اثر، نتیجه |
| 310 | Reason | اسم | /ˈriːzn/ (ریزِن) | دلیل، منطق |
| 311 | Research | اسم / فعل | /ˈriːsɜːrtʃ/ (ریسِرچ) | تحقیق، تحقیق کردن |
| 312 | Guy | اسم | /ɡaɪ/ (گای) | شخص (معمولا مرد)، رفیق |
| 313 | Age | اسم / فعل | /eɪdʒ/ (اِیج) | سن، پیر شدن |
| 314 | Society | اسم | /səˈsaɪəti/ (سوسایِتی) | جامعه |
| 315 | Tax | اسم | /tæks/ (تَکس) | مالیات |
| 316 | Player | اسم | /ˈpleɪər/ (پلِیِر) | بازیکن |
| 317 | Family | اسم | /ˈfæməli/ (فَمِلی) | خانواده |
| 318 | Price | اسم | /praɪs/ (پرایس) | قیمت |
| 319 | Trade | اسم / فعل | /treɪd/ (ترِید) | تجارت، معامله کردن |
| 320 | Goal | اسم | /ɡoʊl/ (گول) | هدف، گل (در ورزش) |
| 321 | Light | اسم / صفت | /laɪt/ (لایت) | نور، روشن، سبک |
| 322 | Image | اسم | /ˈɪmɪdʒ/ (ایمِج) | تصویر، تصور |
| 323 | View | اسم / فعل | /vjuː/ (ویو) | منظره، دیدگاه، دیدن |
| 324 | Action | اسم | /ˈækʃn/ (اَکشِن) | عمل، اقدام |
| 325 | Voice | اسم | /vɔɪs/ (وویس) | صدا (ی انسان) |
| 326 | Weapon | اسم | /ˈwepən/ (وِپِن) | سلاح |
| 327 | Human | صفت / اسم | /ˈhjuːmən/ (هیومِن) | انسانی، انسان |
| 328 | Future | اسم / صفت | /ˈfjuːtʃər/ (فیوچِر) | آینده |
| 329 | Past | اسم / صفت | /pæst/ (پَست) | گذشته |
| 330 | Death | اسم | /deθ/ (دِث) | مرگ |
| 331 | Choice | اسم | /tʃɔɪs/ (چویس) | انتخاب |
| 332 | Cause | اسم / فعل | /kɔːz/ (کاز) | علت، سبب شدن |
| 333 | Century | اسم | /ˈsentʃəri/ (سِنچِری) | قرن |
| 334 | Evidence | اسم | /ˈevɪdəns/ (اِویدِنس) | مدرک، شواهد |
| 335 | Window | اسم | /ˈwɪndoʊ/ (ویندو) | پنجره |
| 336 | Difference | اسم | /ˈdɪfrəns/ (دیفرِنس) | تفاوت |
| 337 | Material | اسم / صفت | /məˈtɪriəl/ (مَتیریال) | ماده، جنس، مادی |
| 338 | Culture | اسم | /ˈkʌltʃər/ (کالچِر) | فرهنگ |
| 339 | Chance | اسم | /tʃæns/ (چَنس) | شانس، فرصت |
| 340 | Race | اسم / فعل | /reɪs/ (رِیس) | مسابقه، نژاد |
| 341 | Series | اسم | /ˈsɪriːz/ (سیریز) | سری، مجموعه |
| 342 | Thought | اسم | /θɔːt/ (ثات) | فکر، اندیشه |
| 343 | Second | اسم / عدد | /ˈsekənd/ (سِکِند) | ثانیه، دوم |
| 344 | Decision | اسم | /dɪˈsɪʒn/ (دیسیژِن) | تصمیم |
| 345 | Military | اسم / صفت | /ˈmɪləteri/ (میلیتِری) | ارتش، نظامی |
| 346 | Road | اسم | /roʊd/ (رود) | جاده |
| 347 | Paper | اسم | /ˈpeɪpər/ (پِیپِر) | کاغذ، مقاله |
| 348 | Court | اسم | /kɔːrt/ (کورت) | دادگاه، حیاط |
| 349 | Energy | اسم | /ˈenərdʒi/ (اِنِرجی) | انرژی |
| 350 | Risk | اسم / فعل | /rɪsk/ (ریسک) | خطر، ریسک کردن |
| 351 | Either | ضمیر / قید | /ˈiːðər/ (ایدِر) | هر کدام (از دو تا) |
| 352 | Mrs. | اسم | /ˈmɪsɪz/ (میسیز) | خانم (قبل از نام خانوادگی زن متاهل) |
| 353 | Town | اسم | /taʊn/ (تَون) | شهر کوچک |
| 354 | Doctor | اسم | /ˈdɒktər/ (داکتِر) | دکتر، پزشک |
| 355 | Hospital | اسم | /ˈhɒspɪtl/ (هاسپیتال) | بیمارستان |
| 356 | Church | اسم | /tʃɜːrtʃ/ (چِرچ) | کلیسا |
| 357 | Son | اسم | /sʌn/ (سان) | پسر (فرزند) |
| 358 | Sun | اسم | /sʌn/ (سان) | خورشید |
| 359 | Daughter | اسم | /ˈdɔːtər/ (داتِر) | دختر (فرزند) |
| 360 | Heart | اسم | /hɑːrt/ (هارت) | قلب |
| 361 | Street | اسم | /striːt/ (استریت) | خیابان |
| 362 | Club | اسم | /klʌb/ (کلاب) | باشگاه |
| 363 | Quality | اسم | /ˈkwɒləti/ (کوالِتی) | کیفیت |
| 364 | Role | اسم | /roʊl/ (رول) | نقش |
| 365 | Police | اسم | /pəˈliːs/ (پُلیس) | پلیس |
| 366 | Mind | اسم / فعل | /maɪnd/ (مایند) | ذهن، اهمیت دادن |
| 367 | Knowledge | اسم | /ˈnɒlɪdʒ/ (نالِج) | دانش، آگاهی |
| 368 | Care | اسم / فعل | /ker/ (کِر) | مراقبت، اهمیت دادن |
| 369 | Eat | فعل | /iːt/ (ایت) | خوردن |
| 370 | Turn | فعل / اسم | /tɜːrn/ (تِرن) | چرخیدن، نوبت |
| 371 | Forget | فعل | /fərˈɡet/ (فُرگِت) | فراموش کردن |
| 372 | Explain | فعل | /ɪkˈspleɪn/ (اِکسپلِین) | توضیح دادن |
| 373 | Let | فعل | /let/ (لِت) | اجازه دادن |
| 374 | Wear | فعل | /wer/ (وِر) | پوشیدن |
| 375 | Fight | فعل / اسم | /faɪt/ (فایت) | جنگیدن، دعوا |
| 376 | Fly | فعل | /flaɪ/ (فلای) | پرواز کردن |
| 377 | Lie | فعل / اسم | /laɪ/ (لای) | دراز کشیدن، دروغ گفتن |
| 378 | Put | فعل | /pʊt/ (پوت) | قرار دادن |
| 379 | Mean | فعل | /miːn/ (مین) | معنی دادن، قصد داشتن |
| 380 | Become | فعل | /bɪˈkʌm/ (بیکام) | شدن |
| 381 | Leave | فعل | /liːv/ (لیو) | ترک کردن |
| 382 | Seem | فعل | /siːm/ (سیم) | به نظر رسیدن |
| 383 | Help | فعل / اسم | /help/ (هِلف) | کمک کردن، کمک |
| 384 | Show | فعل / اسم | /ʃoʊ/ (شو) | نشان دادن، نمایش |
| 385 | Hear | فعل | /hɪr/ (هیِر) | شنیدن |
| 386 | Might | فعل کمکی | /maɪt/ (مایت) | ممکن بودن (گذشته may) |
| 387 | Would | فعل کمکی | /wʊd/ (وود) | (برای بیان شرط، درخواست مودبانه) |
| 388 | Across | حرف اضافه | /əˈkrɒs/ (اِکراس) | از عرض، از یک سو به سوی دیگر |
| 389 | During | حرف اضافه | /ˈdʊrɪŋ/ (دورینگ) | در طول، در مدت |
| 390 | Among | حرف اضافه | /əˈmʌŋ/ (اِمانگ) | در میان (بیش از دو چیز) |
| 391 | Behind | حرف اضافه | /bɪˈhaɪnd/ (بیهایند) | پشتِ |
| 392 | Since | حرف اضافه | /sɪns/ (سینْس) | از (زمان) |
| 393 | Under | حرف اضافه | /ˈʌndər/ (آندِر) | زیر |
| 394 | Until | حرف ربط | /ənˈtɪl/ (آنتِیل) | تا وقتی که |
| 395 | Sure | صفت | /ʃʊr/ (شور) | مطمئن |
| 396 | Able | صفت | /ˈeɪbl/ (اِیبِل) | قادر، توانا |
| 397 | Bad | صفت | /bæd/ (بَد) | بد |
| 398 | Best | صفت | /best/ (بِست) | بهترین |
| 399 | Better | صفت | /ˈbetər/ (بِتِر) | بهتر |
| 400 | Black | صفت | /blæk/ (بِلَک) | سیاه، مشکی |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت پنجم: ۴۰۱ تا ۵۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 401 | Blue | صفت | /bluː/ (بلو) | آبی |
| 402 | Certain | صفت | /ˈsɜːrtn/ (سِرتِن) | مطمئن، معین |
| 403 | Clear | صفت / فعل | /klɪr/ (کلییِر) | واضح، تمیز کردن |
| 404 | Cold | صفت | /koʊld/ (کولد) | سرد |
| 405 | Dark | صفت | /dɑːrk/ (دارک) | تاریک |
| 406 | Dead | صفت | /ded/ (دِد) | مرده |
| 407 | Different | صفت | /ˈdɪfrənt/ (دیفرِنت) | متفاوت |
| 408 | Early | صفت / قید | /ˈɜːrli/ (اِرلی) | زود |
| 409 | Easy | صفت | /ˈiːzi/ (ایزی) | آسان |
| 410 | Economic | صفت | /ˌiːkəˈnɒmɪk/ (ایکونامیک) | اقتصادی |
| 411 | Federal | صفت | /ˈfedərəl/ (فِدِرال) | فدرال، دولتی |
| 412 | Final | صفت | /ˈfaɪnl/ (فاینال) | نهایی، پایانی |
| 413 | Fine | صفت | /faɪn/ (فاین) | خوب، عالی |
| 414 | Foreign | صفت | /ˈfɔːrən/ (فارِن) | خارجی |
| 415 | Free | صفت / فعل | /friː/ (فری) | آزاد، رایگان، آزاد کردن |
| 416 | Full | صفت | /fʊl/ (فول) | پر |
| 417 | General | صفت | /ˈdʒenərəl/ (جِنِرال) | عمومی، کلی |
| 418 | Green | صفت | /ɡriːn/ (گرین) | سبز |
| 419 | Hard | صفت | /hɑːrd/ (هارد) | سخت، دشوار |
| 420 | High | صفت | /haɪ/ (های) | بلند، زیاد |
| 421 | Hot | صفت | /hɒt/ (هات) | گرم، داغ |
| 422 | Huge | صفت | /hjuːdʒ/ (هیوج) | عظیم، بزرگ |
| 423 | Human | صفت | /ˈhjuːmən/ (هیومِن) | انسانی |
| 424 | Important | صفت | /ɪmˈpɔːrtnt/ (ایمپورتِنت) | مهم |
| 425 | International | صفت | /ˌɪntərˈnæʃnəl/ (اینتِرنَشنال) | بینالمللی |
| 426 | Large | صفت | /lɑːrdʒ/ (لارج) | بزرگ |
| 427 | Late | صفت / قید | /leɪt/ (لِیت) | دیر |
| 428 | Left | صفت / اسم | /left/ (لِفت) | چپ، باقیمانده |
| 429 | Legal | صفت | /ˈliːɡl/ (لیگال) | قانونی |
| 430 | Little | صفت | /ˈlɪtl/ (لیتِل) | کوچک، کم |
| 431 | Local | صفت | /ˈloʊkl/ (لوکال) | محلی |
| 432 | Long | صفت | /lɔːŋ/ (لانگ) | بلند، طولانی |
| 433 | Low | صفت | /loʊ/ (لو) | کم، پایین |
| 434 | Major | صفت | /ˈmeɪdʒər/ (مِیجِر) | اصلی، عمده |
| 435 | Medical | صفت | /ˈmedɪkl/ (مِدیکال) | پزشکی، طبی |
| 436 | National | صفت | /ˈnæʃnəl/ (نَشنال) | ملی |
| 437 | Natural | صفت | /ˈnætʃrəl/ (نَچرال) | طبیعی |
| 438 | New | صفت | /nuː/ (نو) | جدید |
| 439 | Next | صفت / قید | /nekst/ (نِکست) | بعدی، بعد |
| 440 | Nice | صفت | /naɪs/ (نایس) | خوب، قشنگ |
| 441 | Old | صفت | /oʊld/ (اولد) | پیر، قدیمی |
| 442 | Only | صفت / قید | /ˈoʊnli/ (اونلی) | تنها، فقط |
| 443 | Open | صفت / فعل | /ˈoʊpən/ (اوپِن) | باز، باز کردن |
| 444 | Other | صفت / ضمیر | /ˈʌðər/ (آدِر) | دیگر، دیگری |
| 445 | Past | صفت | /pæst/ (پَست) | گذشته |
| 446 | Personal | صفت | /ˈpɜːrsənl/ (پِرسونال) | شخصی |
| 447 | Physical | صفت | /ˈfɪzɪkl/ (فیزیکال) | فیزیکی، جسمی |
| 448 | Political | صفت | /pəˈlɪtɪkl/ (پولیتیکال) | سیاسی |
| 449 | Poor | صفت | /pʊr/ (پور) | فقیر، ضعیف |
| 450 | Possible | صفت | /ˈpɒsəbl/ (پاسیبِل) | ممکن |
| 451 | Private | صفت | /ˈpraɪvət/ (پرایوِت) | خصوصی |
| 452 | Public | صفت | /ˈpʌblɪk/ (پابْلیک) | عمومی |
| 453 | Real | صفت | /riːl/ (رییِل) | واقعی |
| 454 | Recent | صفت | /ˈriːsnt/ (ریسِنت) | اخیر، جدید |
| 455 | Red | صفت | /red/ (رِد) | قرمز |
| 456 | Religious | صفت | /rɪˈlɪdʒəs/ (ریلیجِس) | مذهبی |
| 457 | Right | صفت / اسم | /raɪt/ (رایت) | درست، راست، حق |
| 458 | Same | صفت | /seɪm/ (سِیم) | یکسان، همان |
| 459 | Serious | صفت | /ˈsɪriəs/ (سیرییِس) | جدی |
| 460 | Short | صفت | /ʃɔːrt/ (شورت) | کوتاه |
| 461 | Significant | صفت | /sɪɡˈnɪfɪkənt/ (سیگنیفیکِنت) | قابل توجه، مهم |
| 462 | Similar | صفت | /ˈsɪmələr/ (سیمیلار) | مشابه |
| 463 | Single | صفت | /ˈsɪŋɡl/ (سینگِل) | مجرد، تک |
| 464 | Small | صفت | /smɔːl/ (اسمال) | کوچک |
| 465 | Social | صفت | /ˈsoʊʃl/ (سوشال) | اجتماعی |
| 466 | Soft | صفت | /sɔːft/ (سافت) | نرم |
| 467 | Special | صفت | /ˈspeʃl/ (اِسپِشال) | خاص، ویژه |
| 468 | Specific | صفت | /spəˈsɪfɪk/ (اِسپِسیفیک) | مشخص، معین |
| 469 | Strong | صفت | /strɔːŋ/ (اِسترانگ) | قوی |
| 470 | Sudden | صفت | /ˈsʌdn/ (سادِن) | ناگهانی |
| 471 | Sure | صفت | /ʃʊr/ (شور) | مطمئن |
| 472 | Tall | صفت | /tɔːl/ (تال) | قد بلند |
| 473 | Terrible | صفت | /ˈterəbl/ (تِرِبِل) | وحشتناک |
| 474 | Traditional | صفت | /trəˈdɪʃənl/ (ترَدیشنال) | سنتی |
| 475 | True | صفت | /truː/ (ترو) | درست، واقعی |
| 476 | Usual | صفت | /ˈjuːʒuəl/ (یوژوال) | معمول، عادی |
| 477 | Various | صفت | /ˈveriəs/ (وِرییِس) | گوناگون، مختلف |
| 478 | West | صفت / اسم | /west/ (وِست) | غربی، غرب |
| 479 | Western | صفت | /ˈwestərn/ (وِستِرن) | غربی |
| 480 | White | صفت | /waɪt/ (وایت) | سفید |
| 481 | Whole | صفت | /hoʊl/ (هول) | تمام، کل |
| 482 | Wide | صفت | /waɪd/ (واید) | عریض، گسترده |
| 483 | Young | صفت | /jʌŋ/ (یانگ) | جوان |
| 484 | Yourself | ضمیر | /jərˈself/ (یورسِلف) | خودت، خودتان |
| 485 | Themselves | ضمیر | /ðəmˈselvz/ (دِمسِلوْز) | خودشان |
| 486 | Again | قید | /əˈɡen/ (اِگِین) | دوباره |
| 487 | Ago | قید | /əˈɡoʊ/ (اِگو) | قبل، پیش |
| 488 | Ahead | قید | /əˈhed/ (اِهِد) | جلو، پیش رو |
| 489 | Almost | قید | /ˈɔːlmoʊst/ (آلموست) | تقریباً |
| 490 | Alone | قید | /əˈloʊn/ (اِلون) | تنها |
| 491 | Along | قید | /əˈlɔːŋ/ (اِلانگ) | در امتداد |
| 492 | Already | قید | /ɔːlˈredi/ (آلرِدی) | قبلاً |
| 493 | Also | قید | /ˈɔːlsoʊ/ (آلسو) | همچنین |
| 494 | Although | حرف ربط | /ɔːlˈðoʊ/ (آلذو) | اگرچه |
| 495 | Always | قید | /ˈɔːlweɪz/ (آلوِیز) | همیشه |
| 496 | Away | قید | /əˈweɪ/ (اِوِی) | دور |
| 497 | Back | قید / اسم | /bæk/ (بَک) | عقب، پشت |
| 498 | Basically | قید | /ˈbeɪsɪkli/ (بِیسیکلی) | اساساً |
| 499 | Certainly | قید | /ˈsɜːrtnli/ (سِرتِنلی) | قطعاً، حتماً |
| 500 | Clearly | قید | /ˈklɪrli/ (کلییِرلی) | به وضوح |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت ششم: ۵۰۱ تا ۶۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 501 | Closely | قید | /ˈkloʊsli/ (کلوسلی) | از نزدیک، با دقت |
| 502 | Definitely | قید | /ˈdefɪnətli/ (دِفینِتلی) | قطعاً، مطمئناً |
| 503 | Directly | قید | /daɪˈrektli/ (دایرِکتلی) | مستقیماً |
| 504 | Easily | قید | /ˈiːzəli/ (ایزِلی) | به آسانی |
| 505 | Especially | قید | /ɪˈspeʃəli/ (اِسپِشِلی) | به خصوص، مخصوصاً |
| 506 | Eventually | قید | /ɪˈventʃuəli/ (اِوِنچوالی) | سرانجام، در نهایت |
| 507 | Exactly | قید | /ɪɡˈzæktli/ (اِگزَکتلی) | دقیقاً |
| 508 | Extremely | قید | /ɪkˈstriːmli/ (اِکستریملี) | به شدت، بسیار |
| 509 | Fairly | قید | /ˈferli/ (فِرلی) | نسبتاً، منصفانه |
| 510 | Finally | قید | /ˈfaɪnəli/ (فاینالی) | بالاخره، در نهایت |
| 511 | Forward | قید | /ˈfɔːrwərd/ (فوروارد) | به جلو |
| 512 | Frequently | قید | /ˈfriːkwəntli/ (فریکوِنتلی) | به تکرار، اغلب |
| 513 | Fully | قید | /ˈfʊli/ (فولی) | کاملاً |
| 514 | Generally | قید | /ˈdʒenrəli/ (جِنِرالی) | معمولاً، به طور کلی |
| 515 | Hardly | قید | /ˈhɑːrdli/ (هاردلی) | به ندرت، به سختی |
| 516 | Highly | قید | /ˈhaɪli/ (هایلی) | بسیار، به شدت |
| 517 | However | قید / حرف ربط | /haʊˈevər/ (هاواِوِر) | با این حال، اما |
| 518 | Immediately | قید | /ɪˈmiːdiətli/ (ایمیدییِتلی) | فوراً |
| 519 | Instead | قید | /ɪnˈsted/ (اینستِد) | به جای آن |
| 520 | Likely | قید | /ˈlaɪkli/ (لایکلی) | احتمالاً |
| 521 | Mainly | قید | /ˈmeɪnli/ (مِینلی) | عمدتاً |
| 522 | Maybe | قید | /ˈmeɪbi/ (مِیبی) | شاید |
| 523 | Merely | قید | /ˈmɪrli/ (میرلی) | صرفاً، فقط |
| 524 | Moreover | قید | /mɔːrˈoʊvər/ (موراووِر) | علاوه بر این |
| 525 | Mostly | قید | /ˈmoʊstli/ (موستلی) | بیشتر، عمدتاً |
| 526 | Nearly | قید | /ˈnɪrli/ (نیرلی) | تقریباً |
| 527 | Necessarily | قید | /ˌnesəˈserəli/ (نِسِسِرِلی) | لزوماً |
| 528 | Newly | قید | /ˈnuːli/ (نولی) | به تازگی |
| 529 | Normally | قید | /ˈnɔːrməli/ (نورمالی) | به طور معمول |
| 530 | Nowhere | قید | /ˈnoʊwer/ (نو وِر) | هیچ جا |
| 531 | Obviously | قید | /ˈɒbviəsli/ (آبویِسلی) | واضح است که، مسلماً |
| 532 | Often | قید | /ˈɔːfn/ (آفِن) | اغلب |
| 533 | Once | قید | /wʌns/ (وانس) | یک بار، زمانی |
| 534 | Originally | قید | /əˈrɪdʒənəli/ (اُریجینالی) | در اصل، اصالتاً |
| 535 | Otherwise | قید | /ˈʌðərwaɪz/ (آدِروایز) | در غیر این صورت |
| 536 | Particularly | قید | /pərˈtɪkjələrli/ (پارتیکیولارلی) | به ویژه |
| 537 | Perhaps | قید | /pərˈhæps/ (پِرهَپس) | شاید |
| 538 | Possibly | قید | /ˈpɒsəbli/ (پاسیبلی) | احتمالاً |
| 539 | Previously | قید | /ˈpriːviəsli/ (پریویِسلی) | قبلاً |
| 540 | Primarily | قید | /praɪˈmerəli/ (پرایمِرِلی) | در درجه اول، عمدتاً |
| 541 | Probably | قید | /ˈprɒbəbli/ (پرابِبلی) | احتمالاً |
| 542 | Properly | قید | /ˈprɒpərli/ (پراپِرلی) | به درستی |
| 543 | Quickly | قید | /ˈkwɪkli/ (کوئیکلی) | به سرعت |
| 544 | Quite | قید | /kwaɪt/ (کوایت) | کاملاً، نسبتاً |
| 545 | Rather | قید | /ˈræðər/ (رَدِر) | نسبتاً، بلکه |
| 546 | Really | قید | /ˈriːəli/ (رییِلی) | واقعاً |
| 547 | Recently | قید | /ˈriːsntli/ (ریسِنتلی) | اخیراً |
| 548 | Relatively | قید | /ˈrelətɪvli/ (رِلِتیولی) | نسبتاً |
| 549 | Seriously | قید | /ˈsɪriəsli/ (سیرییِسلی) | به طور جدی |
| 550 | Shortly | قید | /ˈʃɔːrtli/ (شورتلی) | به زودی |
| 551 | Significantly | قید | /sɪɡˈnɪfɪkəntli/ (سیگنیفیکنتلی) | به طور قابل توجهی |
| 552 | Similarly | قید | /ˈsɪmələrli/ (سیمیلارلی) | به طور مشابه |
| 553 | Simply | قید | /ˈsɪmpli/ (سیمپلی) | به سادگی |
| 554 | Slightly | قید | /ˈslaɪtli/ (اسلایتلی) | کمی، اندکی |
| 555 | Slowly | قید | /ˈsloʊli/ (اسلولی) | به آرامی |
| 556 | Soon | قید | /suːn/ (سون) | به زودی |
| 557 | Specifically | قید | /spəˈsɪfɪkli/ (اِسپِسیفیکلی) | به طور مشخص |
| 558 | Still | قید | /stɪl/ (اِستیل) | هنوز |
| 559 | Strongly | قید | /ˈstrɔːŋli/ (اِسترانگلی) | به شدت |
| 560 | Suddenly | قید | /ˈsʌdənli/ (سادِنلی) | ناگهان |
| 561 | Surely | قید | /ˈʃʊrli/ (شورلی) | مطمئناً |
| 562 | Then | قید | /ðen/ (ذِن) | سپس، آنگاه |
| 563 | Therefore | قید | /ˈðerfɔːr/ (ذِرفور) | بنابراین |
| 564 | Thus | قید | /ðʌs/ (داس) | بدین ترتیب |
| 565 | Today | قید | /təˈdeɪ/ (تودِی) | امروز |
| 566 | Together | قید | /təˈɡeðər/ (توگِدِر) | با هم |
| 567 | Tomorrow | قید | /təˈmɒroʊ/ (تومارو) | فردا |
| 568 | Tonight | قید | /təˈnaɪt/ (تونایت) | امشب |
| 569 | Too | قید | /tuː/ (تو) | همچنین، خیلی |
| 570 | Totally | قید | /ˈtoʊtəli/ (توتالی) | کاملاً |
| 571 | Truly | قید | /ˈtruːli/ (ترولی) | واقعاً |
| 572 | Twice | قید | /twaɪs/ (توایس) | دو بار |
| 573 | Ultimately | قید | /ˈʌltɪmətli/ (آلتیمِتلی) | در نهایت |
| 574 | Usually | قید | /ˈjuːʒuəli/ (یوژوالی) | معمولاً |
| 575 | Very | قید | /ˈveri/ (وِری) | خیلی |
| 576 | Well | قید | /wel/ (وِل) | خوب |
| 577 | When | قید | /wen/ (وِن) | کِی، چه زمانی |
| 578 | Where | قید | /wer/ (وِر) | کجا |
| 579 | While | حرف ربط | /waɪl/ (وایل) | در حالی که |
| 580 | Why | قید | /waɪ/ (وای) | چرا |
| 581 | Yesterday | قید | /ˈjestərdeɪ/ (یِستِردِی) | دیروز |
| 582 | Yet | قید | /jet/ (یِت) | هنوز، با این حال |
| 583 | About | حرف اضافه | /əˈbaʊt/ (اِبَوت) | درباره |
| 584 | Above | حرف اضافه | /əˈbʌv/ (اِباو) | بالای |
| 585 | After | حرف اضافه | /ˈæftər/ (اَفتِر) | بعد از |
| 586 | Against | حرف اضافه | /əˈɡenst/ (اِگِینست) | علیه، بر خلاف |
| 587 | Around | حرف اضافه | /əˈraʊnd/ (اِرَوند) | دور، اطراف |
| 588 | At | حرف اضافه | /æt/ (اَت) | در (مکان، زمان) |
| 589 | Before | حرف اضافه | /bɪˈfɔːr/ (بیفور) | قبل از |
| 590 | Below | حرف اضافه | /bɪˈloʊ/ (بیلو) | زیر |
| 591 | Between | حرف اضافه | /bɪˈtwiːn/ (بیتوین) | بین (دو چیز) |
| 592 | But | حرف ربط | /bʌt/ (بات) | اما |
| 593 | By | حرف اضافه | /baɪ/ (بای) | توسط، کنار |
| 594 | Down | حرف اضافه | /daʊn/ (دَون) | پایین |
| 595 | For | حرف اضافه | /fɔːr/ (فور) | برای |
| 596 | From | حرف اضافه | /frʌm/ (فرام) | از |
| 597 | In | حرف اضافه | /ɪn/ (این) | در، داخل |
| 598 | Into | حرف اضافه | /ˈɪntuː/ (اینتو) | به داخل |
| 599 | Like | حرف اضافه | /laɪk/ (لایک) | مانند |
| 600 | Near | حرف اضافه | /nɪr/ (نییِر) | نزدیک |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت هفتم: ۶۰۱ تا ۷۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 601 | Of | حرف اضافه | /əv/ (اِو) | از، مالِ |
| 602 | Off | حرف اضافه / قید | /ɔːf/ (آف) | خاموش، بیرون، دور از |
| 603 | On | حرف اضافه | /ɒn/ (آن) | روی، بر |
| 604 | Out | حرف اضافه / قید | /aʊt/ (اَوت) | بیرون |
| 605 | Over | حرف اضافه | /ˈoʊvər/ (اووِر) | روی، بیش از، تمام شده |
| 606 | Through | حرف اضافه | /θruː/ (ثرو) | از میان، از طریق |
| 607 | To | حرف اضافه | /tuː/ (تو) | به، به سوی |
| 608 | Toward | حرف اضافه | /tɔːrd/ (تورد) | به سمت، به سوی |
| 609 | Up | حرف اضافه / قید | /ʌp/ (آپ) | بالا |
| 610 | Upon | حرف اضافه | /əˈpɒn/ (اِپان) | بر روی (رسمیتر از on) |
| 611 | With | حرف اضافه | /wɪð/ (ویذ) | با، همراه با |
| 612 | Within | حرف اضافه | /wɪˈðɪn/ (ویذین) | در داخلِ، در محدوده |
| 613 | Without | حرف اضافه | /wɪˈðaʊt/ (ویذاوت) | بدونِ |
| 614 | And | حرف ربط | /ænd/ (اَند) | و |
| 615 | As | حرف ربط / اضافه | /æz/ (اَز) | به عنوان، چون، همانطور که |
| 616 | Because | حرف ربط | /bɪˈkɔːz/ (بیکاز) | زیرا، به دلیل اینکه |
| 617 | If | حرف ربط | /ɪf/ (ایف) | اگر |
| 618 | Or | حرف ربط | /ɔːr/ (اور) | یا |
| 619 | Than | حرف ربط / اضافه | /ðæn/ (ذَن) | از (در مقایسه) |
| 620 | That | ضمیر / حرف ربط | /ðæt/ (ذَت) | که، آن |
| 621 | This | ضمیر / صفت | /ðɪs/ (ذیس) | این |
| 622 | These | ضمیر / صفت | /ðiːz/ (ذیز) | اینها |
| 623 | Those | ضمیر / صفت | /ðoʊz/ (ذوز) | آنها |
| 624 | Which | ضمیر | /wɪtʃ/ (ویچ) | کدام |
| 625 | Who | ضمیر | /huː/ (هو) | چه کسی |
| 626 | Whom | ضمیر | /huːm/ (هوم) | چه کسی را |
| 627 | Whose | ضمیر | /huːz/ (هوز) | مال چه کسی |
| 628 | What | ضمیر / صفت | /wɒt/ (وات) | چه، چه چیزی |
| 629 | Whatever | ضمیر | /wətˈevər/ (واتاِوِر) | هرچه، هر چیزی که |
| 630 | I | ضمیر | /aɪ/ (آی) | من |
| 631 | Me | ضمیر | /miː/ (می) | من (حالت مفعولی) |
| 632 | My | صفت ملکی | /maɪ/ (مای) | مال من |
| 633 | Mine | ضمیر ملکی | /maɪn/ (ماین) | مال من |
| 634 | We | ضمیر | /wiː/ (وی) | ما |
| 635 | Us | ضمیر | /ʌs/ (آس) | ما (حالت مفعولی) |
| 636 | Our | صفت ملکی | /ˈaʊər/ (اَوِر) | مال ما |
| 637 | Ours | ضمیر ملکی | /ˈaʊərz/ (اَوِرز) | مال ما |
| 638 | You | ضمیر | /juː/ (یو) | تو، شما |
| 639 | Your | صفت ملکی | /jɔːr/ (یور) | مال تو، مال شما |
| 640 | Yours | ضمیر ملکی | /jɔːrz/ (یورز) | مال تو، مال شما |
| 641 | He | ضمیر | /hiː/ (هی) | او (مرد) |
| 642 | Him | ضمیر | /hɪm/ (هیم) | او را (مرد) |
| 643 | His | صفت/ضمیر ملکی | /hɪz/ (هیز) | مال او (مرد) |
| 644 | She | ضمیر | /ʃiː/ (شی) | او (زن) |
| 645 | Her | صفت ملکی/ضمیر | /hɜːr/ (هَر) | او را، مال او (زن) |
| 646 | Hers | ضمیر ملکی | /hɜːrz/ (هَرز) | مال او (زن) |
| 647 | It | ضمیر | /ɪt/ (ایت) | آن (برای اشیاء و حیوانات) |
| 648 | Its | صفت ملکی | /ɪts/ (ایتس) | مال آن |
| 649 | They | ضمیر | /ðeɪ/ (ذِی) | آنها |
| 650 | Them | ضمیر | /ðem/ (ذِم) | آنها را |
| 651 | Their | صفت ملکی | /ðer/ (ذِر) | مال آنها |
| 652 | Theirs | ضمیر ملکی | /ðerz/ (ذِرز) | مال آنها |
| 653 | Any | صفت / ضمیر | /ˈeni/ (اِنی) | هیچ، هر |
| 654 | Anyone | ضمیر | /ˈeniwʌn/ (اِنیوان) | هر کس، هیچ کس |
| 655 | Anything | ضمیر | /ˈeniθɪŋ/ (اِنیثینگ) | هر چیز، هیچ چیز |
| 656 | All | صفت / ضمیر | /ɔːl/ (آل) | همه، تمام |
| 657 | Another | صفت / ضمیر | /əˈnʌðər/ (اِنادِر) | یکی دیگر، دیگری |
| 658 | Both | صفت / ضمیر | /boʊθ/ (بوث) | هر دو |
| 659 | Each | صفت / ضمیر | /iːtʃ/ (ایچ) | هر، هر یک |
| 660 | Everyone | ضمیر | /ˈevriwʌn/ (اِوریوان) | همه (افراد) |
| 661 | Everything | ضمیر | /ˈevriθɪŋ/ (اِوریثینگ) | همه چیز |
| 662 | Few | صفت / ضمیر | /fjuː/ (فیو) | کم، معدود |
| 663 | Many | صفت / ضمیر | /ˈmeni/ (مِنی) | زیاد، بسیاری |
| 664 | More | صفت / ضمیر | /mɔːr/ (مور) | بیشتر |
| 665 | Most | صفت / ضمیر | /moʊst/ (موست) | بیشترین، بیشترِ |
| 666 | Much | صفت / ضمیر | /mʌtʃ/ (ماچ) | زیاد (برای غیرقابل شمارش) |
| 667 | Neither | صفت / ضمیر | /ˈniːðər/ (نیدِر) | هیچ کدام (از دو تا) |
| 668 | Nobody | ضمیر | /ˈnoʊbədi/ (نوبادی) | هیچ کس |
| 669 | None | ضمیر | /nʌn/ (نان) | هیچ یک |
| 670 | No one | ضمیر | /ˈnoʊ wʌn/ (نو وان) | هیچ کس |
| 671 | Nothing | ضمیر | /ˈnʌθɪŋ/ (ناثینگ) | هیچ چیز |
| 672 | One | ضمیر / عدد | /wʌn/ (وان) | یک، یکی |
| 673 | Several | صفت / ضمیر | /ˈsevrəl/ (سِورال) | چندین |
| 674 | Some | صفت / ضمیر | /sʌm/ (سام) | برخی، مقداری |
| 675 | Someone | ضمیر | /ˈsʌmwʌn/ (ساموان) | یک نفر، کسی |
| 676 | Something | ضمیر | /ˈsʌmθɪŋ/ (سامثینگ) | یک چیزی |
| 677 | Such | صفت / ضمیر | /sʌtʃ/ (ساچ) | چنین |
| 678 | Answer | فعل / اسم | /ˈænsər/ (اَنسِر) | پاسخ دادن، جواب |
| 679 | Ask | فعل | /æsk/ (اَسک) | پرسیدن، درخواست کردن |
| 680 | Build | فعل | /bɪld/ (بیلد) | ساختن |
| 681 | Call | فعل / اسم | /kɔːl/ (کال) | تماس گرفتن، صدا زدن |
| 682 | Catch | فعل | /kætʃ/ (کَچ) | گرفتن (توپ، قطار)، دستگیر کردن |
| 683 | Check | فعل / اسم | /tʃek/ (چِک) | بررسی کردن، چک |
| 684 | Choose | فعل | /tʃuːz/ (چوز) | انتخاب کردن |
| 685 | Come | فعل | /kʌm/ (کام) | آمدن |
| 686 | Cost | فعل / اسم | /kɒst/ (کاست) | هزینه داشتن، هزینه |
| 687 | Cut | فعل / اسم | /kʌt/ (کات) | بریدن، برش |
| 688 | Deal | فعل / اسم | /diːl/ (دیل) | معامله کردن، توافق |
| 689 | Die | فعل | /daɪ/ (دای) | مردن |
| 690 | Do | فعل | /duː/ (دو) | انجام دادن |
| 691 | Draw | فعل | /drɔː/ (درا) | کشیدن (نقاشی)، رسم کردن |
| 692 | Drive | فعل | /draɪv/ (درایو) | رانندگی کردن |
| 693 | Drink | فعل / اسم | /drɪŋk/ (درینک) | نوشیدن، نوشیدنی |
| 694 | Fall | فعل / اسم | /fɔːl/ (فال) | افتادن، پاییز |
| 695 | Feel | فعل | /fiːl/ (فیل) | احساس کردن |
| 696 | Find | فعل | /faɪnd/ (فایند) | پیدا کردن |
| 697 | Follow | فعل | /ˈfɒloʊ/ (فالو) | دنبال کردن، پیروی کردن |
| 698 | Get | فعل | /ɡet/ (گِت) | گرفتن، به دست آوردن |
| 699 | Give | فعل | /ɡɪv/ (گیو) | دادن |
| 700 | Go | فعل | /ɡoʊ/ (گو) | رفتن |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت هشتم: ۷۰۱ تا ۸۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 701 | Grow | فعل | /ɡroʊ/ (گِرو) | رشد کردن، پرورش دادن |
| 702 | Happen | فعل | /ˈhæpən/ (هَپِن) | اتفاق افتادن |
| 703 | Have | فعل | /hæv/ (هَو) | داشتن |
| 704 | Hear | فعل | /hɪr/ (هیِر) | شنیدن |
| 705 | Help | فعل / اسم | /help/ (هِلوپ) | کمک کردن، کمک |
| 706 | Hold | فعل | /hoʊld/ (هولد) | نگه داشتن، برگزار کردن |
| 707 | Hope | فعل / اسم | /hoʊp/ (هوپ) | امیدوار بودن، امید |
| 708 | Keep | فعل | /kiːp/ (کیپ) | نگه داشتن، حفظ کردن |
| 709 | Know | فعل | /noʊ/ (نو) | دانستن، شناختن |
| 710 | Learn | فعل | /lɜːrn/ (لِرن) | یاد گرفتن |
| 711 | Leave | فعل | /liːv/ (لیو) | ترک کردن، جا گذاشتن |
| 712 | Let | فعل | /let/ (لِت) | اجازه دادن |
| 713 | Like | فعل / حرف اضافه | /laɪk/ (لایک) | دوست داشتن، مثلِ |
| 714 | Live | فعل | /lɪv/ (لیو) | زندگی کردن |
| 715 | Look | فعل / اسم | /lʊk/ (لوک) | نگاه کردن، به نظر رسیدن |
| 716 | Lose | فعل | /luːz/ (لوز) | گم کردن، از دست دادن، باختن |
| 717 | Make | فعل | /meɪk/ (مِیک) | ساختن، درست کردن |
| 718 | Mean | فعل / صفت | /miːn/ (مین) | معنی دادن، بدجنس |
| 719 | Meet | فعل | /miːt/ (میت) | ملاقات کردن، آشنا شدن |
| 720 | Move | فعل / اسم | /muːv/ (موو) | حرکت کردن، جابجا شدن |
| 721 | Need | فعل / اسم | /niːd/ (نید) | نیاز داشتن، نیاز |
| 722 | Open | فعل / صفت | /ˈoʊpən/ (اوپِن) | باز کردن، باز |
| 723 | Pay | فعل | /peɪ/ (پِی) | پرداختن |
| 724 | Play | فعل / اسم | /pleɪ/ (پلِی) | بازی کردن، نواختن، نمایش |
| 725 | Provide | فعل | /prəˈvaɪd/ (پروواید) | فراهم کردن، ارائه دادن |
| 726 | Put | فعل | /pʊt/ (پوت) | قرار دادن، گذاشتن |
| 727 | Read | فعل | /riːd/ (رید) | خواندن |
| 728 | Remember | فعل | /rɪˈmembər/ (ریمِمبِر) | به یاد آوردن |
| 729 | Run | فعل | /rʌn/ (ران) | دویدن، اداره کردن |
| 730 | Say | فعل | /seɪ/ (سِی) | گفتن |
| 731 | See | فعل | /siː/ (سی) | دیدن |
| 732 | Seem | فعل | /siːm/ (سیم) | به نظر رسیدن |
| 733 | Sell | فعل | /sel/ (سِل) | فروختن |
| 734 | Send | فعل | /send/ (سِند) | فرستادن |
| 735 | Set | فعل / اسم | /set/ (سِت) | تنظیم کردن، مجموعه |
| 736 | Show | فعل / اسم | /ʃoʊ/ (شو) | نشان دادن، نمایش |
| 737 | Sit | فعل | /sɪt/ (سیت) | نشستن |
| 738 | Sleep | فعل / اسم | /sliːp/ (سلیپ) | خوابیدن، خواب |
| 739 | Speak | فعل | /spiːk/ (اسپیک) | صحبت کردن |
| 740 | Spend | فعل | /spend/ (اسپِند) | خرج کردن، سپری کردن |
| 741 | Stand | فعل | /stænd/ (استاند) | ایستادن، تحمل کردن |
| 742 | Start | فعل / اسم | /stɑːrt/ (استارت) | شروع کردن، آغاز |
| 743 | Stop | فعل / اسم | /stɑːp/ (استاپ) | متوقف کردن، توقف |
| 744 | Take | فعل | /teɪk/ (تِیک) | گرفتن، بردن |
| 745 | Talk | فعل / اسم | /tɔːk/ (تاک) | صحبت کردن، گفتگو |
| 746 | Tell | فعل | /tel/ (تِل) | گفتن (به کسی)، تعریف کردن |
| 747 | Think | فعل | /θɪŋk/ (ثینک) | فکر کردن |
| 748 | Try | فعل | /traɪ/ (ترای) | تلاش کردن، امتحان کردن |
| 749 | Turn | فعل / اسم | /tɜːrn/ (تِرن) | چرخیدن، چرخاندن، نوبت |
| 750 | Understand | فعل | /ˌʌndərˈstænd/ (آندِرستَند) | فهمیدن، درک کردن |
| 751 | Use | فعل / اسم | /juːz/ (یوز) | استفاده کردن، کاربرد |
| 752 | Wait | فعل | /weɪt/ (وِیت) | صبر کردن، منتظر ماندن |
| 753 | Walk | فعل / اسم | /wɔːk/ (واک) | راه رفتن، پیادهروی |
| 754 | Want | فعل | /wɑːnt/ (وانت) | خواستن |
| 755 | Watch | فعل / اسم | /wɑːtʃ/ (واچ) | تماشا کردن، ساعت مچی |
| 756 | Win | فعل | /wɪn/ (وین) | برنده شدن |
| 757 | Work | فعل / اسم | /wɜːrk/ (وِرک) | کار کردن، کار |
| 758 | Write | فعل | /raɪt/ (رایت) | نوشتن |
| 759 | Area | اسم | /ˈeriə/ (اِریا) | منطقه، مساحت |
| 760 | Book | اسم / فعل | /bʊk/ (بوک) | کتاب، رزرو کردن |
| 761 | Business | اسم | /ˈbɪznəs/ (بیزنِس) | تجارت، کسب و کار |
| 762 | Case | اسم | /keɪs/ (کِیس) | مورد، پرونده، جعبه |
| 763 | Child | اسم | /tʃaɪld/ (چایلد) | کودک، بچه |
| 764 | Company | اسم | /ˈkʌmpəni/ (کامپِنی) | شرکت، همراهی |
| 765 | Country | اسم | /ˈkʌntri/ (کانتری) | کشور، حومه شهر |
| 766 | Day | اسم | /deɪ/ (دِی) | روز |
| 767 | Eye | اسم | /aɪ/ (آی) | چشم |
| 768 | Fact | اسم | /fækt/ (فَکت) | حقیقت، واقعیت |
| 769 | Family | اسم | /ˈfæməli/ (فَمیلی) | خانواده |
| 770 | Government | اسم | /ˈɡʌvərnmənt/ (گاوِرنمِنت) | دولت، حکومت |
| 771 | Group | اسم | /ɡruːp/ (گروپ) | گروه |
| 772 | Hand | اسم | /hænd/ (هَند) | دست |
| 773 | Home | اسم / قید | /hoʊm/ (هوم) | خانه، به خانه |
| 774 | Job | اسم | /dʒɑːb/ (جاب) | شغل، کار |
| 775 | Life | اسم | /laɪf/ (لایف) | زندگی |
| 776 | Lot | اسم | /lɑːt/ (لات) | مقدار زیاد، قطعه زمین |
| 777 | Man | اسم | /mæn/ (مَن) | مرد، انسان |
| 778 | Money | اسم | /ˈmʌni/ (مانی) | پول |
| 779 | Month | اسم | /mʌnθ/ (مانث) | ماه (از سال) |
| 780 | Morning | اسم | /ˈmɔːrnɪŋ/ (مورنینگ) | صبح |
| 781 | Mother | اسم | /ˈmʌðər/ (مادِر) | مادر |
| 782 | Night | اسم | /naɪt/ (نایت) | شب |
| 783 | Number | اسم | /ˈnʌmbər/ (نامبِر) | شماره، عدد |
| 784 | Part | اسم | /pɑːrt/ (پارت) | بخش، قسمت |
| 785 | People | اسم | /ˈpiːpl/ (پیپِل) | مردم، افراد |
| 786 | Place | اسم / فعل | /pleɪs/ (پلِیس) | مکان، قرار دادن |
| 787 | Point | اسم / فعل | /pɔɪnt/ (پوینِت) | نقطه، نکته، اشاره کردن |
| 788 | Problem | اسم | /ˈprɑːbləm/ (پرابلِم) | مشکل، مسئله |
| 789 | Program | اسم / فعل | /ˈproʊɡræm/ (پروگرَم) | برنامه، برنامهریزی کردن |
| 790 | Question | اسم / فعل | /ˈkwestʃən/ (کوئِسچِن) | سوال، پرسیدن |
| 791 | Right | صفت / قید / اسم | /raɪt/ (رایت) | درست، راست، حق |
| 792 | Room | اسم | /ruːm/ (روم) | اتاق، فضا |
| 793 | School | اسم | /skuːl/ (اسکول) | مدرسه |
| 794 | State | اسم / فعل | /steɪt/ (استِیت) | ایالت، وضعیت، بیان کردن |
| 795 | Story | اسم | /ˈstɔːri/ (استوری) | داستان، قصه |
| 796 | Student | اسم | /ˈstuːdnt/ (استیودِنت) | دانشآموز، دانشجو |
| 797 | Study | فعل / اسم | /ˈstʌdi/ (استادی) | مطالعه کردن، مطالعه |
| 798 | System | اسم | /ˈsɪstəm/ (سیستِم) | سیستم، نظام |
| 799 | Thing | اسم | /θɪŋ/ (ثینگ) | چیز، شیء |
| 800 | Time | اسم | /taɪm/ (تایم) | زمان، وقت، بار (دفعه) |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت نهم: ۸۰۱ تا ۹۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 801 | Water | اسم / فعل | /ˈwɔːtər/ (واتِر) | آب، آب دادن |
| 802 | Way | اسم | /weɪ/ (وِی) | راه، روش، مسیر |
| 803 | Week | اسم | /wiːk/ (ویک) | هفته |
| 804 | Woman | اسم | /ˈwʊmən/ (وومَن) | زن |
| 805 | Word | اسم | /wɜːrd/ (وِرد) | کلمه، واژه |
| 806 | World | اسم | /wɜːrld/ (وِرلْد) | جهان، دنیا |
| 807 | Year | اسم | /jɪr/ (ییِر) | سال |
| 808 | Information | اسم | /ˌɪnfərˈmeɪʃn/ (اینفُرمِیشِن) | اطلاعات |
| 809 | Map | اسم | /mæp/ (مَپ) | نقشه |
| 810 | Two | عدد / اسم | /tuː/ (تو) | دو |
| 811 | Three | عدد / اسم | /θriː/ (ثِری) | سه |
| 812 | Four | عدد / اسم | /fɔːr/ (فور) | چهار |
| 813 | Five | عدد / اسم | /faɪv/ (فایو) | پنج |
| 814 | Six | عدد / اسم | /sɪks/ (سیکس) | شش |
| 815 | Seven | عدد / اسم | /ˈsevn/ (سِوِن) | هفت |
| 816 | Eight | عدد / اسم | /eɪt/ (اِیت) | هشت |
| 817 | Nine | عدد / اسم | /naɪn/ (ناین) | نه |
| 818 | Ten | عدد / اسم | /ten/ (تِن) | ده |
| 819 | First | صفت / قید | /fɜːrst/ (فِرست) | اول، نخستین |
| 820 | Second | صفت / اسم | /ˈsekənd/ (سِکِند) | دوم، ثانیه |
| 821 | Art | اسم | /ɑːrt/ (آرت) | هنر |
| 822 | Music | اسم | /ˈmjuːzɪk/ (میوزیک) | موسیقی |
| 823 | History | اسم | /ˈhɪstri/ (هیستری) | تاریخ |
| 824 | Idea | اسم | /aɪˈdiːə/ (آیدیا) | ایده، فکر |
| 825 | Value | اسم / فعل | /ˈvæljuː/ (وَلیو) | ارزش، ارزشگذاری |
| 826 | Data | اسم | /ˈdeɪtə/ (دِیتا) | داده، اطلاعات |
| 827 | Food | اسم | /fuːd/ (فود) | غذا، خوراک |
| 828 | City | اسم | /ˈsɪti/ (سیتی) | شهر (بزرگ) |
| 829 | Town | اسم | /taʊn/ (تاون) | شهرک، شهر کوچک |
| 830 | Village | اسم | /ˈvɪlɪdʒ/ (ویلیج) | روستا |
| 831 | Road | اسم | /roʊd/ (رود) | جاده |
| 832 | Street | اسم | /striːt/ (استریت) | خیابان |
| 833 | Car | اسم | /kɑːr/ (کار) | ماشین، خودرو |
| 834 | Bus | اسم | /bʌs/ (باس) | اتوبوس |
| 835 | Train | اسم | /treɪn/ (ترِین) | قطار |
| 836 | Plane | اسم | /pleɪn/ (پلِین) | هواپیما |
| 837 | Boat | اسم | /boʊt/ (بوت) | قایق |
| 838 | Ship | اسم | /ʃɪp/ (شیپ) | کشتی |
| 839 | Ticket | اسم | /ˈtɪkɪt/ (تیکِت) | بلیت |
| 840 | Station | اسم | /ˈsteɪʃn/ (استِیشِن) | ایستگاه |
| 841 | Airport | اسم | /ˈerpɔːrt/ (اِرپورت) | فرودگاه |
| 842 | Power | اسم | /ˈpaʊər/ (پاوِر) | قدرت، برق، توان |
| 843 | Computer | اسم | /kəmˈpjuːtər/ (کامپیوتِر) | رایانه |
| 844 | Internet | اسم | /ˈɪntərnet/ (اینتِرنِت) | اینترنت |
| 845 | Law | اسم | /lɔː/ (لا) | قانون |
| 846 | Animal | اسم | /ˈænɪml/ (اَنیمَل) | حیوان |
| 847 | Bird | اسم | /bɜːrd/ (بِرد) | پرنده |
| 848 | Dog | اسم | /dɔːɡ/ (داگ) | سگ |
| 849 | Cat | اسم | /kæt/ (کَت) | گربه |
| 850 | Fish | اسم | /fɪʃ/ (فیش) | ماهی |
| 851 | Tree | اسم | /triː/ (تری) | درخت |
| 852 | Flower | اسم | /ˈflaʊər/ (فلاوِر) | گل |
| 853 | Sun | اسم | /sʌn/ (سان) | خورشید |
| 854 | Moon | اسم | /muːn/ (مون) | ماه |
| 855 | Star | اسم | /stɑːr/ (استار) | ستاره |
| 856 | Sky | اسم | /skaɪ/ (اسکای) | آسمان |
| 857 | Earth | اسم | /ɜːrθ/ (اِرث) | زمین، کره زمین |
| 858 | River | اسم | /ˈrɪvər/ (ریوِر) | رودخانه |
| 859 | Mountain | اسم | /ˈmaʊntn/ (ماونتِن) | کوه |
| 860 | Sea | اسم | /siː/ (سی) | دریا |
| 861 | Ocean | اسم | /ˈoʊʃn/ (اوشِن) | اقیانوس |
| 862 | Wind | اسم | /wɪnd/ (ویند) | باد |
| 863 | Fire | اسم | /ˈfaɪər/ (فایِر) | آتش |
| 864 | Light | اسم / صفت | /laɪt/ (لایت) | نور، روشن، سبک |
| 865 | Dark | صفت / اسم | /dɑːrk/ (دارک) | تاریک، تیره |
| 866 | Sound | اسم | /saʊnd/ (ساوند) | صدا (اشیاء و محیط) |
| 867 | Voice | اسم | /vɔɪs/ (وُیس) | صدا (انسان) |
| 868 | Color | اسم | /ˈkʌlər/ (کالِر) | رنگ |
| 869 | Red | صفت / اسم | /red/ (رِد) | قرمز |
| 870 | Blue | صفت / اسم | /bluː/ (بلو) | آبی |
| 871 | Green | صفت / اسم | /ɡriːn/ (گرین) | سبز |
| 872 | Yellow | صفت / اسم | /ˈjeloʊ/ (یِلو) | زرد |
| 873 | Black | صفت / اسم | /blæk/ (بْلَک) | سیاه |
| 874 | White | صفت / اسم | /waɪt/ (وایت) | سفید |
| 875 | Size | اسم | /saɪz/ (سایز) | اندازه |
| 876 | Shape | اسم | /ʃeɪp/ (شِیپ) | شکل، فرم |
| 877 | Top | اسم / صفت | /tɑːp/ (تاپ) | بالا، قله، برترین |
| 878 | Bottom | اسم | /ˈbɑːtəm/ (باتِم) | پایین، کف |
| 879 | Front | اسم / صفت | /frʌnt/ (فرانت) | جلو، روبرو |
| 880 | Back | اسم / قید | /bæk/ (بَک) | پشت، عقب |
| 881 | Center | اسم | /ˈsentər/ (سِنتِر) | مرکز، وسط |
| 882 | North | اسم / صفت | /nɔːrθ/ (نورث) | شمال |
| 883 | South | اسم / صفت | /saʊθ/ (ساوث) | جنوب |
| 884 | East | اسم / صفت | /iːst/ (ایست) | شرق |
| 885 | West | اسم / صفت | /west/ (وِست) | غرب |
| 886 | Summer | اسم | /ˈsʌmər/ (سامِر) | تابستان |
| 887 | Winter | اسم | /ˈwɪntər/ (وینِتِر) | زمستان |
| 888 | Spring | اسم | /sprɪŋ/ (اسپرینگ) | بهار، چشمه، فنر |
| 889 | Autumn | اسم | /ˈɔːtəm/ (آتِم) | پاییز |
| 890 | Weather | اسم | /ˈweðər/ (وِذِر) | آب و هوا |
| 891 | Temperature | اسم | /ˈtemprətʃər/ (تِمپِرِچِر) | دما، درجه حرارت |
| 892 | Health | اسم | /helθ/ (هِلث) | سلامتی |
| 893 | Mind | اسم | /maɪnd/ (مایند) | ذهن، فکر |
| 894 | Body | اسم | /ˈbɑːdi/ (بادی) | بدن |
| 895 | Head | اسم | /hed/ (هِد) | سر |
| 896 | Face | اسم / فعل | /feɪs/ (فِیس) | صورت، روبرو شدن |
| 897 | Hair | اسم | /her/ (هَر) | مو |
| 898 | Neck | اسم | /nek/ (نِک) | گردن |
| 899 | Arm | اسم | /ɑːrm/ (آرم) | بازو |
| 900 | Leg | اسم | /leɡ/ (لِگ) | پا، ساق پا |
جدول ۱۰۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی (پارت دهم: ۹۰۱ تا ۱۰۰۰)
| ردیف | لغت (Word) | نقش کلمه (POS) | تلفظ انگلیسی و فارسی | معنی دقیق فارسی |
|---|---|---|---|---|
| 901 | Hand | اسم | /hænd/ (هَند) | دست |
| 902 | Foot | اسم | /fʊt/ (فوت) | پا (کف پا) |
| 903 | Eye | اسم | /aɪ/ (آی) | چشم |
| 904 | Ear | اسم | /ɪr/ (ایِر) | گوش |
| 905 | Nose | اسم | /noʊz/ (نوز) | بینی |
| 906 | Mouth | اسم | /maʊθ/ (ماوث) | دهان |
| 907 | Tooth | اسم | /tuːθ/ (توث) | دندان |
| 908 | Blood | اسم | /blʌd/ (بلاد) | خون |
| 909 | Heart | اسم | /hɑːrt/ (هارت) | قلب |
| 910 | Disease | اسم | /dɪˈziːz/ (دیزیز) | بیماری، مرض |
| 911 | Doctor | اسم | /ˈdɑːktər/ (داکتِر) | پزشک، دکتر |
| 912 | Hospital | اسم | /ˈhɑːspɪtl/ (هاسپیتِل) | بیمارستان |
| 913 | Patient | اسم / صفت | /ˈpeɪʃnt/ (پِیشِنت) | بیمار، صبور |
| 914 | Medicine | اسم | /ˈmedɪsn/ (مِدیسِن) | دارو، پزشکی |
| 915 | Bed | اسم | /bed/ (بِد) | تختخواب |
| 916 | Room | اسم | /ruːm/ (روم) | اتاق، فضا |
| 917 | Door | اسم | /dɔːr/ (دور) | در |
| 918 | Window | اسم | /ˈwɪndoʊ/ (ویندو) | پنجره |
| 919 | Wall | اسم | /wɔːl/ (وال) | دیوار |
| 920 | Floor | اسم | /flɔːr/ (فلور) | کف (اتاق)، طبقه |
| 921 | Ceiling | اسم | /ˈsiːlɪŋ/ (سیلینگ) | سقف (داخلی) |
| 922 | Roof | اسم | /ruːf/ (روف) | بام (خارجی) |
| 923 | House | اسم | /haʊs/ (هاوس) | خانه (ساختمان) |
| 924 | Home | اسم / قید | /hoʊm/ (هوم) | خانه (محل سکونت) |
| 925 | Building | اسم | /ˈbɪldɪŋ/ (بیلدینگ) | ساختمان |
| 926 | Table | اسم | /ˈteɪbl/ (تِیبِل) | میز، جدول |
| 927 | Chair | اسم | /tʃer/ (چِر) | صندلی |
| 928 | Desk | اسم | /desk/ (دِسک) | میز تحریر |
| 929 | Paper | اسم | /ˈpeɪpər/ (پِیپِر) | کاغذ |
| 930 | Pen | اسم | /pen/ (پِن) | خودکار |
| 931 | Pencil | اسم | /ˈpensl/ (پِنسِل) | مداد |
| 932 | Book | اسم | /bʊk/ (بوک) | کتاب |
| 933 | Page | اسم | /peɪdʒ/ (پِیج) | صفحه |
| 934 | Letter | اسم | /ˈletər/ (لِتِر) | نامه، حرف (الفبا) |
| 935 | Number | اسم | /ˈnʌmbər/ (نامبِر) | شماره، عدد |
| 936 | Picture | اسم | /ˈpɪktʃər/ (پیکچِر) | تصویر، عکس |
| 937 | Photo | اسم | /ˈfoʊtoʊ/ (فوتو) | عکس |
| 938 | Camera | اسم | /ˈkæmərə/ (کَمِرا) | دوربین |
| 939 | Phone | اسم | /foʊn/ (فون) | تلفن |
| 940 | Screen | اسم | /skriːn/ (اسکرین) | صفحه نمایش |
| 941 | Clothes | اسم | /kloʊðz/ (کلوذز) | لباسها |
| 942 | Shirt | اسم | /ʃɜːrt/ (شِرت) | پیراهن |
| 943 | Pants | اسم | /pænts/ (پَنتس) | شلوار |
| 944 | Shoe | اسم | /ʃuː/ (شو) | کفش |
| 945 | Hat | اسم | /hæt/ (هَت) | کلاه |
| 946 | Coat | اسم | /koʊt/ (کوت) | کت، پالتو |
| 947 | Dress | اسم | /dres/ (درِس) | لباس زنانه، پیراهن |
| 948 | اسم | /ˈpɑːkɪt/ (پاکِت) | جیب | |
| 949 | Bag | اسم | /bæɡ/ (بَگ) | کیف، کیسه |
| 950 | Box | اسم | /bɑːks/ (باکس) | جعبه |
| 951 | Key | اسم | /kiː/ (کی) | کلید |
| 952 | Lock | اسم / فعل | /lɑːk/ (لاک) | قفل، قفل کردن |
| 953 | Money | اسم | /ˈmʌni/ (مانی) | پول |
| 954 | Price | اسم | /praɪs/ (پرایس) | قیمت |
| 955 | Cost | اسم / فعل | /kɔːst/ (کاست) | هزینه، قیمت داشتن |
| 956 | Bank | اسم | /bæŋk/ (بَنک) | بانک، ساحل رود |
| 957 | Shop | اسم / فعل | /ʃɑːp/ (شاپ) | مغازه، خرید کردن |
| 958 | Store | اسم | /stɔːr/ (استور) | فروشگاه، انبار |
| 959 | Market | اسم | /ˈmɑːrkɪt/ (مارکِت) | بازار |
| 960 | Business | اسم | /ˈbɪznəs/ (بیزنِس) | تجارت، کسبوکار |
| 961 | Job | اسم | /dʒɑːb/ (جاب) | شغل، کار |
| 962 | Work | اسم / فعل | /wɜːrk/ (وِرک) | کار، کار کردن |
| 963 | Boss | اسم | /bɔːs/ (باس) | رئیس |
| 964 | Staff | اسم | /stæf/ (استَف) | کارکنان، پرسنل |
| 965 | Office | اسم | /ˈɔːfɪs/ (آفیس) | دفتر کار، اداره |
| 966 | Company | اسم | /ˈkʌmpəni/ (کامپِنی) | شرکت |
| 967 | Industry | اسم | /ˈɪndəstri/ (ایندِستری) | صنعت |
| 968 | Machine | اسم | /məˈʃiːn/ (مَشین) | ماشین، دستگاه |
| 969 | Engine | اسم | /ˈendʒɪn/ (اِنجین) | موتور |
| 970 | Tool | اسم | /tuːl/ (تول) | ابزار |
| 971 | Weapon | اسم | /ˈwepən/ (وِپِن) | سلاح |
| 972 | Gun | اسم | /ɡʌn/ (گان) | تفنگ |
| 973 | War | اسم | /wɔːr/ (وار) | جنگ |
| 974 | Peace | اسم | /piːs/ (پیس) | صلح، آرامش |
| 975 | Army | اسم | /ˈɑːrmi/ (آرمی) | ارتش |
| 976 | Soldier | اسم | /ˈsoʊldʒər/ (سولجِر) | سرباز |
| 977 | Police | اسم | /pəˈliːs/ (پُلیس) | پلیس |
| 978 | Crime | اسم | /kraɪm/ (کرایم) | جرم، جنایت |
| 979 | Prison | اسم | /ˈprɪzn/ (پریزِن) | زندان |
| 980 | Court | اسم | /kɔːrt/ (کورت) | دادگاه، زمین بازی |
| 981 | Judge | اسم / فعل | /dʒʌdʒ/ (جاج) | قاضی، قضاوت کردن |
| 982 | Death | اسم | /deθ/ (دِث) | مرگ |
| 983 | Life | اسم | /laɪf/ (لایف) | زندگی |
| 984 | Love | اسم / فعل | /lʌv/ (لاو) | عشق، دوست داشتن |
| 985 | Hate | فعل / اسم | /heɪt/ (هِیت) | متنفر بودن، نفرت |
| 986 | Fear | اسم / فعل | /fɪr/ (فیِر) | ترس، ترسیدن |
| 987 | Hope | اسم / فعل | /hoʊp/ (هوپ) | امید، امیدوار بودن |
| 988 | Joy | اسم | /dʒɔɪ/ (جوی) | شادی، لذت |
| 989 | Sadness | اسم | /ˈsædnəs/ (سَدنِس) | غم، اندوه |
| 990 | Anger | اسم | /ˈæŋɡər/ (اَنگِر) | خشم، عصبانیت |
| 991 | Smile | فعل / اسم | /smaɪl/ (اسمایل) | لبخند زدن، لبخند |
| 992 | Laugh | فعل | /læf/ (لَف) | خندیدن |
| 993 | Cry | فعل | /kraɪ/ (کرای) | گریه کردن، فریاد زدن |
| 994 | Dream | اسم / فعل | /driːm/ (دریم) | رویا، خواب دیدن |
| 995 | Goal | اسم | /ɡoʊl/ (گول) | هدف |
| 996 | Purpose | اسم | /ˈpɜːrpəs/ (پِرپِس) | مقصود، منظور |
| 997 | Reason | اسم | /ˈriːzn/ (ریزِن) | دلیل، علت |
| 998 | Result | اسم | /rɪˈzʌlt/ (ریزالت) | نتیجه |
| 999 | Future | اسم | /ˈfjuːtʃər/ (فیوچِر) | آینده |
| 1000 | Past | اسم / صفت | /pæst/ (پَست) | گذشته |
سوالات متداول زبانآموزان درباره یادگیری لغات
در این بخش به برخی از پرتکرارترین سوالاتی که برای زبانآموزان در مسیر یادگیری واژگان پایه انگلیسی پیش میآید، پاسخ میدهیم.
چقدر طول میکشد تا ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد انگلیسی را یاد بگیرم؟
این سوال پاسخ یکسانی برای همه ندارد و به عوامل متعددی بستگی دارد: ۱) زمان روزانه که به مطالعه اختصاص میدهید، ۲) روش یادگیری شما (مثلاً استفاده از فلشکارت، تکرار با فاصله، و یادگیری در متن) و ۳) میزان تمرین و استفاده از لغات جدید. با این حال، یک زبانآموز با انگیزه که روزانه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه به صورت متمرکز مطالعه کند، میتواند طی ۳ تا ۶ ماه به درک قابل قبولی از این ۱۰۰۰ کلمه دست یابد. نکته کلیدی، «استمرار» است نه «شدت».
آیا فقط حفظ کردن ۱۰۰۰ کلمه برای صحبت کردن کافی است؟
خیر. حفظ کردن معادل «یادگیری» نیست. همانطور که در بخشهای قبل توضیح داده شد، شما باید بتوانید کلمات را در ساختار گرامری صحیح به کار ببرید، آنها را درست تلفظ کنید و در موقعیت مناسب از آنها استفاده نمایید. این ۱۰۰۰ کلمه فونداسیون شما هستند، اما برای ساختن یک خانه قابل سکونت (یعنی توانایی مکالمه روان)، به گرامر، تمرین شنیداری و مهارت مکالمه نیز نیاز دارید.
آیا بهتر است لغات را به صورت موضوعی یاد بگیرم یا الفبایی؟
یادگیری الفبایی یکی از ناکارآمدترین روشهاست، زیرا هیچ ارتباط معنایی بین کلمات وجود ندارد. روشهای بسیار مؤثرتر عبارتند از:
- یادگیری موضوعی: مثلاً یک روز لغات مربوط به «غذا» و روز دیگر لغات مربوط به «سفر».
- یادگیری بر اساس نقش دستوری: همان کاری که ما در این مقاله با دستهبندی «اسم، فعل، صفت» انجام دادیم.
- یادگیری از طریق داستان یا متن: خواندن یک متن کوتاه و استخراج لغات جدید از آن، به شما کمک میکند کلمات را در بستر طبیعیشان به خاطر بسپارید.
موسسه EZ English چگونه به من در تسلط بر این واژگان کمک میکند؟
موسسه ایزی انگلیش با یک رویکرد چندلایه به این موضوع میپردازد. در کلاسهای آنلاین ما، شما نه تنها لغات پرکاربرد با ترجمه را یاد میگیرید، بلکه:
- کاربرد عملی: از طریق مکالمات هدایتشده با اساتید مجرب، از همان روز اول از لغات جدید استفاده میکنید.
- تمرکز بر تلفظ: اساتید ما به طور مداوم بر روی تلفظ شما نظارت کرده و آن را اصلاح میکنند.
- یادگیری در بستر گرامر: تمام واژگان در قالب ساختارهای گرامری کاربردی تدریس میشوند تا یادگیری شما عمیق و پایدار باشد.
ما به شما کمک میکنیم تا از مرحله «حفظ کردن کلمه» عبور کرده و به مرحله «زندگی کردن با کلمات» برسید.
